فوتبال من

يادداشتها و تحليلهاي تورج عاطف

از ادوارد براون مستشرق معروف نقل شده است كه مي گويد "مردمان شرق در گذشته زندگي مي كنند و آفريقائي ها در اكنون و غربي ها  آينده را هدف قرار داده اند " حال اين حكايت به نوعي براي فوتبالي ها ما وجود دارد  بازيهاي جام جهاني به گونه اي براي ما مي تواند نقطه آغاز باشد به شرط آنكه  به خود آئيم و براي چهار سال آينده سرمايه گزاري كنيم و براي اين سر مايه گذاري برنامه اي داشته باشيم پس از اين كه قطبي با ادبيات قطبي گونه كه چاشني پرو پاگنيسم و شعار گرائي اش چون هميشه بسيار بيشتر از حد معمول است  در روز اول ورود به آفريقا اعلام كرد جاي من !( جاي او چرا ؟ او كه مشغول گشت و گرار در آفريقا است )و تيم ملي  ايران در آفريقا خالي است زيرا تيمهاي ضعيف زيادي در اينجا هستند و پس از او صحبت كفاشيان راشنيديم كه اگر ما هم در آفريقا بوديم چون كره و ژاپن نتيجه مي گرفتيم  حالا نوبت ديگران هست كه كماكان از واقعيتي به نام عقب ماندگي فوتبال ما از قافله جهان فرار كند از سوي يكي از روزنامه نگاران قديمي مي خوانيم اگر آن توپ پارك جي سونگ بجاي اين كه به داخل دروازه ما برود به تير مي خورد الان تيم ما بود كه به يونان دو تا گل مي زد ! و يا از سوي پرويز مظلومي شنيديم كه اگر ايران جاي كره اي ها بود دقيقا همين نتايج را مي گرفت و شاهكار اين اظهار نظر زماني بود كه عادل فردوسي پور در بازي بين ايتاليا و نيوزلند اعلام كرد اگر ما بعنوان تيم سوم گروه خود بوديم به طور حتم نيوزلند را راحت مي برديم و به آفريقا مي آمديم و او در حالي  اين ادعا را كرد كه از ياد برده بود در همان روزها در مقابل  بحرين همان حريفي كه نيوزلند آنها را حذف كرد تيم ما به رهبري جناب امپراتور 4 گل خورد تازه خوشحال بود كه تيمش نمايش خوبي داشته است ! و يا جناب عادل خان توضيج نداد كه چگونه تيمي را كه تيم ملي ايتاليا نمي تواند آنها را ببرد ما مي توانستيم براحتي ببريم و در جام جهاني حضور داشته باشيم و دليل اين ادعاي ما هم اين است كه چون  سه سال پيش نيوزلند را در تهران با سه گل شكست داده ايم  پس الان هم مي توانيم آنها را ببريم اين دليل فردوسي پور دقيقا مثل همان دلايلي است كه جناب امپراتور بعد از بازي هاي خوب كره هاي جنوبي و شمالي در جام جهاني ارائه كرده و معتقد است كه  اين دو تيم  را خوب مي شناخته  كه با آنها مساوي كرده و چون يونان به آنها نباخته و يا چون برزيل دچار مشكل نشده است !!براستي به كجا مي رويم ؟  چرا اينقدر در توهمات زندگي مي كنيم ؟ به اين آقايان بايد ياد آور شويم كه نماينده كشور ما در ليگ قهرمانان آسيا و قهرمان ليگ هشتم ما يعني استقلال با 9 بازيكن تمرينات خود را شروع كرده و  يا اين كه  تيمهاي بسيار پر تماشاچي چون تراكتور سازي و ملوان و  هنوز نمي دانند با چه بازيكني بايد عقد قرارداد كنند و يا هنوز نمي بينند كه  تمامي نامهاي بزرگ فوتبال ما حتي  در امارات هم جائي ندارند و تيمهاي اماراتي براي ارتقاي فوتبال خود حالا نگاه به بازيكنان با تجربه اي چون كارناوارو .. دوخته اند  آري فوتبال جهان مشغول برنامه ريزي و سرمايه گزاري براي آينده هستند و ما هنوز در رويا پردازي و از ياد برديم اقرار به ناتواني آغاز توانائي است

 تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com tourajatef@hotmail.com

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 10:5  توسط تورج عاطف  | 

مصاف ساحل عاج و برزيل اولين مسابقه رسمي آنها بوده است شايد عجيب باشد كه دو كشوري كه هر دو  از بزرگترين توليد كنندگان قهوه و كاكائو بوده و هر دو زخم استعمار پرتغال را چشيده و حالا با تيم ملي اين استعمارگران سابق هم گروه هستند تا به حال رو در روي هم قرار نگرفته بود و لي داستان زندگي چنين بود و فوتبال نيز چون زندگي پر از اتفاقهاي عجيبي است كه توضيحي براي بسياري از وقايع آن سخت دشوا ر مي نمايد در هر حال بزريل را براي بار دوم در اين جام ديديم برزيلي كه در بين تمامي تيمهاي جام جهاني استثنا است اين تيم تنها كشوري است كه در تمامي دورانهاي جام جهاني حضور داشته است و اين كشور بيشترين تعداد قهرماني را با پنج گانه خود در اختيار دارد و به دنبال " هگزا كامپيونه " يا قهرماني ششم است مصاف فيلها ( لقب تيم ساحل عاج ) با سلاطين سامبا يا سلسائو ( لقب تيم برزيل ) يك رويداد ويژه بود  ساحل عاج بعنوان يكي از پر اميد ترين تيمها در بين تيمهاي آفريقائي در مقابل طلائي هاي برزيل در حالي ايستاده بود كه اين طلائي پوشان آفريقاي جنوبي به واقع نشاني از برزيل  پر افتخار ندارند بسياري معتقدند  كه اين برزيل چون برزيل 1994 و يا 2002  اروپائي بازي مي كند اما بايد گفت اين تيم بي شباهت به برزيل 1990 و 2006 نيست كه سعي داشت سيستمهاي تدافعي اروپائي ها را تقليد كند اما اسلوب برزيلي يا بوكو جونيتو    را از دست دادند و عملا زود حذف شدند برزيل دونگا دقيقا يك برزيل پر ايراد است مهم ترين ايراد اين برزيل شرايط رواني بد آنها است  گريه مالكون در بازي اول و فريادهاي بي انقطاع دونگا بخاطر هر خطائي و  عصبي شدن آسان بازيكنان اين  تيم كه نمونه هاي  آن اخراج كاكا در  بازي در برابر ساحل عاج و استفاده از دست براي زدن گل توسط فابيانو  بود نشان مي دهد كه اين تيم در بازيهاي حساس تر دچار مشكلات رواني زيادي مي شود از سوي ديگر برزيل كاملا يكنواخت بازي مي كند در اين تيم همه راهها به راست ختم مي شود توپها به ژيلبرتو سيلوا داده مي شود و او به مايكون و يا الانو در راست مي دهد تا كاكا كه متمايل به راست است توپ را به فابيانو و روبينيو برساند در تيم برزيل مدافعي به نام باستوس در جناج چپ حضور دارد كه نه قدرت تكنيكي و نفوذ بازيكنان سابق اين جناح  برزيل چون رو برتو كارلوس را دارد و نه مي تواند چون برانكو مدافع قوي برزيل 1994 برزيل بتواند سد مستحكمي براي موج حملات پي ريزي شده از سمت چپ دفاعيشان ايجاد كند و همه ديديم كه چقدر ساده  دراگبا از حفره بين او و لوسيو استفاده كرد و تنها گل ساحل عاج را به ثمر رساند و اگر درخشش سزار نبود شايد گل دوم ساحل عاج هم به ثمر مي رسيد در  دفاع مياني هم ناهماهنگي را بين جوان مدافع روم و لوسيو ومدافع قهرمان ايتاليا و اروپا يعني تيم اينتر ميلان مي بينيم  برزيل در جناج چپ عملا جاي رونالدينيو را حالي مي بيند براستي اگر رونالدينيو در چپ و آلوز در راست و الانو در ميانه بازي مي كرد و ژيلبرتو سيلوا همان وظايف تدافعي خود كه زماني در آرسنال و اكنون در المپياكو س دارد را انجام مي داد و وظيفه بازي سازي را به كاكا مي دادند آيا باز هم برزيل باز هم يكنواخت بود ؟در تيم برزيل يكنواختي را حتي در تعويض ها مي بينيم و حالا كه در بازي در برابر پرتغال برزيل نه كاكا و نه الانو را ندارد بايد ببينيم دونگا چه تدبيري مي انديشد بر اين همه يكنواختي كه در برگرفته از يك ذهن يك هافبك  سابق تدافعي خالي از خلاقيتي چون  او است  و اگر وضع همچنان اين گونه براي سلسائو پيش رود شايد نتيجه سال 1966 بار ديگر تكرار شود كه در بازيهاي مقدماتي آن جام پرتغال در گروه دوم توانست برزيل  را با سه گل شكست دهد بهر حال بدست آوردن " هگزا كامپيونه " با اين برزيل كمي دور از ذهن است مگر آن كه افت جام جهاني نوزدهم دامان قهرماني را هم بگيرد     تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 10:4  توسط تورج عاطف  | 

سرزمين هلند به نام سر زمين توليپها يا لاله هاي رنگارنگ معروفند در شهر هاي هلند نماد آسياب بادي و لاله در همه جا ديده مي شود هلند سر زمين ظرافت است رامبراند و ون گوگ .. نمونه هائي از نشانه هاي هلندي هستند اما شايد معروف ترين  نشانه هلند در ورزش باشد هلندي ها قهرمانان معروفي در عرصه ورزش خصوصا فوتبال دارند و در فوتبالشان هم آثار ظرافت و زيبائي ديده مي شود هلندي ها  از اولين حاضران در جام جهاني بودند و از سالهاي 1934 و 1938 در جام جهاني حضور پيدا كردند اما چهل سال طول كشيد كه هلند بعنوان قدرتي در عرصه فوتبال جهان نمو پيدا كرد در  سالهاي اوليه دهه  70 هلند با بر خورداري از بزرگ مردي چون استوان كواچ و بعد از او رينوس ميشل توانست پايه گذار فوتبالي باشد كه در آژاكس انجام مي گرفت و رينوس ميشل در سالهاي 1971 تا 1973 سه بار آژاكس را قهرمان اروپا كرد و همان نسل طلائي رينوس ميشل بود كه به رهبري او به آلمان 1974 آمد هلندي ها ظريف با مرداني چون كرايوف و نيسكنس و آري هان و كرول .. ستاره هائي بودند كه حتي وقتي در نيمه نهائي برزيل به رهبري رولينو را مغلوب كردند هيچ كس حسرت نخورد اما هلندي هاي ظريف در مقابل ميزبان يعني آلمان در حاليكه 1 به 0 جلو بود بازي را واگذار كرد چهار سال بعد هلند به رهبري ارنست هاپل اطريشي  پاي به آرژانتين گذاشت و آنها بجاي كرايوف بازيكني با خصوصيات او يعني رنسن برينگ را معرفي كردند و او در كنار برادران واندر كركوف و كرول و نيسكنس  باز نمايشگر لاله هاي نارنجي و زيباي فوتبال آنها بودند اما اين بار هم ميزبان يعني آرژانتين مانع موفقيت لاله هاي ظريف شد با نايب قهرماني اين تيم در سال 1978 نسل طلائي هلندي ها ظريف رو به زوال رفت و  سالها طول كشيد تا هلندي با خصوصيات  لاله هاي نارنجي پا به عرصه مسابقات گذارد  و در اواخر دهه 80 بود كه هلند بار ديگر با رينوس ميشل بازگشت و اين بار به همراه خود سه بزرگ ديگر داشت فون باستن و ريكارد و گوليت اين سه به همراه ميشل پير توانستند قهرمان  ارو پا شوند اما  در جامهاي جهاني دهه 90 ناموفق بودند هلندي ها در جام جهاني 90 در يك بازي جنجالي كه بين تيمهاي آلمان و هلند بود با  دعواي عجيب رايكارد و فولر و باخت در آن بازي حذف شدند در سالهاي 1994 و 1998 برزيل مانع موفقيت آنها شد و باعث شد كه نسل طلائي كه با سيدورف و برادران كومان و برادران دي بوئر و داويدز و برگ كمپ و كلايووت و به رهبري ون گال در آژاكس شكل گرفته بود ناكام بماند و نتوانند با بزرگ مربي چون گاس هيدينگ و ون گال   به جائي برسند هلند  در آغاز قرن 21 آمده بود كه تاريخ را عوض كند و براي اين كار از رايكارد بهره گرفت كه تازه  به عرصه مربيگري آمده بود رايكارد در يورو 2000 كه  به ميزباني هلند و بلژيك بود علي رغم اين كه تيم بزرگي از نارنجي را تحت رهبري داشت ناموفق بود و اين اتفاق باعث شد كه هلند  هيچگاه در سالهاي بعد هم موفق نباشد و همه ديدند كه هلند نارنجي چگونه دل طرفدارانش را شكست و حتي فون باستن محبوب هم نتوانست در يورو 2008 و جام جهاني 2006 براي هلندي ها و عاشقان نارنجي موفقيتي كسب كرد اما هلند 2010 يك هلند ديگر است اين هلند تا به حال دو بازي را برده و گلي نخورده است اما اين هلندي ها طرافت ندارند و بايد به آنان لاله هاي آهنين گفت در اين تيم ديگر مرد صاحب نامي سر مربي نيست و فان مارويك  در حالي مربيگري مي كند كه تنها چهره معروف كنار دستش فرانك دي بوئر بازيكن سر شناس سالهاي دور هلند است در بين چهره هاي هلند مردان جنجالي كمتر مي بينيم هلند  در نوك حمله خود نيستلروي را ندارد و بجاي او فان پرسي و هونتلار و كويت هستند مرداني كه اصلا قابل مقايسه با كرايوف و رنس برينگ و برگ كمپ و فون باستن وكلايووت و.. نيستند هلند در ميانه ميدان كاملا آهني است در اين خط مياني اشنايدر و فان در فارت طراح هستند مرداني كه كمترين كار اضافي را دارند و همگان ديدند كه در بازي در مقابل دانمارك و ژاپن بيشترين پاسها را مي دهند فان در فارت در رئال و اشنايدر مغضوب رئال و در اينتر بازي كرد و هر دو نامهاي بزرگي هستند اما هيچگاه در آندازه آري هان و سيدورف و گوليت و و.. نيستند پشت سر آنها فون بومل و ديونگ هستند دو مهره خشك و آهني كه فقط  در چارچوب كارهاي تاكتيكي هستند  هلند كاپيتاني چون وانگرون هوست  دارد مردي كه فاصله اي  آشكار با كرايوف و كرول و كومان و گوليت وواندر سار از بعد رهبري دارد در كنار او ماتيسن و هاتينگا و فان درويل بازي مي كنند يك خط دفاع  ماشيني كه در روي هوا ضعيف و در بازي سازي مشكل دارند هلند آهني در اين دو بازي 6 امتياز گرفت و صعود مي كند اما اين هلند ظريف نيست و زيبا بازي نمي كند  هلند با قرباني كردن ظرافت به دنبال قهرماني آمده است اما بايد ديد اين تجربه مي تواند چون برزيل 1990 ناموفق  و يا برزيل  1994 موفق باشد هلند تيم دلها نيست اما همه مي داند هلند محبوب دلها هيچگاه قهرمان جام جهاني نشده است  

   تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 11:7  توسط تورج عاطف  | 

فكر مي كرديم كه جام جهاني مي تواند اندكي انديشه جهاني به مردان صاحب فوتبال ما دهد اما دوست داريم در خنكاي سايه بي تدبيري  آرام گيريم و باز با اشتباهات فراوان كار خود را ادامه دهيم با هم نگاهي به چند خصيصه فوتبال ايراني در كنار رويداد جهاني مي افكنيم

1/ سر مربي ايران كجاست ؟

سر مربي تيم ملي ايران در جام جهاني مشغول تفريح است او به جام جهاني رفته است كه به قول جناب رئيس فدراسيون تيمهاي آسيائي را نظاره كند مي پرسيم مگر نمي دانيد كه در جام ملتهاي آسيا هيچگاه تيمهاي ژاپن و كره جنوبي با نفرات اصلي خود به ميدان نمي آيند از جناب سر مربي تيم ملي ايران  مي پرسيم آيا شما نمي دانيد كه تيمهاي ژاپن و كره جنوبي هر 4 سال تيمي جديد براي دوره بعدي مسابقات جام جهاني مي سازند و اين گونه نيست كه چون ما براي بازي با تايلند و امارات و ... در به در نكونام و شجاعي و تيموريان باشند ؟ پس سر مربي ايران در جام جهاني به دنبال چه چيزي جز گشت و تفريح است ؟اين روزها در ايران بيشتر تيمهاي بزرگ مشغول آماده شدن خود هستند و بيشترين مربيان ما مي توانستند جلساتي با سر مرييب ايران داشته و فصل جديد را با هماهنگي تاكتيكي براي بازيكنان تيم ملي آغاز كنند اما ...

2/ آقاي رئيس فدراسيون مي فرمايند اگر ما هم به جام جهاني مي آمديم چون كره جنوبي و ژاپن بوديم مي پرسيم اگر ما چون آنان بوديم پس چرا از قطر و اردن  شكست مي خوريم و لي ْ آنها مي توانند يونان و كامرون را برده و يا برزيل و هلند و آرژانتين را آزار دهند آقاي رئيس نمي داند كه فرق ما با اين تيمها چيست ؟ همين امروز هفته ها است كه تيم ملي ايران  تعطيل است  قرار داد مربي دروازه بانها را نبسته اند  كمك مربي با سابقه 4 ماه كار ناموفق را به تيم ملي آوردند و خود سر مربي در حال گشتن در آفريقا است آيا ما با كره جنوبي و ژاپن يك گونه هستيم ؟

3/در همه جاي دنيا رسم و اصل بر اين است كه رسانه ها بي طرف باشند اما در همه چيز ما طرفداري و تعصب بي مورد موج مي زند مثلا گزارشگران فوتبال ما براحتي از تيمهاي محبوب خود صحبت مي كنند و در خلال گزارشها و يا تفاسير بعد از بازي مي بينيم سوالها بر حول و حوش تيمهاي محبوبشان و در جريان بازي به زور سعي از نشان دادن  برتري هاي تيمهايشان دارند در طول بازي اطلاعات از فاميل و دوست و همسايه و بسياري از مسائل غير ضروري مي شود و بخوبي سعي مي كنند تيم محبوب خود را بر تر جلوه دهند مي پرسيم در كجاي دنيا طرفداران از تيمي را به كارهاي رسانه اي به گونه اي مي گمارند كه آنها اجازه هر گونه طرفداري يك جانبه داشته باشند ؟ و اين نمونه ديگري از فوتبال ايراني در جام جهاني است

3/تفاسير بعد از بازي هم جالب است مثلا اعلام مسافت پيموده شده و يا دويده شده و تعداد پاسها كه گوئي هيچ كس نمي تواند آن را داشته باشد آماري كه سريع گفته مي شود و  به درد هيچكس نمي خورد گوئي براي پر كردن وقت است وگرنه همه مي توانند با مراجعه به سايتها ي آن را بيابند استفاده از دو مجري كه يكي گويا صداي ضبط شده اي است كه مشغول دادن پيام هاي تبليغاتي در مورد بانك و اداره برق و.. است و ديگري كه مشعول طرفداري از تيمهاي محبوب خود است شاهكار برنامه هاي يك جهان و يك جام و رفتار  فوتبال فارسي است

4/ مي پرسيم مفسران فوتبال بر اساس چه ادله اي انتخاب مي شوند چهره هاي تكراري و حرفهاي تكراري و اطلاعات غلط حتي در زمينه جغرافيا از شاهكارهاي تلويزيون ما است مثلا تا به حال نمي دانستيم كه اسلواكي جز يوگوسلاوي سابق بوده است!!  كه به همت كارشناسان برنامه شاهد آن هستيم  و يا اين كه گفته  مي شود فلان تيم فقط مي تواند  بر روي ضربه هاي  ايستگاهي گل بزند ! آخر كجاي دنيا مي توانند چنين ادعائي  بكنند؟  اين مفسران كه حتي جغرافياي تيمها را نمي دانند چگونه مي توانند در مورد آنها  توضيحي درست دهند  از سوي ديگر همه مي دانيم كه سالها است فوتبال بر پايه چهار خط تعريف مي شود اما باز آقايان خبر از سيستمهاي  سه خطه مي دهند

و اين قصه ادامه دارد

 تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 11:7  توسط تورج عاطف  | 

تيم ملي آلمان  يكي از پر افتخار ترين تيمهاي جام جهاني اين تيم در هيجده دوره قبلي جام جهاني توانسته است  سه بار اول و سه بار سوم و چهار بار دوم شوند يعني به عبارت ديگر ژرمنها در در ده نيمه نهائي جام جهاني حضور داشتند و اين ركورد به واقع باور نكردني است سالها است كه آلماني ها را به سخت كوشي و مبارزه تا آخرين دم مي شناسند و حالا به نظر مي آِيد بار ديگر آلمانيها به نقطه اي رسيده اند كه نياز به اين خصيصه هائي دارند كه به آنها معروفند آلمانيها در گروهشان تا به حال يك برد و يك باخت دارند  و  هم امتياز با صربستان و غنا هستند و اين در حالي است كه تيم غنا هموز يك بازي كمتر كرده است شرايط به گونه اي است كه به نظر مي رسد آلمان حتما بايد در بازي آخر خود در مقابل غنا پيروز شود تا آنگاه به لطف تفاضل گل بهتر صعود كند و اين ها در حالي است كه غنا  و صربستان نتوانند استراليا را گل باران كنند  طرفداران تيم آلمان هنوز معتقدند قهرمان سه دوره جام جهاني و نايب قهرمان چهار دوره و دارنده سه عنوان  سومي جام بتواند خود را نجات دهد و براي  اثبات اين ادعا اشاره به تاريخ دارند اما مي پرسيم آيا شرايط اين آلمان چنين همه تيمهاي آلمان پيشين است ؟ آلمانيها نخستين قهرماني خود را در سال 1954 در سوئيس كسب كردند آلمان سوخته از آتش جنگ جهاني دوم در حالي به برن آمد كه هيچ كس به آنها بهائي نمي داد اما آلملنيها در كنار سخت كوشي خود از يك سر مربي بزرگ به نام سپ هربرگر و يك كاپيتان فرمانده به نام فريتز والتر بهره مي گرفتند دوازده سال بعد در لندن آلمانيها به بكن بائر و اووه زيلر و در سال 1970 كه سوم شدند به بكن بائر و اوورات و گرد مولر بعنوان بازيكن و هلموت شوئن بعنوان سر مربي مي نگريستند آلمانها در 1974 كه قهرمان شدند باز بكن بائر را بعنوان كاپيتان و مردان با تجربه اي چون  چون فوگتس و بونهوف و برايتنر و گرد مولر.. دل بسته و سر مربي باتجربه اي چون شون را روي نيمكت داشتند  در سال 1982 آلمانيها به رومينيگه و برايتنر و آلوفس و شوماخر دلخوش بودند و يوب دروال را بعنوان يك سر مربي بسيار  باتجربه روي نيمكت خود داشتند  در سالهاي 1986 و 1990 كه آلمانيها دو بار به فينال رسيدند بكن بائر را بعنوان سرمربي خود ديدند و در هر دو دوره كاپيتانهائي چون رو منيگه و ماتيوس را داشتند آلمانيها در سال 2002 هم تيم جواني داشتند اما در زمين مرداني چون اولي كان و بالاك و روي نيمكت بزرگ نامي چون فولر را داشتند در سال 2006 آلمانيها در خاك خود بازي مي كردند ولي باز مردان با تجربه اي در زمين داشتند كه در آنها بايد به كاپيتانشان بالاك اشاره كرد و همين طور چهره محبوب كلينزمان كه توانسته بود  بعنوان سرمربي معجزه كند اما آلمان اين روزها سر مربي چون يوآخيم لو را دارد لو هيچگاه يك سر مربي كاريزماتيك نبوده است او به شدت عصبي است در يورو 2008 بعلت درگيري  در كنار زمين اخراج شد و ديروز همه ديديم كه در طول بازي  چهره مستاصلي داشت و كوبيدن بطري آب بر زمين و رفتارهاي عصبيش نشان مي داد كه در مقابل فشار قادر به خويشتن داري  يك سر مربي بزرگ نيست در درون زمين هم آلمانيها يك رهبر بزرگ ندارند فيليپ لام به هيچ عنوان صلابت كاپيتانهائي چون بالاك و كان و ماتيوس و رو منيگه و شوماخر و بكن بائر و اووه زيلر  را ندارد از سوي ديگر آلمانيهاي سرد و آهنيني كه بسيار معتقدند مي توانند معجزه كنند كمتر در ميان  نيمه آلمانيها تيم فعلي آلمان ديده مي شود در اين تيم كلوزه و پودولسكي ريشه لهستاني دارند و او زيل گرچه نمائي از يك مهمت شول دارد  اما چون او با تجربه نيست خديرا را نمي توان با خصوصيات آلماني ديد و اين قصه در مورد مارين  بوسنيائي الاصل و كاكائو  برزيلي !هم صادق است ريشه هاي ژنيتيكي و خانوادگي آلمانيهاي اصيل كه بر پايه سخت كوشي است در بين نيمه آلمانيهاي تيم ملي فعلي آلمان ديده نمي شود و  از سوي ديگر   بين آلمانيهاي اصيل هم  نمي تواند مردان آهنيني ديد و بر فرض نمي تواند شوان اشنايگر را با امثال افن برگ و سامر و بونهوف  يا فريتريش و مته ساگر و بادشوبر و لام را با  مردان قديمي اين پست چون اشتليكه و برتولد و بر مه و بريگل و نوير را با كان و لمن و شوماخر و سپ ماير  مقايسه نمود بايد گفت اين آلمان بدون مردان بزرگ روي نيمكت و داخل زمين و بدون رهبري كاريزماتيك راه سختي براي درخشش خواهد داشت و شايد نتوانند آن روحيه آلماني را تكرار كنند  باهم به انتظار مي نشينيم     

   تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 9:24  توسط تورج عاطف  | 

مي گويند يك ارتش بزرگ را تنها يك سر دار بزرگ مي سازد زيرا سربازان بخاطر فرمانده شان است كه تا آخرين قطره خون خود مبارزه مي كنند و از سوي ديگر اگر سرداري بزرگ نباشد بزرگترين و مجهز ترين  ارتش ها هم نابود مي شوند و اين قصه براي همه مسائل اجتماعي وجود دارد هر گروه و اجتماع و تيمي نياز به يك رهبر دارد رهبري كه بتواند به تيمش حس جاه طلبي و عشق و مبارزه تا آخرين حد را القا كند آرژانتين 20 سال است كه در جام جهاني ناموفق بوده است آخرين بار آنها در سال 1990 توانستند در فينال جام جهاني حضور يابند و همه مي دانند در جام جهاني 1990 ايتاليا  آرژانتين قهرمان دوره پيش آن دوره به همت دو مرد به فينال رسيد نخستين فرد مهم آن تيم  دروازه باني به نام گويكوچا بود كه با مهار ضر بات پنالتي توانست تيمي چون ايتاليا با ستارگاني چون بارزي و جانيني و بارسي و مالديني و ويالي و  والتر زنگا و باجو و اسكيلاچي  را  حذف كند و از او مهم تر كاپيتان آن روزگار آرژانتين و سر مربي فعلي اين تيم  مارادونا بود همه مي دانستند كه آرژانتين تيمي بود كه بايد بر عليه بسياري از عوامل مي جنگيد دست ندادن مارادونا در هنگام دريافت جام از هاوه لانژ رئيس برزيلي اسبق فيفا   در جام 1986  بازار شايعات ر ا به منتهي خود رسانده بود و همه انتخاب داور ضعيف مكزيكي در فينال 1990 را دقيقا مرتبط  به اين مسئله مي دانستند و كار به جائي رسيده بود كه مارادونا رسما اعلام كرد باند برزيلي فيفا نمي خواهد بگذارد آرژانتين براي بار سوم قهرمان شود تا به ركورد برزيل در آن روزگار برسد القصه آن بازيها تمام شد و آرژانتين در آن مسابقات دوم شد و در دوره بعد مارادونا به گونه اي از جام در سال 1994 بيرون انداخته شد تا برزيل بتواند در آن جام و هشت سال بعد در 2002 دو بار ديگر قهرمان شود و فاصله خود با آرژانتين را زياد كند بيست سال از روزهاي  حضور كاپيتان كاريزماتيك آرژانتين در زمين مي گذرد آرژانتين علي رغم موفقيت در المپيك ها و جام ملتهاي آمريكاي جنوبي در عرض 20 سال گذشته موفقيتي در جام جهاني نداشته است ولي امسال قصه آرژانتين فرق مي كند همه مي دانند كه مارادونا در عرصه مربيگري كارنامه طولاني و موفقي ندارد بسياري معتقدند كه هر مربي مي تواند با تيمي متشكل از مسي  و هيگوئين و ميليتو و توز و هاينسه و ساموئل و ورون و ماسكرانو و آگرو ... در جام جهاني مدعي باشد اما اين دوره آرژانتين از فاكتوري استفاده مي كند كه سالها بود از آن بي بهره بود اين دوره آرژانتين فوتبال را با احساسش بازي مي كند از سال 1990 تا به امروز مرداني چون    كارلوس بيانكي وبيلسا و پاسارلا و پكرمن ..به تيم آرژانتين آمده اند مرداني كه چون مارادونا امروز كت و شلوار خاكستري  با كراوات داشتند اما حسهاي او را نمي توانستند به بازيكنان منتقل كنند همه مي دانند راز قهرماني آرژانتين در سال 1978 و  1986 حضور مرداني بود كه قلب و عشق را به آرژانتين داده بودند آرژانتين غرق در فقر در حكومت ژنرالها در سال 1978 به همت سر مربي با احساسي چون سزار منوتي توانست وحدت ملي را به تيم بر گرداند و منوتي با نقش پدري كه براي تيمش بازي مي كرد توانست مرداني چون فيلول و كمپس و آرديلز و پاسارلا و دياز و... را يك پارچه كند در سال 1986 و 1990 زوج بيلاردو بعنوان سر مربي و كاپيتاني پر احساس چون مارادونا اين حس جاه طلبي و يكي شدن را به تيم داد امروز آرژانتين مارادونا ديگر درد اختلافها را ندارد  آنها ديگر با مردان اخمو و سخت گيري چون پاسارلا مواجه نيستند كه حتي به موي سر بازيكنان كار داشته باشند امروز آرژانتين مردي را بعنوان سردار خود مي بيند كه با بوسه بازيكنانش را به زمين مي فرستد و در پايان بازي به آنها تبريك مي گويد امروز آرژانتين يك پدر بر روي نيمكت دارد در آرژانتين شايد دانش مربياني چون هيتسفيلد و كاپلو و ليپي و كوئيرژ و لمبرگ ... نباشد اما آرژانتين 2010 با نيروي هاي رواني مي خواهد بر جنگ تاكتيك ها پيروز شود مارادونا در راه منوتي است همان منوتي كه در سال 1978 او را در فهرست نهائي بعلت جواني زياد قرار نداد اما اجازه داد او در كنار تيم باشد تا كاپيتان آرژانتين در جام جهاني جوانان بوده و قهرماني ديگري را به تيم آورد و مارادونا شود آرژانتين امروز با مارادونا يك تيم كامل است و اين راز بزرگ موفقيتهاي آرژانتين مي تواند باشد به انتظار مي نشينيم .

/WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 11:58  توسط تورج عاطف  | 

پس از قهرماني  سه گانه  برزيل در جام موسوم به ژول روميه  فيفا جام جديدي به جهان معرفي كرد و نخستين  بار   براي بردن اين جام, تيمها در

آلمان غربي  سابق گرد هم آمدند و اين اتفاق در حالي افتاد كه آلمان در سال 1972 قهرمان  اروپا شده بود بايد گفت از دوره اول جام جهاني تا به امروز تنها دو بار قهرمان اروپا توانسته به فينال جام جهاني برود و در اين دو فينال تها يك بار قهرمان اروپا توانسته قهرمان جهان نيز شود و هر دو ي اين دو بار آلمان بوده كه در سال 1974 قهرمان جهان شد و در سال 1982 در فينال بازي را به ايتاليا باخت و شايد اگر آن اتفاقهاي عجيب بازي نيمه نهائي آلمان و فرانسه  در آن مسابقات نمي افتاد و خطاي آشكار هارولد شوماخر دروازه بان بر جسته آلمان با  كارت قرمز جريمه مي شد شايد آلمان تنها قهرمان اروپائي بود كه توانسته يك بار به فينال رود اما در هر حال آلمان يگانه تيمي است كه پس از قهرماني در اروپا توانسته قهرمان جام جهاني هم بشود  و فراسنه تنها تيمي است كه پس از قهرماني در جهاني  اروپا را فتح كرده است و به همين دليل است كه براي بسياري قهرماني اسپانيا در جام جهاني مي تواند بسيار شگفت انگيز و تكرار يك  اتفاق نادر  تاريخي باشد اسپانيا آخرين قهرمان اروپا است اين تيم در يورو 2008 توانست پس از نمايشي دلپذير صاحب قهرماني بزرگ شود و  هنوز هم بسياري به اين تيم بعنوان اميد اول  قهرماني اشاره دارند اما اسپانيا روز گذشته با خيال عبور از تيم سوئيس آمد و فكر مي كرد كه بازيكنان سوئيس مي تواند چون پنير اين كشور عمل كرده و سوراخ و سوراخ بشنوند اما اسپانيا از ياد برده بود كه سوئيسي ها  مردماني هستند كه  در كنار پنير هاي معروفشان  مي توانند  دقيق ترين ساعتهاي دنيا را توليد كنند و بسيار هم مي توانند منظم عمل كنند  و چنين شد و سوئيس با همت مردان  و مربي بزرگش هيتسفيلد توانست بردي به شيريني شوكولاتهاي معروف كشورش براي خود كسب كند مردان دل بوسكه در اين بازي نشان دادند كه نامهاي بزرگي بر روي كاغذ بوده و شايد بايد خاطرات يورو 2008 اين تيم را فراموش كرد و با نگاهي جديد به اسپانيا نگاه كرد اسپانيا با  6 بارسلونائي و 3 رئال مادريدي  كه رقابت سختي را براي فتح  لا ليگاه به معرض نمايش گذاشتند به ميدان آمدند اما در طول بازي معلوم بود كه مردان خسته چون ژاوي آلونسو و ژاوي هرناندز و پيكه و پويول و راموس و  مردان تازه از بند آسيب ديدگي رها شده يعني تورس و اينيستا چون  بازيهاي باشگاهي خود بازي نمي كنند در بازي ديروز اسپانيا را تيم عصبي و احساساتي و خسته و تا حد زيادي عجول و شتابزده ديديم اسپانيا تيمي است كه چون بسياير از تيمهاي اين مسابقات نشان داد كه از عهده سيستمهاي تدافعي  1-4-5 و يا 1-1-3- 5 و يا 1-2-3-4 بر نمي آيد بازيهاي  دور اول در حالي به پايان رسيد كه  9 كشو ر مدعي جام جهاني يعني پر تغال و آرژانتين و آلمان و ايتاليا و برزيل و انگلستان و هلند و فرانسه و اسپانيا  در روز نخست صاحب  4 برد و 4 تساوي و يك باخت شدند و اين باخت نصيب تيمي شد كه قهرمان آخرين دور ه مسابقات جام ملتهاي اروپا است نه كشور بزرگ دنيا در 9 بازي  خود 12 گل زده و 5 گل خورده اند كه وقتي تيمهائي چون پاراگوئه و كره شمالي و آمريكا و نيجريه و استراليا و سوئيس  را در بين حريفان اين تيمها مي بينيم به سختي باور مي كنيم كه اين تيمها براي كسب قهرماني بتوانند راه آساني را بپيمايند در هر حال اسپانيا بازي اول را باخت كه به احتمال زياد در دور اول حذفي به برزيل بخورد  و شايد اين نشانه اي براي تكرار قصه تكراري ناموفقيت قهرمانان اروپا در جام جهاني بعد از قهرمانيشان باشد به انتظار خواهيم نشست

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 12:26  توسط تورج عاطف  | 

فوتبال بزريل را به نام زرد و سبزها مي شناسند و برخي هم قهرمان پنج گانه جام جهاني را طلائي پوشان  مكتب سامبا مي نامند از سوي ديگر تيمي  از آسيا را در مقابل خود در اولين بازي دور نهائي جام نوزدهم ديد كه نه خبر نگار و نه تماشاچي و نه حتي لبخند بر چهره داشت شايد تنها لبخندي كه از اين تيم مي ديديم  پس از زدن   تك گل آنها در اولين بازيشان در جام جهاني نوزدهم  بر روي صورتهايشان ديده شد  تا با سه گلي كه  به پر تغال و يك گلي كه به ايتاليا و يك گلي كه به شيلي در جام جهاني 1966 زدند يكي ديگر بيافزايند اما همين  تيمي كه همگان معتقد بودند هيچگاه نمي تواند قصه " توفان زرد "  بازيهاي لندن را تكرار كند توانست نسيمي از آن تيم را بوزاند آري كره شمالي براي تفريح  به جام نيامده بود تيم كره شمالي نشان داد كه حتي براي  كسب تجربه هم به جام نيامده بودند آنها به جام آمدند تا نشان دهند كه علي رغم فقر و ديكتاتوري و آرمانگرائي هاي پوچ نظامي مي توان با عنصري به نام فوتبال  يكي از واگنهاي ترن جهاني شوند سر زميني كه همواره بخاطر فعاليتهاي اتميش در صدر اخبار جهان بوده است ديشب بار ديگر به صدر خبرها رفت اما اين بار قصه جنگ و بمب اتمي و رهبر ي كاريزماتيك آنها نبود قصه اين بار كره شمالي درخشيدن بود شايد ندانيد اما  عنوان شده است كه مردمان كره شمالي معتقدند علت گرم شدن زمين در اين است كه روح ! ( اعتقاد به روح در نزد ماترياليستهاي كره شمالي هم جالب است ) پدر رهبر آنها در خورشيد سكني دارد و آنجا را گرم ترمي كند و يا اين كه اگر رهبر فعلي آنها  بميرد منظومه شمسي از بين مي رود اما همين مردم با اين طرز تفكر عجيب توانستند به دنياي فوتبال درس بزرگي دهند و آن درس حكايت عشق و توپ گرد بود داستان توفان زرد براي كره شمالي 2010 شباهت زيادي به كره شمالي 1966 دارد در جام جهاني لندن آنها با شيلي  تيم سوم جام جهاني 1958 و شوروي كه در همان سال 1966 چهارم جهان شد و با ايتاليا قهرمان دو دوره جام جهاني تا سال 1966 رو به رو شدند همه آنها را شكست خورده مي دانستند اما تساوي با شيلي و پيروزي بر ايتاليا و بازي پايا پاي با پر تغال آنها را ملقب به توفان زرد كرد اين بار هم كره شمالي آمد با هزاران ايرادي كه به تيم آنها مي رفت آنها نام يك مهاجم را بعنوان دروازه بان سوم دادند و در انزواي كامل بودند و در اولين ديدار به مصاف برزيلي مي رفتند كه چون جام جهاني 1966 با مسن ترين ها به جام آمده بود مردان مسن برزيل در 1966 " اورلاندو " و " بليني " و " جلما سانتوز " و " گارينشا " بودند اما اين برزيل هم با لوسيو و ژيلبرتو سيلوا و فابيانو و ...اوضاع بهتري نداشت در مقابل كره شمالي يك برزيل با تجربه و محبوب بود و كره شمالي تنها يك سردار داشت و آن يازده بازيكن منسجم و تلاشگر بودند كه نه به وقت كشي دست زدند نه حتي خطا كردند و دامنه بازي جوانمردانه آنها به اندازه اي بود كه نيمه اول حتي وقت اضافه اي نداشت آري كره شمالي ديروز نيامده بود كه خوب ببازد بلكه آمده بود كه ببرد و يا حداقل تساوي كند و همه اين حس را از بازي متراكم آنها و يورش هاي گاه به گاه چونگ تايسه مي ديدند و حتي اگر اشتباه ري چو گوگ دروازه بان آنها نبود شايد بازي را به تساوي مي توانستند بكشند  اما اين گونه نشد آنها به برزيل اجازه ندادند كه يك فوتبال نمايشي بر پايه جوكو بونيتو (بازي زيبا ) به نمايش گذارند آنها شايد با سيستم 1-4-5 و شايد 5-5 در مقابل سيستم 2-2-2-4 برزيل بازي كردند اما شجاع بودند فوتبال جوانمردانه اي ارائه كردند آنها ديروز نشان دادند كه چيزهائي مهم تر از بمب اتم و افكار نظامي رهبرشان و ديكتاتوري راديكالشان دارند آنها عشق به فوتبال داشتند و سر انجام تواسنتد در دقايق  آخر بازي نسيمي زرد به زرد هاي برزيلي بزنند تا رخ آنتها زر شود وبيانديشند كه تيمي چون كره شمالي توانست به كاكا و مايكون و روبينو فابيانو و سزار و لوسيو ژوان و سيلوا وحشت تزريق كند  آري كره شمالي در بازي اول توفان زرد نبود اما توانست نسيم زرد را بنوازد حالا روي آنها بيشتر بايد حساب كنيم

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 9:42  توسط تورج عاطف  | 

شايد سخت ترين پست در هر تيم فوتبال نقش دروازه باني  باشد دروازه بان هر تيم مي تواند با واكنشهاي خوب بيشترين تاثير را بر روي جريان بازي گذارد همواره  اشتباهات دروازه بان بيشتر به چشم مي آيد و درخشش آنها مي تواند سر نوشت ساز باشد و اين اتفاق همواره در تمامي مسابقات جام جهاني افتاده است همان گونه كه همگان شاهد بودند كه  در سالهاي 1958 و 1962 تيم شوروي سابق به همت بزرگ ستاره اي  چون لئو ياشين درخشش بي نظيري در صحنه  فوتبال دنيا و خصوصا اروپا داشته باشد همين نقش را گوردن بنكس دروازه بان انگلستان در سال 1966 بازي كرد در  جام جهاني 1974 آلمان مرداني چون توماژفسكي دروازه بان افسانه اي لهستان بازي كرد و اين تيم را به مقام سومي جهان رساندو در كنار او سپ ماير دروازه بان افسانه اي تيم آلمان غربي آن روزگار  در جام جهاني بازي كرد و آلمان را به عنوان قهرماني براي دومين بار رساند  در سال 1978 اين تيم آرژانتين بود كه با دروازه باني چون فيلول درخشيد قهرمان جام جهاني شد در سال 1982 قصه دروازه بان ها دو گانه بود  برزيل پر ستاره اسير يك دروازه بد يعني والداير پرز شد و با سوكراتس و زيكو و ادر حذف شد اما در سوي ديگر ايتاليا به همت زوف قهرمان افسانه اي و مسنش  قهرمان شد  اين حكايت در جام جهاني ايتاليا تكرار شد و گويكوچا دروازه بان سوم تيم ملي آرژانتين با مهار ت فوق العاده اش در ضر بات پنالتي  تيم متوسط آرژانتين را تا رتبه  نايب قهرمان جام هدايت  نمود هر چند او نتوانست پنالتي  ماتياس برمه را در فينال جام مهار نمايد اين حكايت در جام جهاني 1998 با بار تز در جام جهاني 2002 با اوليور كان و در سال 2006 با بوفون تكرار شد و هر سه اين دروازه بانها نقش انكار ناپذيري در كسب موفقيتهاي  تيمهايشان در مسابقات جام جهاني داشتند اما اگر تا قبل از  اين جام در هر دوره جام جهاني يك و يا دو دروازه بان نقش هاي بزرگي در طول مسابقات بازي مي كرد تا پايان روز چهارم  جام نوزدهم  قصه دروازه بانها در صدر اخبار بوده است بايد گفت در جام نوزدهم تا پايان روز چهارم نتايج بسياري از بازيها را دروازه بانها رقم زدند در روز او ل كمانه دروازه بان تيم آفريقاي جنوبي بهترين بازيكن تيم آفريقاي جنوبي بود او با مهار ضر به هاي مكزيكي ها و شروع مجدد هاي بي نظيرش بهترين بازيكن روز اول بود همتاي او انميه آ در تيم نيجريه هم چنين عمل كرد و بهترين بازيكن بازي بزرگ نيجريه و آرژانتين بود و او هم چون كمانه اسير ضر به يك مدافع شد و اين  اتفاق در بازي انگلستان و آمريكا نيز افتاده است و تيم هوارد دروازه بان تيم ملي آمريكا هم با در خشش خود نقش انكار ناپذيري در تساوي دو تيم داشت و جالب اينجا است كه رقيب او در دروازه مقابل يعني گرين دروازه بان تيم انگلستان كه جانشين مرداني چون گوردن بنكس و پيتر شيلتون و ري كلمنس شده است با آن گل مضحكي كه خورد باعث شد بسياري به توانائي هاي تيم ملي انگلستان  در كسب مجدد عنوان  قهرماني شك كنند و بايد در  اين راه گرين را تنها ندانست و چائو چي دروازه بان تيم الجزاير را هم چون  گرين  مقصر اول شكست تيم الجزاير در برابر اسلوني دانست  بايد گفت كه با توجه به اين كه تا به حال بيشترين تاثير در  كسب نتايج را تيم دروازه بانها داشته اند شايد جام جهاني نوزذهم را جام دروازه بانها بايد ناميد و تعريف جديدي براي اين پست پس از انجام بازيها براي دروازه باني بوجود آيد به انتظار مي نشينيم

   تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/                                                                                                             

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 17:7  توسط تورج عاطف  | 

بازار پيش بيني براي جام جهاني داغ است و هر كس وارد اين بازي مي شود و چنين است كه چندان نبايد تعجب كنيم كه از سر مربيان   شاغل در ليگ ايران هم در مورد جام جهاني پرسيده شود و چنين است كه فراز كمالوند سر مربي تيم تراكتور سازي هم به سوال كشيده مي شود و وقتي از او در مورد تيم محبوبش مي پرسند مي گويد كه اميدوار است كه برزيل براي پنجمين بار قهرمان جام جهاني شود !! نمي دانم چرا اين پاسخ كمالوند مرا به فكر انداخت كه در مورد بقيه پاسخهاي او نيز بيانديشم و مي گويم وقتي كمالوند هنوز نمي داند كه 8 سال پيش برزيل پنجمين قهرماني خود در جام جهاني را در كره  جنوبي كسب كرد آيا نبايد گفت كه به گونه اي زمان براي او و ديگر دست اندركاران تيم فوتبال تراكتور سازي تبريز متوقف شده است  كمالوند در مورد فصل نقل و انتقال و مهره هاي موردنظر تراكتور مي گويد كه صبر كرده ايم پرسپوليس و استيل آذين خريدهاي خود را بكنند و بعد به سراغ مهره هاي ليگ برويم مي گوئيم كه پرسپوليس و استيل آذين و حتي سپاهان 7 بازيكن مي توانند بگيرند با توجه به تمديد  قرار داد بر خي از مهره هاي اين تيم ها بايد گفت هر كدام از اين تيمها مي توانند 7 بازيكن و در كل  و به طور يقين 21 بازيكن جذب مي كنند در كنار اين سه تيم تيمهاي ذوب آهن و سايپا..  هم حضور دارند حالا مي پرسيم تراكتور سازي قرار است بعد از رفع نياز اين تيمها چه بازيكناني را بگيرد ؟ كمالوند مي گويد كه همچنان اميد به تماشاگران تراكتور سازي دارد كه در 34 بازي, اين تيم را قامت ميز بان بپوشانند مي گوئيم آيا كمالوند هنوز در دهه 60 خورشيدي زندگي مي كند كه تيمهاي استقلال و پرسپوليس تنها دلخوش به تماشاگرانشان داشتند و وقتي دو فينال آسيائي را پرسپوليس در مقابل نيسان ژاپن و استقلال در برابر جوبيليو باختند تازه فهميدند عامل تماشاگر نمي تواند ضامن صد در صدي براي پيروزي باشد همان طوري كه در سال گذشته براي تراكتور سازي نيز چنين بود و همه ديدند در نيم فصل دوم عامل تماشاچي كمتر روي حريفانش تاثير داشت  از كمالوند و شفق و ديگر دست  اندركاران تيم تراكتور سازي مي پرسيم تا به كي بايد بار اين تيم بر گرده تماشاچيان اين تيم باشد ؟ آيا اين آقايان انديشيده اند كه اگر به فكر تقويت تيم خود نباشند همان بلائي بر سر تراكتور مي آيد كه بر سر سپيد رود رشت و نساجي مازندران و ابومسلم مشهد و استقلال اهواز و نفت آبادان و يا همين استقلال و پرسپوليس تهران آمد كه ديگر هيچگاه نتواسنتد آن موج عظيم تماشاچي را كه در دهه هاي 60 و 70 مي توانستند به ورزشگاه بكشانند باز هم بياورند  بايد به كمالوند و ديگر دست اندركاران تيم محبوب تراكتور سازي بگوئيم اين تماشاچي عاشق تراكتور سازي و نيازمند توجه از سوي شما مسئولين اين تيم هست اين باشگاه بايد به اندازه عشقي كه به آن داده مي شود قدرت هم داشته باشد آن فرياد هاي يلان آذري بايد غريو شادي و نه  آه حسرت باشد پس به خود آئيد  اين تيم را تقويت كنيد كه فردا دير است تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com// tourajatef@hotmail.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 10:37  توسط تورج عاطف  | 

بسياري گفته اند كه فوتبال  بزرگترين ورزش دنيا است و عده اي معتقدند كه فوتبال يك صنعت بزرگ است برخي نيز به فوتبال لقب غول بزرگ دنياي تجارت داده اند اما از ديد خيلي ها   فوتبال مي تواند الگوئي براي زندگي باشد نگاهي كه به افتتاحيه جام نوزدهم مي كنيم حرفهاي زيادي از آن برداشت مي كنيم  عده اي سطح  اين افتتاحيه را بسيار نازل ديد و  تقصير آن را به گردن فيفا انداختند كه چنين مسابقات بزرگي را به گردن كشوري آفريقائي نهاده است و برخي ديگر هم از غريو شيپور هاي محلي ( ووگوزلا) اعتراض كرده و گفته اند اين صداها نشان مي دهد كه تفاوت كلاس كشورهاي متمدن و عقب افتاده چيست و حتي عده اي به نام بازيكنان آفرياي جنوبي با تعجب نگريست و مثلا از خود مي پرسند نام گل زن تيم آفريقاي جنوبي و زننده گل اول جام شابا لا بود ؟ اما از ديد نگارنده اينها مهم نيست بلكه در طول مراسم افتتاحيه و بازي تيم ميزبان در برابر مكزيك يك واقعيت به نمايش گذاشته شد و آن اين بود كه فوتبال مي تواند بسيار مهمتر از يك ورزش باشد  نزديك به بيست سال پيش رهبر بزرگ آفريقاي جنوبي يعني نلسون ماندلا بعنوان اولين رئيس جمهور  سياه پوست اين كشور انتخاب شد ماندلا مردي بود كه به عنوان مظهر مبارزه بدون خشونت و بر عليه رژيم آپارتايد شناخته شد او در منطقه پروتاريا  مبارزه اي را شروع كرد كه بعدها بعنوان يكي از شاخص ترين مبارزات در بسياري از دانشكده هاي علوم سياسي و جامعه شناسي مورد بحث قرار گرفت در سرزمين آتش و خون و تبعيض و جهل  امروز صداي شادماني و برابري و افتخار و آگاهي را مي شنويم نزديك به سيصد هزار توريست قرار است كه از اين كشور آفريقائي باز ديد كند و اگر به اين بيانديشيم كه هر توريست تنها يك هزار دلار هزينه كند اين كشور آفريقائي مي تواند در عرض يك ماه سيصد ميليون دلار در آمد داشته باشد و اين تازه از  نتايج صبح سحر است  در لحظه هائي كه بازي آفريقاي جنوبي و مكزيك بر گزار مي شد نز ديك به اكثريت هشتاد و چهار هزار تماشاچي   ورزشگاه ساكر سيتي  با غريو ووگوزلا يا همان شيپورهاي محلي خود بانگ  شادي را مي نواختند .شاخصه گستردگي  شادي در يك اجتماع  مي تواند يكي از بزرگترين عوامل در بالا بردن ميزان بهره وري اقتصادي و كاهش ميزان جرم و جنايت و افسردگي و بيماريهاي روحي  باشد و در كنار همه اين مسائل مطرح شدن نام آفريقائي جنوبي در سراسر دنيا و آشنائي با اين كشور مي تواند آينده اي بسيار روشن  براي اين كشور به ار مغان آور د ديروز براحتي ديديم كه فوتبال بر خلاف كشور ما مي تواند عامل رشد و پيشرفت و بهره وري و شادماني باشد جهان  به فوتبال سالها است كه تنها بعنوان ورزش و صنعت و تجارت نگاه نمي كند بلكه از عامل فوتبال براي زندگي و زيستن بهينه بهره مي گيرد و به همين دليل است كه نرفتن به جام جهاني بر خلاف نظر آقايان توريست در آفريقاي جنوبي كه نام مسئولين و دست اندركا ران فوتبال ما  را دارند براي بسياري از مسئولين  فوتبال كشورها مهم است  و اين گونه نيست كه اگر تيم ملي آنها به جام جهاني نرود لبخند و قهقهه مضحك به مردم تحويل دهند و به بغض و خشم مردم بي تفاوت  بنگرند و فقط به ديگران   توصيه كنند كه  گل گاو زبان بخورند تا شاد بمانند آري مي دانيم كه براي اين آقايان فوتبال وسيله شادماني شده است زيرا به آنها مسافرتهاي مجاني و گردشهاي بي انقطاع و پست و مزاياي بي كران مي دهد اما  فوتبال براي ملت ما تبديل به كابوس و غم و تلخكامي شده است در حالي كه همه در روز اول جام جهاني ديديم فوتبال در ذات عامل پيشرفت و شادماني و بهره وري است ولي چون در اين ديار اين ديد را به فوتبال نداريم پس بايد همچنان حسرت به دل شادي ديگران و گل گاو زبان خوردن اين آقايان باشيم افسوس

 تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com// tourajatef@hotmail.com     

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 10:36  توسط تورج عاطف  | 

آيا جام جهاني كيفيت خود را از دست مي دهد تا چند ساعتي ديگر به استقبال نوزدهمين دوره جام جهاني خواهيم رفت  مسابقاتي كه نزديك به هشتاد سال قدمت دارد و اولين دوره آن در سال 1930 برگزار شده است  بسياري از جام جهاني بعنوان اوج مسابقات فوتبال ياد مي كنند اما به نظر مي آيد كه جام جهاني نيز مي تواند در اثر عواملي تبديل به مسابقات درجه دومي شود كه در اينجا به بيان برخي از علتهاي اين ادعا مي پردازيم

1/ بي انگيزگي ستاره ها

سالها است كه ستارگان فوتبال ديگر آن شور و شوقي را كه بايد در تيمهاي ملي خود ندارند شايد بسياري از آنها ترجيح مي دهند كه سلامتي خود را كمتر در مسابقات ملي به خطر بياندازند زيرا مي دانند كه مسابقات جام جهاني تنها ز ماني براي آنان مي تواند مفيد باشد كه به دنبال عقد قرار داد باشند و  با توجه به بلند مدت بودن قرار داد ها  اين مسئله اهميت كمتري مي يابد و ادامه اين طرز تفكر  به گونه اي است كه كمتر شاهد بوديم ستارگان بزرگ در جام جهاني موفق بوده باشند و حتي برخي چون پل برايتنر  در سال 1978 و يا ردوندو  و برند شوستر در دهه 80  از حضور در تيم ملي انصراف دادند و برخي از اين ستارگان حضوري ناموفق داشتند  كه شاهد اين ادعا  در جامهاي  جهاني گذشته  بسيارند  و بعنوان مثالهائي  شاهد بوديم ستارگاني چون رونالدينيو و كاكا  كه مردان برتر فوتبال جهان در سال 2005 بودند در مسابقات جام جهاني بسيار كم فروغ ظاهر شدند و حتي رونالدو برزيلي كه در جام جهاني 2002 يكي از بهترين ستاره ها و شايد مرد بر تر تورنمنت  بود و توانست به مدد درخشش در آن مسابقات با عقد قرار دادي بزرگ به رئال مادريد منتقل شود در جام جهاني 2006 بسيار كم فروغ بود همين اتفاق در  دوره هاي قبلي تر جام هاي جهاني نيز اتفاق افتاده است و  شاهد بوديم در ميان خيل عظيم ستارگان  در سال 2002 اين رونالدو بود كه  پس از استراحت نزديك به يك ساله و دوري از ميدانها توانست در جام جهاني آسيائي بدرخشد  اين اتفاق در سال 1998 با افت ستارگان برزيلي و آرژانتيني و  درخشش جوانان جوياي نام فرانسوي و در سال 1994 با  درخشش ستاره نه چندان نامدار و كم تكنيكي چون روماريو و زوج او به به تو در حالي رخ داد كه ستارگان جام جهاني ايتاليا اكثرا كم فروغ بودند و همگي شاهد بوديم كه چگونه  مرداني چون مارادونا و ماتيوس  در جام جهاني ايالت متحده هيچ كاره بودند اين اتفاق در جام جهاني 1990 با ويالي اتفاق افتاد ويالي كه در آن سال با يك رقم نجومي به يوونتوس رفته بود ذخيره نشين اسكيلاچي شد كه تا قبل از جام كمتر كسي نامي از او شنيده بود  در جام 1986 ستاره اي به نام انزو شيقو  بلژيكي متولد شد كه پسر ايتاليائي تبار  بود كه به همت او اين كشور كوچك  اروپائي به مرحله نيمه نهائي جام 1986 مكزيك رفت  از سال 1994 تا به جام جهاني گذشته همواره  در بين 4 تيم نيمه نهائي شاهد شگفتي هائي بوديم مثلا در جام جهاني گذشته كه در كشور آلمان بر گزار شد كمتر كسي پس از نمايش وحشتناك ايتاليا در مرحله مقدماتي و عبور با حرف و حديث از تيم ملي استرالياو با يك پنالتي مشكوك مي توانست تصور كند كه اين تيم قهرمان جام جهاني شود و يا تيم ملي آلمان كه قبل از آغاز مسابقات حتي عنوان مي شد كه شايد شگفتي بسازدو از مرحله گروهي بالا نيايد بتواند جز 4 تيم بر تر جام شود فرانسه دومنك هم براستي عجيب بود كه به فينال برسد و حضور پر تغال در بين 4 تيم آخر آن هم پس از نمايش نه چندان مقتدرانه اش در  مرحله مقدماتي و همچنين  در برابر تيمهاي انگلستان  براستي شگفتي جام شد  اين اتفاق در دوره قبل جام نيز افتاد و همه شاهد بوديم يكي از بدترين ها برزيل و بي تجربه ترين هاي آلمان در كنار تركيه و كره جنوبي تيمهاي مرحله نيمه نهائي جام هفدهم  بودند در سال 1998 اين داستان با حضور كرواسي در مرحله نيمه نهائي تكرار شد و همگان ديدند كه در دوره قبل از آن حضور سوئد و بلغارستان در همين مرحله جهان فوتبال را شگفت زده كرد و  اين مسئله نشان ديگري است كه ستاره هاي بزرگ تيمهاي ملي بزرگ را نمي سازند

2/ مصدوميت بازيكنان

 مصدوميت دليل ديگر افت كيفيت جام جهاني مي تواند مي شود و از همين امروز و قبل از  شروع مسابقات به نظر مي رسد جام جهاني بار ديگر رو به زوال كيفيت بخاطر مصدوميت ستاره ها مي رود از تيم انگلستان مي دانيم كه دو ستاره بزرگ اين تيم يعني بكهام و فرديناند به جام قطعا نمي رسند  از اردو آلمان خبر موثق اين است كه بالاك كاپيتان اين تيم غايب خواهد بود از اردوي نيجريه خبر از غيبت اوبي ميكل ستاره اين تيم كه در چلسي مهره تاثير گذاري است به گوش مي رسد غنا مدتها است كه چشم از ميشل اسين بازيكن پر آوازه اش كه در چلسي توپ مي زند بر داشته است مي گويند حضور دراگبا در ساحل عاج در هاله اي از ترديد است و ناني ستاره پر تغالي تيم منچستر يونايتد در تركيب تيم ملي كشورش بعلت مصدوميت نخواهد بود  از اردو هلند شايعاتي مبني بر غيبت آرين روبن ستاره بزرگ اين تيم كه در مسابقات ليگ قهرمانان باشگاههاي  اروپا   فوق ستاره اي بود به گوش مي رسد و جالب اينجا است كه ديه گو ميليتو ستاره و مهاجم تيم اينتر ميلان كه با درخشش او اينتر  قهرمان اروپا و ايتاليا و كوپا  ايتاليا  شد به طور يقين  به بازيهاي اوليه تيم ملي آرژانتين نخواهد رسيد و اين داستان  در مورد آندره پيرلو ستاره تيم ملي ميلان و تيم ملي ايتاليا نيز به گوش مي رسد  و حتي ديگو فورلان ستاره بزرگ تيم آتلتيكو مادريد شايد بازيهاي تيم ملي اروگوئه را از دست بدهد  انجام مسابقات پياپي باشگاهي ديگر مجالي به ستاره ها نمي دهد كه در پايان فصل بتوانند فشار بيشتري را تحمل كنند ضمن آن كه بازيهاي تداركاتي بلاي جان اكثر ستاره هاي نامي است زيرا بازيكنان  روبه رو  تيمهاي اين ستارگان  مي خواهند  با مهار آنان جايگاهي براي خود براي حضور در تركيب ثابت تيمهايشان بدست آورند به همين دليل حاضرند خشونت كنند ضمن آن كه دوران بدن سازي پايان فصل براي بسياري از ستارگان پا به سن گذاشته مخرب است

3/ زمان و شرايط برگزاري

يكي از دلايلي كه بازيكنان  بزرگ را بي ميل به اين مسابقات مي كند زمان و محل برگزاري و شرايط آن است بنا بر قوانين فوتبال كه علاقمند به گسترش اين مسابقات هست ميزباني اين مسابقات به بسياري از كشورها داده مي شود كه از بعد شرايط جغرافيائي تفاوت آشكاري با اروپا جائي كه بيشترين قدرت فوتبال در آنجا متمركز هست  داشته و از سوي ديگر قرار داد هاي تلويزيوني باعث مي شود كه مسابقات در بسياري از مواقع در ساعات  ميانه روز و در اوج گرما صورت گيرد كه خود اين مسئله براي ستارگان خسته از ديدار هاي متوالي باشگاهي شرايطي ايجاد مي كند كه آنها را با  افت شديد مواجه مي سازد

4/زمان كم براي آماده سازي

تيمهاي حاضر در اين جام بسياري دير و گاهي بسيار عجيب براي اردوهاي خود آماده سازي مي كنند بيشتر بازيكنان شاخص اروپائي دير به اردوهاي خود مي پيوندند و از سوئي سر مربيان تيمهاي ملي كمتر مي توانند بر روي آنها تاثير بگذارند زيرا  كمتر تيم كامل خود را در اختيار دارند و حتي برخي چون  اريكسون و تيم ساحل عاج در اين مسابقات و يا پريرا و تيم آفريقاي جنوبي و  يا چزاره مادلديني  تيم پاراگوئه در سال 1998  تنها در مرحله  اي كوتاه زمامدار تيمهايشان هستند

5/ ستاره هاي بزرگ و تيم هاي ملي كوچك

شايد جالب باشد كه بدانيم برخي از ستاره هاي بزرگ هيچگاه نتوانستند در جام جهاني حضور يابند زيرا تيمهاي ملي ضعيفي داشتند مرداني چون جرج بست و رايان گيگز و يان راش و آدبايور و ژرژ وه آ  از جمله  اين بازيكنان هستند

6/ سهميه بندي

شايد بايد عنوان كرد كه  نحوه سهميه بندي تيمهاي حاضر در اين مسابقات هم عجيب مي نمايد و همين سهميه بندي  است كه باعث  مي شود برخي از  تيمها نظير روسيه در اين جام نباشد وكره شمالي  در اين دوره باشندو يا تيمهاي نظير كويت  در جام جهاني 1982 و امارات در  1990  از ديگر مثالها ئي در تاييد مسئله هستند خود اين مسئله باعث افت مسابقات مي شود

در هر صورت جام جهاني همچنان مهم ترين رويداد جهاني است اما با ازدياد مسابقات متفاوت و بي انگيزگي ستارگان فوتبال آيا اين رويداد هم چون مسابقات المپيك بزودي  در انحصار گروه خاص سني از بازيكنان نخواهد شد ؟   تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 8:56  توسط تورج عاطف  | 

 آيا حرف حساب  در فوتبال ما خريدار دارد ؟ مي دانم كه پاسخ بسياري به اين  سوال منفي است ولي به كساني كه مدعي و صاحب نظر و در عين حال مسئول در اين فوتبال هستند مي پرسيم چه جوابي منطبق بر منطق و استدلال در قبال اين سوالها داريد

1/ امروز سه شنبه دقيقا يك هفته از روزي مي گذرد كه اعلام شد هييت مديره باشگاه استقلال  استعفاي دسته جمعي كرده اند و حالا پس از يك هفته تازه از سازمان تربيت بدني خبر مي رسد كه اين آقايان اجازه استعفا نداشته اند و بايد به سر كار خود حتي اجباري بر گردند مي پرسيم چه اشكالي داشت كه در اين غوغاي فصل نقل و انتقال يك هفته را به بطالت نمي گذارنديم و به طور قاطعانه اين حرف را تنها چند ساعت پس از استعفاي دسته جمعي زده و حتي براي اين مسئله جلسه هاي اضطراري مي گذاشتيد و از سوي ديگر مي پرسيم آيا به شرط زور مي توان هييت مديره باشگاهي را نگاه داشت ؟مديري كه براحتي استعفا مي دهد چگونه مي تواند انگيزه ادامه كار داشته باشد ؟آيا جواب درستي به اين سوالها در نزد ساكنان ساختمان  سازمان تربيت مي تواند وجود داشته  باشد؟

2/ پس از كعبي اين بار نوبت مازيار زارع است كه  تهديد به محروميت شود مي گويند گناه او اين است كه بر عليه سر مربي تيم ملي سخن گفته است مي پرسيم آيا براي تنبيه سر مربي تيم ملي كه به مخالفين خود لقب دلال داده راهكاري داده ايد ؟ از سوي ديگر تنها چند روزي نيست كه از سوي ترابيان رئيس كميته فوتسال فدراسيون فوتبال عنوان شده كه شمس  سر مربي مستعفي  اين تيم در امر انتقال بازيكنان  دست داشته است آيا براي او هم تنبيهي در نظر گرفته شده است ؟ و يا از سوي شمش عنوان مي شود كه ترابيان توسط بازيكنان مغضوبي چون شمسائي تحريك شده است آيا او را هم به كميته انضباطي كشيده ايد ؟  و يا محروميت خوب است به شر ط آن كه بازيكن مورد علاقه تيم كانديداي رياست فدراسيون فوتبالي باشي

3/ علي پروين را مي شناسيم او را مردي مي دانيم كه به مروز زمان عوض شده است او مي گويد كه براي حضور در استيل آذين از مهاجراني رخصت گرفته است ضمن آن كه مهاجراني هم در استيل آذين خواهد بود آيا مي توانيم بپرسيم در صورت حضور پروين نقش مهاجراني در صورت بازگشت چه خواهد شد ؟آيا اين تعارف پروين  را بايد جدي بگيريم ؟ از سوي ديگر او مي گويد كه پسرش را يك فصل سكونشين كرده اند مي گوئيم اين پروين همان پرويني است كه  مي گفت بازيكن بايد از مربيش حتي اگر چوب خشكي هم باشد اطاعت كند و هيچ كس حق ندارد از نحوه مربيگري و انتخاب بازيكنان توسط سر مربي ايراد بگيرد ؟ مي پرسيم اين حرفهاي علي آقا مال زماني بود كه دردانه اش بازيكن پرسپوليس نشده بود ؟ براستي از علي آقا مي پرسيم آيا جواب صحيحي به اين سوال ما دارد و.. اين حكايت همچنان ادامه دارد

 تورج عاطف  /WWW.tourajateef.blogfa.com/ tourajatef@hotmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 16:1  توسط تورج عاطف  | 

از قديم مي گفتند كه  فلاني همه چيزش به همه چيزش مي آيد و اين گفته در دو وجه  منفي و مثبت بود و ارتباط به مخاطب پيدا مي كرد و كم كم اين طور شد كه اين گفته جنبه ضرب المثل پيدا كرد حالا اين قصه در مورد فوتبال ما  صدق پيدا مي كند نگاهي به چند حادثه كوچك فوتبال در اين چند روز بكنيد  تا بعد متوجه شويد كه چرا از سال 1980 يعني حدود سي سال پيش تا به حال به المپيك نرفتيم و يا چرا در جام جهاني حضور نداريم و اين كه چرا آخرين قهرماني  بين المللي ما در رده ملي مربوط به 34 سال پيش است و در رده باشگاهي  به بيست سال پيش بر مي گردد...

1/ گفته مي شود  كه جمعي از طرفداران فوتبال استقلال نامه اي به سعيد لو رئيس سازمان تربيت بدني نگاشته و در آن مدعي شدند اگر ايشان باعث بازگشت قلعه نوئي به استقلال شود برايش دعا مي كنند !! مي پرسيم تيم فوتبال استقلال تا اين حد خوار و خفيف شده كه بايد براي بازگشت قلعه نوئي همه دست به دعا بردارند ؟ يعني تيم استقلال با اين خيل عظيم طرفدار و علاقمند و سابقه و قدمت تا آنجائي سقوط كرده كه براي داشتن مربي بايد براي جان و مال جناب رئيس سازمان دعا فرستند؟ امروز طرفداران تيم  ليورپول و منچستر يونايند با متوليان آمريكائي اين  دو باشگاه بعلت ضعف در برنامه ريزي سخت برخورد مي كنندو سخت به آنها معترض و خواهان احقاق حقوق خود هستند  اما ما در اينجا بخاطر ندانم كاريها و كم كاريها التماس هم مي كنيم ...

2/مي گويند اگر دائي بتواند جريمه  فسخ قرار داد خود را از فدراسيون بگيرد همه آن را خرج پرسپوليس مي كند !! مي گوئيم اين هم ايده بدي نيست كه با يك مربي به مذاكره بنشينيم و عجولانه قرار داد با او ببنديم و بعد شتابزده تر او را خلع يد كنيم و بعد پول جريمه را صرف احياي باشگاه  بعدي جناب سر مربي بكنيم !! مي گوئيم اگر اين روش خوب است و فسخ قرار داد به شرط هزينه كردن براي باشگاه آتي جناب سر مربي قرار است مد شود چه خوب است از همين امروز اين زحمت را براي جناب قطبي بكشيم كه هم تيم ملي يك سر و ساماني بگيرد و هم تيم بعدي قطبي هم به عشق پول جريمه حاضر بشود او را به استخدام خود در بياورد !! مي گوئيم اگر اين گونه با امثال آري هان و وينگادا و برانكو  قرار داد مي بستيم آيا باز هم مشكل محروميتهاي فيفا را داشتيم و آن سرمايه هاي ملي به هدر مي رفت  ؟

3/ اين قضيه مديرعامل سابق آبي ها هم در نوع خود مصداق واقعي يك فوتبال ايراني است ايشان مي فرمايند ديگر نه به فوتبال و نه به هيچ تيم ديگر فكر مي كنيم و خوشحالم كه به اين باشگاه آمدم و در عرض دو سال فقط دو ميليارد بدهي بالا آوردم و با اين كارنامه موفق رفتم !! مي بينيد معيارهاي موفقيت مديران در فوتبال ما تا چه حد مترقي است يعني ايشان مدير موفقي است زيرا در طي حضورش در استقلال تنها سالي يك ميليارد بدهي داشته  است و اين در حالي است كه امسال تيم را اين گونه رها كرده و بازيكنان و مربيان تيم را فراري داده است راستي چه كسي گفته است كه از ايشان بگذريم و بايد به طور جدي بر روي حضور ايشان در فدراسيون فوتبال اصرار شود كه ايشان  مصداق كامل مديريت فوتبالي ما است

3/  مي دانستيم قرار است در مورد اخلاق كار بشود و حتي صحبت از منشور اخلاقي مي كردند اما وقتي مي بينيم كه بين سازمان ليگ و كميته انضباطي فوتبال  چنين ادبياتي  سخيفي رواج دارد به خود گفتيم اين فوتبال بايد متولين اخلاقي چنين هم داشته باشد

4/ اما در اين ميان بايد گفت يك چيز در اين فوتبال خيلي خوب انتخاب شده است و آن انتخاب اسپانسر براي البسه داوران است كه يك كارخانه آبجو سازي يا همان مالشعير سازي صد البته غير الكلي اسپانسر آن  است براستي حكايت داوري ما و مالشعير يكي نيست و هر دو سوال بر انگيز نيستند و هر دو در باطن خود معناي ديگري را متصور نمي سازند ؟براستي بايد بر اين حسن انتخاب درود فرستاد

و اين حكايت همچنان ادامه دارد

 تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 10:3  توسط تورج عاطف  | 

روي خروجي بسياري از خبر گزاري ها اين خبر منتشر شد كه  دو واقعه تساوي ايران با اسكاتلند و پيروزي بر تيم ايالات متحده جز ليست ده  اتفاق بزرگ فوتبال آسيا در  تاريخ جام جهاني بود يعني وقتي به آمارها مراجعه مي كنيم متوجه مي شويم كه فوتبال ايران نزديك به 20% موفقيتهاي فوتبال آسيا در جام جهاني را باعث شده است و اين در حالي است كه تنها سه بار در اين رويداد بزرگ جهاني شركت كرده است  جالب است هنوز فوتبال ما مي توانددر ميان آمارهاي برتر آسيا باشد اما اين روند تا به كي ادامه خواهد داشت وقتي مي بينيم

1/ حسين شمس سر مربي موفق و شايد يكي از بهترين و پر افتخار ترين سر مربيان طول تاريخ ورزش ما را براحتي از دست مي دهند او بايد هم از فوتبالي برود كه فدراسيونش نمي داند كه در مسابقات سالني كسي كفش استوك دار نمي پوشد محمد مايلي كهن گفته بود كه ادبيات رئيس فدراسيون همان ادبيات دوميداني است قصه ندانستن نام سر مربيان مشهوري چون رافا بنيتس را هم از زبان كفاشيان شنيده بوديم اما اين كه براي مسابقات سالني كفش استوك دار بدهند تنها يك معني دارد و آن اين است كه فوتبال ما ذليل شده است

2/ سال پيش بود كه مي شنيديم استيل آذين قرار است برادر خوانده سر خهاي تهراني شود حتي شوخي بامزه عقد قرار داد با كريمي و نگاه داشتن اماني او را هم باور نكرديم و حالا مي بينيم كه قصه استيل آذين تبديل به داستان شعبه شدن استقلال شده است مي گويند لباس استيل آذين بنفش خواهد شد يعني رنگي كه در طبيعت از تركيب سرخ و آبي بدست مي آيد حالا كاظمي و اكبر پور و عمران زاده  به  اين تيم رفته اند و به نظر مي رسد پروژه بدست آوردن دل طرفداران استقلال مد نظر است براستي مي توان تصور كرد كه با نابودي استقلال بتوان قطب جديدي ساخت ؟ چند سال ديگر بايد بگوئيم بر خرابه هاي سر زميني نمي تواند آبادي ساخت بايد به اين آقايان گفت حتي متعصب ترين طرفداران سر خ هم دوست ندارند كه رقيبشان به جاي استقلال تيمي چون استيل آذين شود استقلال تاريخ فوتبال ايران است اين  تيم هويت فوتبال ما است چه كسي اينقدر ساده لوحانه به فوتبال مي نگرد ؟ يعني با از بين بردن استقلال فوتبال پيشرفت مي كند ؟ يعني اگر استقلال رفت  نبايد پروژه نابودي پرسپوليس تصور كنيم ؟ اين نابودي استقلال تنها معنائي جز تاريكي آينده فوتبال مي تواند داشته باشد ؟

3/آقايان خوابند  گوئي از ياد برده اند كه فوتبال چون هر پديده اجتمائي خوابي ندارد هفته پيش تيم ملي عربستان با اسپانيا بازي مي كرد ژاپن و كره جنوبي و استراليا و كره شمالي هم مشغول مسابقه دادن هستند و ما در اين ميان دنبال دلالي هائي هستيم كه هر كس و ناكسي را به كادر فني تيم ملي مي آويزد مي پرسيم اين ليست تيم ملي براي انجام چه بازي اعلام شد ؟ چرا در ميان اين همه بازي تداركاتي تيمهاي حاضر در جام جهاني  سهم فوتبال ما صفر است ؟ چرا هيچ كشوري در دنيا حاضر نيست با تيم ملي فوتبال ما بازي كند ؟ چرا هيچ برنامه ريزي براي فوتبال ما انجام نشد ؟ آقاياني كه قول قهرماني در جام ملتهاي آسيا را دادند نگاهي به ژاپن و كره جنوبي و استراليا و كره شمالي و عربستان و قطر و امارات و بحرين ... داشته اند كه چگونه مشغول برنامه ريزي هستند ؟آقاي سر مربي براي تعطيلات به آفريقاي جنوبي مي رود ؟بقيه آقايان هم مشغول رتق و فتق روز مرگيها هستند  تا همه در روياي شيرين جناب دل شير بمانيم

و  در اين ميان نبايد بپرسيم تا به كي در ليست افتخارات قاره كهن خواهيم ماند ؟

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 21:33  توسط تورج عاطف  | 

فصل نقل و انتقال آغاز شده است و گوئي آغاز اين فصل مي تواند حكايت شروع قصه ها براي سرخ آبي پايتخت باشد نگاهي به ليست سياهه اين تيمها بيافكنيد استقلال عملا  خالي مي شود و پس از جان واريو و اكبر پور و كاظمي و صحبت از عمران زاده و حيدري مي شود كه اين باشگاه را ترك  خواهد كرد  همين داستان براي سرخها هم وجود دارد چند روز پيش حبيب كاشاني اعلام كرد كه شايد مجبور شود براي عقد قرار داد با بازيكنان جديد آگهي براي بازيكنان تستي بدهد  و در اين ميان حكايت ناز و اداي بازيكنان آزاد هم غوغائي است بازيكني چون تيموريان كه براي يافتن باشگاه حتي به باشگاههاي قطري هم چراغ سبز نشان داده و در روزهائي كه سينماي جهان  با  اقبال فيلم " شاهزاده  پارسي " رو به رو است هيچ نشاني از "شاهزاده پارسي " كه لقب روزنامه هاي بريتانيائي  به او در بدو ورودش به آن ديار ندارد و علي رغم اين اوضاع با بي ميلي از سر خها و آبي ها سخن مي راند از سوي ديگر مي شنويم مهرزاد معدنچي كه سر نخواستن او در امارات غوغا است با ادعائي تا حد زيادي طنز گونه اعلام مي كند كه روي پيشنهاد نيامده پرسپوليس فكر هم نمي كند و حكايت عماد رضا و جاسم كرار براي استقلال و كريم انصاري فرد و غلامرضا رضائي و خلعتبري براي سرخها هم همان نشدن و نتوانستن و بودجه نداشتن تكرار مي شود  و در اين ميان سيل غم زده اين همه جوان  طرفدار سر خ و آبي را مي بينيم كه عده اي فكر كرده اند با جذب ستاره هاي آنها در تيمهاي تحت رهبريشان مي توانند عشق آنها را بخرند در حاليكه از ياد برده اند اگر پروين ملقب به سلطان شد بهر پرسپوليس بود و همگان مي دانند پروين استيل آذين يك پيش كسوت پرسپوليس و نه سلطان استيل آذين خوانده خواهد شد اما در اين ميان از مدير عامل پرسپوليس جناب كاشاني و مدير عامل نداشته استقلال !! مي پرسيم تا به كي قرار است اين گونه حقير شويد ؟ يعني تا به چه زماني بازيكناني بي ادعا در اين تيمها بايد بيايند و پخته شوند و بعد اسير آبراموويچ ها و چكهاي تاريخ روز آنها باشند هفته پيش تيمهاي جوانان و اميد پرسپوليس و استقلال به مصاف هم رفتند كه در هر دوي اين ديدار ها كوچكترهاي آبي حريفان سرخ خود را  بردند از آقاي كاشاني مي پرسيم آيا بايد وضعيت تيمهاي پايه اي پرسپوليس  تا اين حد بد باشد كه در عرض يك هفته دو بار به حريفان آبي خود ببازند ؟ در تيم اميد پرسپوليس بازيكناني چون حميد علي عسگري و حقيقي و سامان آقائي  مي توانند بازي كنند و در تيم جوانان اين تيم هم مي توان بازيكنان پايدار و قوي و با استعدادي چون همين حسين عبدي كه از اين تيمها به تيم بزرگسال آمد و يا امثالي چون او لادي و قباخلو  و عابديان و عقيلي و پيدا كرد آيا بهتر نيست آنقدر كه صرف هزينه هاي اضافي براي بازيكناني نظير آرفي و هوار محمد و وسلي و تياگو و جرج آراندا  مي شد كمي به اين بازيكنان توجه مي شد ؟آيا پرسپوليس از داشتن حميد علي عسگري ضرر كرد ؟آيا حقيقي اگر تيم ديگر بود امروز با چند صد ميليون نبايد به اين تيم مي آمد ؟ از آقاي كاشاني مي پرسيم با اين اوضاع بي پولي و وضعيت بد تيمهاي  پايه تا چند سال ديگر  بايد غم را به دل بچه هاي طرفدار  سرخ وارد شود ؟همين داستان براي مديران نداشته استقلال هست به اين آقايان مي گوئيم روزگاري رايكوف از همين جوانان و اميد و حتي از تيمهائي چون نادر توانست امثال حجازي و ايرج دانائي فرد و نظري و حاجيلو و حتي در سالها ي بعد پور حيدري امثالي چون نامجومطلق و ورمزيار و احدي را پيدا كند خود حجازي مرداني چون دائي و رحمان رضائي  را از كجا پيدا كرد ؟ مگر روزگاري مرداني چون آندو تيموريان و جباري و پيروز قرباني و امير حسين صادقي و وحيد طالبلو در همين جوانان استقلال بازي نمي كردند ؟ آقايان اين واقعيت قبول كه تيم بزرگ را بازيكن بزرگ مي سازد اما بازيكن بزرگ از آسمان نمي آيد همين امروز هم تيمهائي چون بارسا با كركيچ و پدرو و بوسكتس و پيكه و آرسنال با كليشي و ون پارسي و فابر گاس و منچستر يونايتد با امثال ناني و استيونس و رافائل و سوني آندرسون  بازي مي كنند بيائيم جسارت داشته باشيم  و دست از تمام شده هائي كه  حتي در بين اعراب هم محلي ز اعراب ندارند دست برداريم  باور كنيد اين جوانان مي توانند خيلي بهتر از امثال  ستارگان اسير دست چكهاي آبرامووچي هاي وطني باشند بيائيم سعي كنيم  و شجاعت داشته باشيم  كه اگر غير از اين باشد باز هم اين مسير تركستان سريع تر  طي مي شود

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 14:39  توسط تورج عاطف  | 

سر انجام اتفاق افتاد و استقلال در گرداب مهيب مديريتي افتاد واعظ آشتياني كه قاطعانه از ادامه راهش سخن مي راند و در قبال ترك ستارگانش و مربي بي تفاوت عمل مي كرد و طرفداران استقلال را به اين انديشه برده بود كه شايد راه كاري براي مشكلات استقلال همچنان در ذهن خود دارد ,به همراه ديگر اعضاي هييت مديره باشگاه استعفا داد  تا كه هيچ كس بسته شدن ضعيف تيم استقلال و به احتمال قوي نتايج ضعيف اين تيم  در دور آينده ليگ را به گردن نگيرد ظاهرا اختلاف اصلي هييت مديره با سازمان تربيت بدني بر اساس مسائل مالي بوده است و در پي عدم تمايل سازمان مبني به كمك به اين باشگاه اعضا استعفا دادند تا اين شايعه به اذهان نفوذ كند  كه به احتمال فراوان  سازمان تربيت به دنبال هييت مديره اي است كه با خود دستگاه چاپ اسكناس هم بياورد !!زيرا اين كه از سوي رئيس سازمان به  باشگاه به يك باره  گفته مي شود كه بايد در آمد زائي كند از آن گونه حرفهائي است كه مرغ پخته را هم مي خنداند آخر باشگاه استقلال كه از كليه امكاناتي را كه صاحب آن بوده محروم شده و حتي نمي تواند در مكانهائي كه روزگاري صاحب آن بوده بهره بگيرد و حتي در يكي از زمينها آن تمرين كند چگونه مي تواند در آمد زائي كند؟ تيم فوتبال استقلال به اين دليل نمي تواند وارد بورس شود زيرا تزازنامه مشخصي بعنوان يك شركت خاص ندارد و بيلان در آمدها و هزينه هايش همواره منفي است اين باشگاه صاحب هيچ چيز نبوده و تنها با روز مرگي روزگار مي گذراند و در اين ميان حضور مديران غير تخصصي و فاقد وجاهت مديريت كار آمد سالها است كه اوضاع بحراني استقلال را بد تر نيز كرده است حال با توجه به اين او ضاع اين باشگاه چگونه مي تواند در آمد زائي كند ؟ از سوي ديگر اين باشگاه يك سازمان دولتي است و نمي تواند سهامدار جذب كند و ازطرفي در آمدهاي ديگر اين تيم چون پخش بازيهايش توسط تلويزيون در حد يك شوخي بزرگ است  و در آمد كپي رايت هم  ندارد و در اين اوضاع  تنها گزينه اي  كه مي ماند اين است كه هييت مديره اي به اين باشگاه آيند كه دلي پر عشق و صد در صد صبري ايوب و به احتمال فراوان با چاههاي نفتي در خانه و يا ماشين چاپ اسكناسي بيايد كه لابد سازمان تربيت بدني نمونه آن را سراع دارد كه اين گونه با استقلال وخيل عظيم طرفدارانش بي اعتنائي مي كند اما به فرض اين كه چنين  مديراني ! هم پيدا شوند آيا باز هم مشكلات استقلال حل خواهد شد ؟ يعني بدون افراد متخصص و آگاه و دانا به فوتبال هم مي تواند به صرف هزينه هاي گزاف خوشحال بود كه فوتبالمان  قدمهاي اول را در مسير صحيح بر مي دارد ؟ بايد گفت در اين مسئله هم شك و شبهه فراواني وجود دارد بعنوان مثال مي گويند لوئيس آراگونس با عقد قرار داد 4 ميليون دلاري ( 4 ميليارد توماني ) به تهران مي آيد نمي دانيم اين شايعات تا چه حد درست است زيرا قبل از آراگونس صحبت از حضور مرداني چون فاتح تريم و دنيزلي و رايكارد هم به ميان بود اما مي پرسيم حتي اگر اين حرف درست باشد نبايد بپرسيم چهار ميليون دلار براي عقد قرار داد با يك مرد كهنسال و ناموفق در امور باشگاهي چه دردي را از فوتبال ما دوا مي كند ؟آراگونس دو سال پيش با تيم  ملي اسپانيا قهرمان اروپا شد اما چه كسي كه نداند تيم ملي اسپانيا در حال حاضر از  يك نسل طلائي بر خوردار است مرداني چون كاسياس و ژاوي و اينيستا و والنسيا و تورس و ويا و راموس و پيكه .. در قهرماني تيم اسپانيا در اروپا  بسيار موثر بودند و همه ديديم همين آقاي آراگونس با دوري از اين ستارگان علير غم حضور در فوتبال  حرفه اي چون فوتبال تركيه و در تيم فنر باغچه بازي را به تيمهائي چون بشيكتاش  باخت پس چه اصراري داريم كه او را به محيطي بياوريم كه حتي يك دهم امكانات فنر باغچه را ندارد و اصولا او براي تيمهاي باشگاهي ساخته نشده است تجربه نشان داده است كه مربيان اسپانيائي به ندرت در خارج از خاك خود موفق بوده اند خصوصا در كشورهائي چون تركيه و يا تا حدي كشور ما كه از بعد فرهنگ و مسائل اجتمائي با آنها تفاوت زياد دارند كه شاهد اين مسئله  عدم موفقيت  مربياني چون بوسكه و آراگوانس در تركيه است مي بينيد  حتي اگر دستگاه چاپ اسكناس هم داشته باشيم باز هم كلاف فوتبال سر در گم است  

 تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 18:36  توسط تورج عاطف  | 

چند روز ديگر نوز دهمين جام جهاني فوتبال آغاز مي شود عدد نوزده در رياضي يك عدد اول است و شايد بايد گفت كه يگانه اي است كه تنها بر خود و يا عدد يك قابل تقسيم است و وقتي آن را در كنار ميزباني اول قاره آفريقا و اولين ميزباني  مسابقات مهم كشور آفريقاي جنوبي مي گذاريم به اين مي انديشيم كه شايد اين جام جهاني تنها دوره از اين رقابتها باشد كه در برگزاري بهينه آن شبهات بسياري وجود دارد ,آنگاه به يگانگي اين جام ايمان مي آوريم آيا اين جام جهاني مي تواند منشا اتفاقهاي يگانه ديگر نظير  قهرماني و يا فيناليست شدن و يا حتي حضور فوتبال آفريقا در نيمه نهائي اين جام شود؟  پنج تيم ساحل عاج كه با دراگبا و برادران توره و كالون و   كامرون كه با اتئو و غنا كه با  اسين ( كه گويا مصدوم است و به جام نمي رسد ) و نيجريه كه با اوبي ميكل و آفريقاي جنوبي ميزبان و مراكش تيم شگفتي ساز سالهاي نه چندان دور اين جام نمايندگان فوتبال قاره سياه هستند نمايندگاني از قاره اي كه به مردان با روحيه و قدرتمند و با انگيزه و پر استعداد  مشهور است  آيا يكي از اين تيمها مي توانند براي اولين بار فوتبال آفريقا را صاحب افتخار در سطح جام جهاني كنند ؟ هنوز بسياري به ياد دارند كه چگونه تيم نيجريه در المپيك آتلانتا 1996 شگفتي هائي آفريد و در دوره قبلي چون كامرون 90 و نيجريه 94 و سنگال 2002 و غنا 2006چگونه  تيمهاي آفريقائي جهان فوتبال را مسحور هنرنمائي و قدرت  خود كردند  اما آيا اين هنرنمائي ها مي تواند امسال به بار نشيند و قاره آفريقا هم صاحب عنوان جهاني شود ؟آمارها به اين مسئله واكنش مثبت دارند در 18 دوره پيش كه 10 بار در اروپا و 7 بار در قاره آمريكا و يك بار در آسيا برگزار شده است  هيچگاه پيش نيامده است كه نماينده قاره اي كه بازي ها در آنجا انجام مي گيرد جز چهار تيم نباشد و گاهي اوقات نسبتهاي نمايندگان قاره هاي  ميزبان  در بين 4 تيم آخر به عدد 4 تيم هم رسيده است   بايد گفت  از سال 1954 كه ديدار رده بندي هم در چار چوب اين مسابقات وارد شده است  در 8 دوره ارو پائي آن ارو پائي ها در سه دوره 4 نماينده در نيمه نهائي  داشته و در پنج دوره سه نماينده در بازيهاي ماقبل پاياني داشته اند همين اتفاق براي  كشورهاي آمريكا و آمريكاي جنوبي كه 5 بار دوره جام جهاني با رده بندي را برگزار كرده اند به اين صورت افتاده است كه در سه دوره دو تيم آمريكاي جنوبي در نيمه نهائي بوده اند و در دو دوره تيمهاي  قاره آمريكا حداقل يك نماينده در نيمه نهائي داشته اند  و جالب اينجا است كه  در تك دوره اين بازيها كه در آسيا برگزار شد علي رغم بسياري از مسائل باز بايد اذعان كنيم كه تيم كره جنوبي توانست سنت حضور نماينده قاره در نيمه نهائي و رده بندي  را تكرار كند و با شكست از تركيه چهارم شده است  آمارها همچنان اذعان دارد كه در تاريخ جام جهاني بجز در سال 1958 كه بازيها در سوئد برگزار ميشد و برزيل قهرمان آن جام شد در هيچ مقطعي تيم غير قاره اي نتوانسته است قهرمان جام جهاني شود مگر در جام جهاني 2002 كه تيم برزيل بار ديگر سنت شكني كرده و باز قهرماني را به دور از قاره خود را هم توانسته است كه صاحب شود  و در مورد تيمهاي برگزار كننده اين جام بايد گفت در 18 دوره گذشته آن  در 7 دوره كه بازيهاي در اروپا برگزار شده هر دو فيناليست اروپائي بوده اند و در دو دوره كه بازيها در قاره آمريكا برگزار شده فيناليستها هر دو از قاره آمريكا بوده اند و در بقيه دوره ها كه يك دوره در آسيا و  3 دوره در اروپا و 5 دوره در آمريكا بوده نمايندگان قاره هاي آمريكا و اروپا بوده اند  در ديدار رده بندي هاي 18 دوره پيشين  كه تنها در 14 دوره چنين مسابقاتي بوده است  در 12 دوره  اروپائي ها برنده شده و تنها در  دو دوره اين عنوان به كشورهاي آمريكائي رسيده و در هيچ دوره بجز سال 2002 تيمهائي از ديگر قاره ها در اين مسابقه حضور نداشته اند اما اين دوره از مسابقات بايد تعادل ها از بين رود زيرا در 18 دوره 9 بار قهرماني به آمريكاي جنوبي و 9 بار هم به اروپائي ها رسيده است و قهرماني هر كدام از نمايندگان اين دو قاره تعادل را به هم مي زند مگر آن كه تعادل كلي اين بازيها بر هم خورده و نمايندگان آفريقائي دست به شگفتي زده و قهرمان شوند و يا حكايت برنده بازي رده بندي را به گونه يا بر هم زنند با هم به انتظار مي نشينيم تا ببينيم در جام جهاني اول ها چه اتفاقي مي افتد

   تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 15:35  توسط تورج عاطف  | 

مي گويند كه عادت كرده ايم كه در دو گانه ها زندگي كنيم .با نگاهي به زندگي روزمره مي توانيم بيابيم كه چقدر دوگانگي در زندگيمان نفوذ كرده است.  بعنوان مثال در بخش خريد آذوقه كالاي كوپوني و آزاد داريم. همين مسئله  در مورد  سوخت اتوموبيلهاي ما وجود دارد و نرخ بنزين را سهميه اي و آزاد دانسته ايم و حتي اتو مو بيل دو گانه سو ز داريم ! اين قصه در تحصيلات ما هم وجود دارد و مثلا مدرسه دولتي و غير انتفائي !! داشته و يا دانشگاه دولتي و آزاد داريم .و... اما گوئي اين دو گانگي تنها در چند بخش خلاصه نمي شود و فوتبال ما نيز به عنوان يك پديده اجتمائي به  سختي  از اين قانون دوگانگي پيروي مي كند كه به چند مورد آن در اين مجال مي پردازيم

1/ علي كفاشيان مي گويد براي اعلام سقف قرار داد ,كاري به بازيكنان خارجي نداشته و فقط بايد  بازيكنان داخلي به اين   ميزان سقف قرار داد ها ملزم باشند. آيا اين نگرش  جناب رئيس!به نوعي ما را به ياد قانون كاپيتالياسيون   نمي اندازد ؟آيا اعلام برتري به صرف خارجي بودن بزرگترين دو گانگي در فوتبال ما نمي تواند باشد ؟

2/امروز در هر پيشه و كسبي بحث ماليات نخستين موضوع است و بسياري از حقوق بگيران دولتي و غير دولتي قبل از آن كه حقوق خود را دريافت كنند بايد كه ماليات خود را بپردازند.  امروز  بر بسياري از كالاها و خدمات هزينه اي به نام ماليات افزوده تحميل شده است اما در همين بين از سوي يحيي زاده رئيس كميته ورزش مجلس مي شنويم كه هيچ كدام از مربيان تيم ملي از زمان حضور كادر جديد مديريت در فوتبال ريالي بابت ماليات پرداخت نكرده اند .مي پريسم حكايت سر مربي تيم ملي تيم ملي كه در هر زماني كه بر اين مسند نشسته اند خود را سر باز وطن و تيم ملي دانسته و مخالفين خود را دشمنان مام ميهن ناميده اند چيست كه با داشتن آن در آمدهاي گزاف حاضر نيستند ماليات بدهند؟

3/ مي گويند حسين كعبي به كميته انضباطي فرا خوانده شده زيرا از سوي افشين قطبي شكايتي بر عليه او شده  است. كعبي به اين اتهام به كميته مي رود كه در مصاحبه خود قطبي را دلال و زد و بند كار ناميده است مي پريسم آيا مرجعي هست كه بتوان سر مربي تيم ملي و اتهامي را كه او بارها به مخالفينش زده و آنها را دلال و خواهان  تحميل بازيكن به تيم ملي كرده است رسيدگي كند و يا مرگ خوب است به شرط آن كه سر مربي تيم ملي نباشي؟

4/ سر انجام نفهميديم كه  مسئول امور انضباطي در فدراسيون فوتبال كيست  و در اين قصه دو گانگي ها به هر حال كي قرار است كه به جائي برسيم .از سوي قاضي شريفي رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال اعلام مي شود كه منشور  اخلاقي  از ليگ آتي    لحاظ نمي شود و سال آينده چيزي به نام آدم منشوري نداريم!! حال در اين ميان نقش عزيز محمدي كه بعنوان رئيس ساز مان ليگ تنها وظيفه اش  برنامه ريزي براي انجام مسابقات است چيست كه  اصرار دارد  كه بحث منشور جدي شود ؟ يعني در اين دو گانگي بين رئيس كميته انضباطي و رئيس سازمان ليگ عاملي  غير از چند گانگي هاي مديريت در فدراسيون فوتبال  مي تواند مقصر باشد ؟

5/واعظ آشتياني به جان واريو مي گويد كه بخاطر پول راهي سپاهان شده است و به خاطر  همين موضوع يعني داشتن پيشنهاد بهتر مورد سر زنش قرار مي گيرد مي پرسيم آيا اين سر زنش شامل همه اعضاي تيم  استقلال مي شود  كه اگر مي شد پس چرا مرفاوي  مربي مورد تاييد مدير عامل اخلاق گرا حق دارد با قرار داد بيشتر به مس رود و هيچ كسي هم به او تهمت بي اخلاقي نزند اما براي ديگران اين مسئله جرم  و مربوط به فوتبال كثيف است ؟

6/ از آبي ها گفتيم بد نيست در مورد قرمزها هم سخن گوئيم و آن اظهار نظر اخير علي پروين است كه گفته مي شود عضو هييت مديره باشگاه قرار است كه بشود  ايشان در آخرين اظهار نظر خود از علي دائي و عملكرد او دفاع مي كند اما در جائي ديگر مي گويند بعضي ها( كي ؟) نگذاشتند كه محمد در تيم موفق شود كه اگر اين طور نبود اكنون محمد پروين فيكس تيم ملي بود !! از علي آقا مي پرسيم اين بعضي ها چه كسي بغير از دائي مي توانست باشد كه همگان مي دانند تنها سابقه ملي پوش شدن محمد پروين باز به زمان حضور او در تيم ملي بر مي گردد ؟

7/ و در آخر از سپاهان سخن گفتن هم جالب است كه  از قول مجيد بصيرت سر پرست تيم سپاهان عنوان مي شود سپاهان پول زيادي به بازيكنانش نمي دهد زيرا گنجي ندارد ( لابد ايشان در آمد بي كران ملي صنعت فولاد را گنج نمي دانند )و تنها عده اي چون نمي توانند موفقيت سپاهان را مي بينند اين شايعات را راه انداخته اند. آيا نبايد از جناب بصيرت بخواهيم كه كمي چشمهاي خود را باز كند و ديگران و جامعه اطراف خود  را اين گونه ساده نبيند كه متوجه نشوند پولهاي بي كران صنعت فولاد است كه هر سال باعث مي شود بهترين ها زرد پوش شوند و اينقدر دوگانه در حرف و عمل نباشند

و اين قصه ادامه دارد ...

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 16:41  توسط تورج عاطف  | 

اتو موبيل پيكان سابقه قديمي در  كشور ما داشت پيكان بعنوان نماد صنعتي شدن كشور ما در روزگاري به حساب مي آمد  و همين اتوموبيل در كنار داشتن اين عنوان بعنوان عاملي براي قدرت خلاقيت ايراني ها حساب مي شد خوب بخاطر داريم كه روزگاري با تعقير نوع صندلي ها و اضافه كردن قطعه اي فلزي روي كاپوت جلو  نام پيكان را به پيكان جوانان تغيير دادند بعدها عده اي اهل ذوق فرمان اتو موبيل بنز را بر روي پيكان گذاشتند و كلي هم با آن ژست گرفتند !! هنگامي كه پيكان از شور و حال افتاد و مركب اول مسافر كشي شد بوق بنزي عامل ارتقا پيكان شد خوب بخاطر داريم كه در اوايل دهه 60 خورشيدي پيكاني به نام " پيكا ژو " آمد كه بدنه پيكان و موتور پژو داشت و بعد هم اتوموبيلي به نام آر دي به وجود آمد كه اتاق پژو و موتور پيكان داشت و حكايت شتر و گاو و پلنگ و يا قصه فيل مولانا تكراري شد حالا اين حكايت براي فوتبال نيز وجود دارد مي خواهيم با همان اسكلت و بدنه و زير ساخت فوتبالمان را ارتقا دهيم و مثلا پيكاني با فرمان بنزي داشته باشيم نمونه اين طر ز تفكر در باشگاه استيل آذين و شايعه استخدام رايكارد به گوش مي رسد مي پرسيم  آيا اين باشگاه زير ساختهاي باشگاههائي چون بارسلونا و يا تيم گالاتاسراي را دارد كه به دنبال نشاندن رايكارد بر روي نيمكت تيمش هست ؟ تيم استيل آذين چند استاديوم تخصصي دارد ؟ تعداد زمينهاي تمرين اين تيم چند تا است ؟ اصولا باشگاه استيل آذين چند تيم در رده هاي مختلف سني و در رشته هاي مختلف دارد ؟ آيا به صرف داشتن رايكارد و خريد چند برابر ستارگاني كه قيمت صحيحي به آنها پر داخت نمي شود همان پيكاژو را در ذهن تداعي نخواهد شد  كه ماشيني بود كه در هنگام حركت هيچ هماهنگي بين اتاق و موتور وجود  نداشت ؟ همين قصه در مورد خريد جان واريو توسط تيم سپاهان  نيز به گوش مي رسد و همه به خاطر دارند كه جان واريو بازيكني بود كه در تيم فولاد روزگار مي گذراند و با عقد قرار دادي چند برابري به اسقلال آمد جان واريو در سال گذشته يكي از بدترين فصول خود را گذراند اما امروز مي شنويم كه او قرار داد 400 ميليوني استقلال را قبول نكرده و حتي قرار داد 1000000 دلاري باشگاه  اماراتي را هم بخاطر قرار داد يك ميليارد و دويست ميليوني سپاهان كه  رقمي حدود سه برابر حد قرار دادها  است را مي پذيرد مي پرسيم آيا باشگاه سپاهان داراي توانائي حداقلي كه آن باشگاه اماراتي دارد را مي تواند داشته باشد ؟ همه مي دانيم باشگاههاي اماراتي نخست زير ساختهاي خود را ساخته اند آن باشگاه اماراتي خواهان جان واريو چند زمين تمرين دارد و استاديوم اختصاصي دارد و امكانات يك باشگاه حرفه اي را دارد و تازه دويست هزار دلار كمتر نسبت به باشگاهي چون سپاهان مي پردازد كه امروز براي تمرين تيمش و بازي هايش بايد دست به دامان رقيبش ذوب آهن شود كه ورزشگاه فولاد شهر را به آنان اجاره دهد مي پرسيم باشگاهي كه پارسال آن گونه هزينه كرد و سر انجام هم قهرماني دلچسبي نداشت چند سال ديگر بايد پول به پاي بازيكنان بريزد در حاليكه ورزشگاه نقش جهانش سالها است كه بعلت كمبود بودجه  قابليت  استفاده ندارد همين مسئله در مورد بسياري ديگر از تيمها و به اصطلاح باشگاههاي ما وجود دارند آيا كمي به الگوهاي كشورهاي همسايه نظير كشورهاي خليج فارس و تركيه نگاه كرده ايم كه چگونه فوتبال خود را ارتقا داده اند ؟ امروز شاهد هستيم كه قطر خواهان برگزاري مسابقات جام جهاني 2018 شده است در عربستان و امارات  تيمها از بهترين امكانات سخت افزاري بهره گرفته و بعد مبادرت به استخدام بزرگان فوتبال در عرصه مربيگري و بازيكني كرده اند اما فوتبال ما چون پيكان ما است دوست دارد كه  قصه فيل مولانا باشد و دندان و خرطوم ... را جابه جا كند و براي پيكانش فرمان و بوق بنزي بگذارد و نداند كه پيكان چه پيكاژو و چه آر دي همچنان پيكان است و قصه فوتبالمان نيز چنين است

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 16:8  توسط تورج عاطف  | 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

سالها پيش در بسياري از جرايد خصوصا از نوع فكاهي آن  با نوعي از ادبيات نوشتاري بر خورد داشتيم كه به نام " بحر طويل " معروف بودند  در اين نوع نوشتار صحبت از گفتمانهاي رسمي مي شد كه نگارنده به نوعي آن را پاسخ مي داد و حالا فوتبال ما سراسر از اين نوع ادبيات شده است  كه به نمونه اي از آنها مي پردازيم

1/قاضي شريفي رئيس كميته انضباطي قدراسيون مي گويد " مطرح شدن واژگاني نظير ناپاكي در فوتبال حواشي زيادي را در فصل ايجاد كرد كه قصد داريم با مطرح كنند گان اين بحث به شكل قانوني برخورد كنيم و اگر كساني نتوانند دلايل قانع كننده اي بياورند مشمول محروميتهاي سنگين خواهند شد " اما همين جناب قاضي القضات در جاي ديگر مي فرمايند " من منكر ناپاكي در فوتبال نيستم !ولي راه مبارزه با ناپاكي رسانه اي  كردن آن نيست "

حال مي گوئيم اگر فوتبال ناپاك به زعم قاضي فوتبال داريم پس چرا آن بنده خدائي كه اين اظهار نظر را كرده بايد  مدرك بياورد اما اين قانون شامل قاضي القضات فوتبال نمي شود ؟ از سوي ديگر در كجاي دنيا با مظاهر فساد به صورت مخفي بر خورد مي كنند ؟ مگر در مهد فوتبال دنيا يعني فوتبال انگلستان با جان تري برخورد مخفيانه كردند ؟آيا دو پينگ آدريان موتو در ايتاليا در پستو ها  رسيدگي شد ؟آيا ارتباط  و رشوه گيري داور آلماني در بوندس ليگا را مخفي كردند ؟ براستي از جناب قاضي مي پرسيم ادعا و اعلام جرم در چه ماده و تبصره قانوني  مهم تر  از خود ارتكاب جرم است ؟ در ضمن به ايشان پيشنهاد مي كنيم همين الان جناب عنايت را مورد بر خورد قانوني خود قرار دهند كه فرمودند فساد در ميان جامعه داوري هم وجود دار د و اين مسئله را در رسانه ها اعلام كردند كه شايد با اين راه جامعه داوري و فوتبال ما كمي نفس راحت بكشد و به دنبال طرح نوئي گردد

2/علي كفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال دومين مهمان اين بحر طويل و گفتگوي خيالي ما است ايشان  مي فرمايند "امسال سقف قرار دادها را هم براي مربيان و هم بازيكنان تعيين كرده ايم و فدراسيون با هر كسي كه تخطي كند بر خورد كرده و سقف قرار داد هم چون سال پيش 400 ميليون است !!

مي پرسيم مگر سال پيش سيستمي براي كنترل قيمتها داشتيد كه حالا باز ادعاي نظارت مي كنيد ؟ چه كسي است  كه نداند سقف قرار داد بازيكنان و مربيان متوسط فوتبال ما در سال گذشته بسيار بيشتر از اين مبلغ بوده است و بيشتر آنها به همت اين دست پخت جديد فدراسيون فوتبال به صورت زير ميزي و غير قانوني به گونه پر داخت شده كه حتي مشمول ماليات هم نمي شوند از آقاي رئيس فدراسيون مي خواهيم نگاهي هر چند كوچك به وقايع فوتبال دنيا بكنند و متوجه شوند كه شفافيت در همه جا دنيا بغير از اين فوتبال محكوم به مخفي كاري و فرا فكني وجود دارد اما گوئي خوابيدن در غار ندانستن ها بهترين راه اين دوران طولاني فطرت  فوتبالمان است

3/حكايت امير رضا آشتياني مدير عامل باشگاه استقلال هم شنيدني است ايشان مي گويد "هر فردي كه با الفباي فوتبال اجرائي آشنا باشد با راه يافتن مستقيم قهرمان جام حرفي به رقابتهاي آسيائي اعتراض مي كند و اين كار منظقي نيست "

بايد به ايشان عرض كنيم كه لابد با توجه به اظهار نظر ايشان همه قهرمانان جام حذفي در ارو پا  و فدراسيونها و اساسنامه فوتبال در كشورهاي اروپائي را به زعم ايشان به دور از اولين اصول ابتدائي فوتبال دانست  و بايد همين امروز به فدراسيون فوتبال انگلستان و ايتاليا و فرانسه و آلمان و اسپانيا اعلام كرد كه از اين اشتباه چند ساله خود كه حالا به همت فوتبالي هاي ايراني !قرار است اصلاح شود بيرون آمده و راه پيشنهادي جناب واعظ  را ادامه دهند و قهرمان جام حذفي را به رقابتهاي قاره اي نفرستند و  مثلا تيم پنجم سهميه ليگ برتر انگلستان را همان تيم پنجم ليگ يعني منچستر سيتي انتخاب كنند زيرا هم آبي مي پوشد و هم اين كه كلي پول دارد

4/علي پروين مي گويد وقتي مي ميريم همه دور مان جمع مي شوند  بايد به ايشان بگوئيم كه علي آقا ! كاش پس از مرگ هم آشنا و يا آنهائي كه متوفي را دوست داشته و يا ارادتي و شناختي نسبت به او داشته اند بتوانند جمع شوند  ولي حالا  مي بينيد در اين فوتبالي كه تنها جنازه آن باقي مانده چه كساني جمع شده اند ؟ اي كاش كه به دور جنازه فوتبال اهل فوتبالي بودند كه به همت دم مسيحائي غيرت و عشق و دانش و پشتكار و استخوان خورد كردنهايشان و... شايد كه باز مي توانستند ديدار آشنا را ميسر سازند اما ...

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 15:20  توسط تورج عاطف  | 

" مردم " كلمه شيريني است كه بارها از آن استفاده شده است

حكايت غريبي است كه همگان از مردم سخن مي گويند و خود را از مردم مي دانند و اين قصه غريب سالها است كه فوتبال ما را رنجانده است مي گويند بخاطر مردم  اين كار را كرده و يا نكرده ايم و بعد باز بخاطر مردم حرفها را مخفي و بعد باز بخاطر مردم مدعي هستند كه سخن مي گويندو رسانه اي مي كنند  و حالا باز حكايت مردم و قصه بازي پوپوليستي است نگاهي به چند قصه مردم بياندازيم

1/فدراسيون فوتبال اطلاعيه اي مي دهد و به قولي صحبت از منافع مردم مي كند نگاهي كه به اظهارات فدراسيون فوتبال مي اندازيم باز جاي پاي بينواي مردم را مي بينيم فدراسيون در نامه خود مي گويد علي دائي  بخاطر مسائل مالي تيم ملي را در تور نمنت عمان  نمي خواست همراهي كند و آن زمان بخاطر مصلحت جامعه فوتبال و تيم ملي فوتبال از ايشان خواستيم كه اين مسئله تاخير در تعهدات فدراسيون  را نديده بگيرند و...

مي پرسيم آيا مصلحت جامعه فوتبال و مردم اين بود كه در آن زمان به تورنمنتي اعزام شويم كه براي ميزبان مسابقات جام خليج عربي به منزله تور نمنت آمادگي بود ؟آيا بايد در كشوري به ميدان مي رفتيم كه سراسر پوشيده از پوسترها و تراكهاي تبليغاتي مسابقاتي به اسم خليج عربي بود ؟چگونه در آن زمان مصلحت جامعه فوتبال و اصولا جامعه و شان ايران لحاظ نشد ؟ از سوي ديگر اين چگونه مصلحتي در فوتبال است كه مديريتي بر آن حكم راند كه نمي تواند مطالبات سر مربي تيم ملي را بپردازد و بعد به اسم مصلحت جامعه او را مجبور كند كه با اعصابي متشنج بر روي نيمكت بنشيند؟ /

2/ مي پرسيم آيا مصلحت جامعه فوتبال وارونه گرائي است ؟در اين اطلاعيه آمده كه فوتبال ايران در آن زمان در تمامي عرصه هاي پايه و فوتبال بانوان و فوتبال سالني موفق بوده و تنها در رده بزرگسال ناموفق بوده كه گناه آن هم  لابد تنها به گردن علي دائي است   مي پريسم چگونه حذف تيم ملي جوانان در مرحله گروهي مسابقاتي انتخابي جام جهاني را موفقيت دانسته اند ؟ حذف تيم اميد را چگونه موفيقت دانسته اند ؟ تيم فوتبال بانوان ما چه موفقيتي داشته است ؟آيا از ياد بردند همان تيمهاي سالني و نوجوانان كه موفق بودند چگونه حتي از كوچكترين امكانات نظير داشتن تجيهزات كافي حضور در مسابقات يعني  البسه و پول براي تداركات تيم محروم بودند ؟ مي پرسيم اگر تيم بزرگسالان تنها عامل حذفش در راه جام جهاني سر مربي بود پس چگونه همچنان در همين اردوي اخير بازيكناني چون رحمتي و عقيلي و سيد جلال حسيني و اشجاري و خلعتبري و احسان حاج صفي و پژمان نوري و مهرزاد معدنچي و غلامرضا رضائي و تيموريان و محمد نوري  و ميلاد ميداوودي كه در تيم دائي بودند همچنان دعوت شده و بازيكناني چون عليرضا محمد و حقيقي و حميد علي عسگر و نوروزي و زنيد پور و كريم انصاري فرد كه همه از شاگردان او هستند همچنان در تيم ملي حضور دارند  تعداد 18 بازيكن  از 35 با رد و پاي علي دائي نشان از اين دارد كه همچنان به افكار اين به اصطلاح ناموفق در فوتبال ملي بها دارد پس چرا اين راه آدم ناموفق را ادامه مي دهيد و باز از همان بازيكنان  استفاده مي كنيد ؟ از سوي ديگر مگر افشين قطبي تا به حال موفق بوده كه بخاطرمصلحت فوتبال از او بهره مي گيريد ؟

3/ و در مورد پرداخت مابقي قرار داد سخن گفته مي شود كه به صلاح مردم و بيت المال نيست كه بابت كار نكرده به ايشان پولي داده شود مي پرسيم آن روزي كه قرار داد دائي امضا مي شد كسي به بيت المال فكر كرد ؟ امروز كه پاي مردم را به ميان مي آوريد در حاليكه همه مي دانند قرار دادي كه با قطبي هم بسته شد پولي است كه از جيب مردم و بر خلاف مصالح مردم پر داخت مي شود پس چرا علي رغم صحبتهائي كه نايب رئيس فدراسيون فوتبال و رئيس اسبق كميته فني و كسي كه مي گويند همه كاره اصلي فدراسيون او يعني مهدي تاج است  و اصرار داشت كه با قطبي به جائي نمي رسيم همچنان از پول بيت المال به قول شما به او پرداخت مي شود براستي مصلحت مردم و جامعه فوتبال در اين ميان كجا رفت ؟

بايد بگوئيم قصه فوتبال ما حكايت همان حمام خرابه و صد جامه دار است كه هرگاه به نفع باشد صحبت مردم و مصالح جامعه فوتبال كه لابد فقط فدراسيون نشينان آن را مي دانند به ميان مي آيد و هرگاه هم كه نخواهند اعتراض است كه چرا رسانه اي مسائل شده است و بايد به حال اين جامعه فوتبال تاسف بخوريم و بگوئيم

صلاح كار كجا و من خراب كجا / بين كه تفاوت ره ز كجا تا به كجاست

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 13:10  توسط تورج عاطف  | 

آخرين بازي فوتبال ايران در فصل 1388-1389 با انجام بازي فينال  جام حذفي به پايان رسيد تا  قصه سال پيش به گونه اي دگر تكرار شد در سال پيش قهرمان ليگ تهراني و يكي از قطبهاي رنگي يعني استقلال و قهرمان جام حذفي  يكي از نمايندگان فوتبال اصفهان يعني سبز هاي ذوب آهني بود و در سال جاري قهرمان ليگ زردهاي سپاهاني و قهرمان جام حذفي سر خهاي تهراني شدند تا بار ديگر كل افتخارات فوتبال ايران به دو استان تهران و اصفهان برسد و بقيه كشور به دنبال راه كار ديگري باشد اما فينال جام حذفي چند ويژگي داشت كه به بررسي آنها مي پردازيم

1/ مسئله اول اين بود كه جناب سر مربي تيم ملي ايران  كه براي انتخاب  بازيكن به بازي پيكان قزوين و استقلال تهران مي رود چگونه در بازي فينال جام حذفي  در استاديوم حاضر نمي شود ؟ قطبي بارها از تامل با مربيان ايراني  صحبت مي كند و اعلام مي دارد كه در ايران فرهنگي است ( فرهنگ شناسي ايران از زبان كسي كه پس از چند سال حضور در ايران هنوز زبان مادري خود را بخوبي تكلم نمي كند خود حديث ديگري است ) كه از موفقتها ي افراد خوشحال نمي شوند و حالا از سر مربي تيم ملي نبايد بپرسيم آيا عدم حضور شما در استاديوم نمي تواند تداعي كننده همان فرهنگ باشد  ؟ اين دهن كجي سر مربي تيم ملي فوتبال به بازي فينال جام حذفي چه چيزي جز انديشه هاي شخصي و مغرضانه مي تواند داشته باشد ؟بارها اين لقب مغرضانه را ايشان به كساني داده اند كه ناموفقيتهاي ايشان را موفقيت ندانسته اند حال مي پرسيم سر مربي تيم ملي ايران چه كار مهمتري داشت كه در فينال اين جام معتبر داخلي حاضر نشد ؟

2/ تنها دوروز از سالگرد مرگ شاه اسماعيل صفوي فرمانده نبرد مشهور چالدران مي گذشت  كه فولاد گستري ها در مقابل پرسپوليس قرار گرفتند در جنگ چالداران 29000 سر باز ايراني بدون سلاح آتشين نظير تفنگ و توپ در مقابل صد هزار قشون عثماني قرار گرفتند  كه به همه اين سلاحها مجهز بودند و تنها 85 نفر از آن جنگ باقي ماند و هيچ اسيري ندادند و حالا  باز همان قصه اتقاق افتاد تيم فولاد گستر در مقابل 100000 تماشاچي سرخها قرار گرفت و آن در حالي بود كه 8 بازيكن اين تيم براي اولين بار در ورزشگاه آزادي بازي مي كنند و با اين همه اين تيم حتي با ده نفره شدن تا آخرين دقيق حمله كرد و روي به خشونت نياورد و وقت كشي نكرد در اين تيم بازيكناني چون ناصر كيوان آذر بازي مي كرد كه به واقع با تكنيك بود مرداني چون ميثم حسيني و روح الله عبد االهي در كنار خطيبي و انصاريان و آقائي به واقع بزرگي كردند و در اين ميان اشاره اي به ميثم آريان بايد نمود كه در درون دروازه ايستاد و به واقع بخوبي ايستادگي كرد بايد گفت جام جذفي با بزرگي آذربايجاني ها همراه بود به خاطر داريم كه در دور اول تيم ذرت كاران پارس مغان هم با دلاوري و به دور از فوتبال خشونت آميز و ضد فوتبال در مقابل استقلال قرار گرفتند و 13 گل خوردند اما با شجاعت بازي كردند  و حالا در دور آخر فولاد گستر را ديدم كه بزرگي كرد و با يك بازيكن كمتر يك گل را جبران كرد فولاد گستري ها با حذف ذوب آهن و مس رفسنجان در آن بازي عجيب  و حتي پيروزي بر تراكتور سازي به واقع شاهكار كردند همان طوري كه پتروشيمي تبريز با غلبه بر پيكان و آزار تيم پرسپوليس نشان داد كه تيم قدري است و بايد گفت فوتبال آذربايجان در افول فوتبال فارس و خراسان و خوزستان مي تواند اميد هاي فوتبال ما را بارور سازد  امروز فولاد گستر و تراكتور سازي و خبر هاي خوبي به گوش مي رسد كه تيم شهر داري تبريز هم در راه است

3/ براستي شان فينال جام حذفي ما چقدر است ؟ اصولا براي مخاطب فوتبال ايران چه اندازه  ارزش قائل هستيم ؟ به چه دليل چند ليدر بايد  جشن قهرماني را خدشه دار كنند ؟ روز گذشته پس از پايان بازي  نيروي انتظامي كجا بود ؟ بر روي سكوي قهرماني حضور ليدرها چه معني داشت ؟ آيا فوتبال ما مي تواند حداقل يك بار  مراسمي در شان قهرمان بر گزار كند ؟

4/ در مورد شان مسابقه فينال جام جذفي گفتيم بد نيست اشاره اي هم به گزارشگر اين بازي داشته باشيم كه با صحبتها و پيش بيني هاي تكراري و عمدتا اشتباه و با خواندن شعارهاي روي زمين و روي ديواره ها به گونه اي عمل كرد كه گوئي ايشان تنها كسي هستند كه سواد خواندن فارسي دارند و  بايد همواره در بازيهاي  حساس اين گونه به مردم تحميل شوند مصاحبه آخر ايشان هم با علي دائي جالب بود كه بخوبي رگه هائي از برخورد شخصي نمايان بود كه بعنوان نمونه اشاره به سوال اول ايشان كرد كه اصرار داشتند به زور بگويند دائي به تازگي براي پرسپوليسي ها محبوب شده در حاليكه ايشان يادشان رفته بود علي دائي يكي از پيش كسوتان فوتبال پرسپوليس بوده و بارها در زمان بازيگري در اين تيم و  حضور بر مسند مربيگري تيم  ملي و حتي تا قبول پست سر مربيگري سرخها نامش در ورزشگاههائي كه سر خها بازي مي كردند طنين افكن بود  و اما قصه قول دادن دائي هم به نوعي اين ذهنيت را متبلور مي ساخت كه ايشان قصد دارند قصه قول دادن قطبي را با اين قول دادن علي دائي جبران كرده و در آينده مستمسكي عليه او به دست آورند كه بايد سخت بر اين طرز فكر تاسف خورد

5/ پرسپوليس را با علي دائي شجاع ديديم نشاندن باقري و خليلي و حوار محمد بر روي نيمكت و استفاده از حميد علي عسگري و نوروزي و حقيقي  از نكاتي كه بايد به آن ارج نهاد اما بايد به دائي و دست اندركارن پرسپوليس متذكر شد كه اين تيم تنها با شجاعت موفق نخواهد شد

تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 16:2  توسط تورج عاطف  | 

از روزي كه خبر استعفاي رسمي صمد مرفاوي به گوش رسيده است بازار شايعات به شدت در حول و محور استقلال موج مي زند  نخست مرفاوي داد سخن داده  و اعلام كرد كه به شرطي بر مي گردد كه اختيار تام داشته باشد !! خود اين اظهار نظر صمد معنائي بجز اين مسئله نداشت كه  بر خلاف گفته ها ي بسيار مديران استقلال مرفاوي  يك سر مربي مستقلي نبوده و به شدت از سوي منابعي تحت كنترل بوده است !! از سوي ديگر پس از استعفاي مرفاوي گمانه زني ها در جهت يافتن جانشيني بجاي او شدت گرفت  گروهي صحبت از بازگشت قلعه نوئي كردند اما تمديد قرار داد او با سپاهان و از سوي ديگر اختلافات بسيار ريشه دار ژنرال آبي ها با جناب مدير عامل مانع اين انتقال شد و بعد از آن صحبت از مربيان خارجي شد و..

 اما در روزهاي اخير نام يك سر مربي آشناي ديگر به گوش رسيد  در خبرها آمده است كه استقلال صحبتهائي با منصور ابراهيم زاده سر مربي موفق ذوب آهن و كمك مربي سالهاي پيشين سپاهان نموده است صحبتها همچنان بر حول محور شايعه مي چرخد اما مي پرسيم آيا اين انتخاب درست مي باشد  و فاكتورهاي مناسب براي تعيين سر مربي استقلال در آن لحاظ شده است ؟ بايد گفت كه منصور ابراهيم زاده  سر مربي با دانش و كم حاشيه اي است او دو سال پياپي عنوان نايب قهرماني ليگ را بدست آورده ضمن اين كه در فاصله همين سالها يك بار قهرمان جام حذفي شده است و از سوي ديگر نتايج در خشان او در آسيا و خصوصا پيروزي او بر بنياد كار برايش كارنامه اي درخشان به بار آورده است اما آيا ابراهيم زاده قادر است كه در استقلال موفق باشد ؟ براي پاسخ به اين سوال بايد به تاريخ مراجعه كرد و ديد مربيان  ايراني غير پيش كسوت آبي و قرمز تا چه حد در اين تيمها موفق بوده اند بايد گفت در تاريخ استقلال مشاهده مي كنيم كه اكثر مربيان اين تيم يا از شمار بازيكنان سابق اين تيم نظير پور حيدري و حجازي و  عبد اللهي و بهتاش فريبا و نعلجگر و زرينچه و قلعه نوعي و مرفاوي ... بوده و يا خارجي بوده اند اما در اين ميان چند استثنا هم ديده مي شود كه نمونه اولين آن بيژن ذو الفقار نسب است مردي كه در  اوايل دهه 70  از سايپا به اين تيم آمد او خود بازيكن تيم پرسپوليس تهران بود اما كارنامه مربيگري پر باري با تيم سايپا داشته و قهرمان آن روزگار ليگ و جام حذفي بود اما ذوالفقار نسب در استقلال موفق نبود زيرا اتهام غير خودي بودن او را رها نمي كرد و از سوي ديگر علي رغم اين كه روزگاري دو ران بازيگري را در چنين جوي در تيم پر افتخاري چون پرسپوليس طي كرده بود اما نتوانست حواشي اين تيم را جمع و جور كند و در نتيجه ناموفق بود  نمونه ديگر عدم موفقيت مربيان ايراني غير پيش كسوت مردي چون فيروز كريمي است كريمي بازيكني است كه حتي افتخارات بيشتري از ابراهيم زاده امروز دارد او با تيم پاس قهرمان آسيا شده و با سبز قبايان روزگاري خوب فوتبال ايران ,قهرمان ايران شده بود فيروز كريمي مردي است كه بر خلاف ابراهيم زاده بسيار جنجالي است و با حواشي بخوبي ارتباط دارد اما با اين كه او از كمك ناصر حجازي بعنوان مدير فني  بهره مي گرفت اما باز هم در استقلال ناموفق بود زيرا حواشي اين تيم را بخوبي در ك نكرده و از سوي ديگر بخاطر پيش كسوت نبودن چندان مورد توجه طرفداران قرار نگرفت همين اتفاقها به نوعي در پرسپوليس هم افتاده است و همه بخوبي به ياد دارند كه چگونه بگوويچ همواره مورد اتهام قرار مي گرفت كه شرايط پرسپوليس را با فولاد مقايسه مي كند و يا مثال ديگر افشين قطبي در سال دوم حضور در پرسپوليس بود كه همگان ديدند بدون استيلي و كاشاني عملا هيچ كاره بوده  و  سر انجام هم فرار را بر قرار ترجيح داد حالا صحبت از منصور ابراهيم زاده است بايد بگوئيم كه قاعده نانوشته است كه مي گويد  تيمها كمتر علاقمند هستند كه مردان غير خودي بر روي نيمكت بنشينند و تماشاچيان به خاطر كسوت و سابقه بازيكن قديمي شايد ناكامي را تا حدي بيشتر  تحمل كنند اما براي پيش كسوت ديگر تيم اين تحمل را ندارند همين امروز يكي از در گيري هاي جانشيني فرگوسن اين است كه اگر قرار باشد مرداني چون گوارديولا و يا مورينيو  بر روي نيمكت آن نباشند حتما يك پيش كسوت قديمي منچستر يونايتد  چون استيو بروس و روي كين و يا مارك هيوزو برايان رابسون   كه مشغول كار مربيگري هستند جانشين فرگي شوند همين مسئله در نيوكاسل هم وجود داشت و شاهد بوديم آن گونه كه به  سام آلاردايس حمله مي شد  هيچگاه به كيگان و آلن شيرر نشد و يا در بايرن مونيخ همگان ديديم كه چگونه ماگات بعلت پيشينه اش در هامبورگ چندان مورد توجه نبود همين مسئله در يوونتوس با كاپلو  بود كه او بعلت سابقه يووه اي خود مورد احترام بود و بر خلاف اين مسئله به ياد داريم كه ليپي در اينتر چندان مورد استقبال نگرفت چون او را يووه اي مي دانستند بايد بگوئيم كه منصور ابراهيم زاده مربي با دانشي است اما داراي آن كاريزماي كافي و از سوي ديگر كسوت براي هدايت تيمي چون استقلال را نه در بعد بازيكني و نه در بخش مربيگري  دارد و بخوبي روشن است كه او به شدت تحت فشار خواهد گرفته و همواره  در  تنگناهائي  خواهد بود  كه ذو الفقار نسب و فيروز كريمي  قرار  گرفتند  از اين رو اميد داريم كه پروژه تخريب يكي از بهترين سر مربيان ايراني چند سال اخير استارت نخورد و بگذارند كه او  كار خود را ذوب آهن به اتمام رساند     تورج عاطف

 /WWW.tourajateef.blogfa.com

/ tourajatef@hotmail.com                                                                         

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 13:26  توسط تورج عاطف  | 

نگاهي به عدد 2000 مي كنم كه در جلوي شماره امروز روزنامه 90 قرار گرفته است  و اين  عدد مرا به ناگهان به ياد عدد 2000 و پايان  عصر ده  ساله اول هزاره  سوم مي اندازد و مي پرسم كه چه درسهائي از دروس اين ده ساله را مرور كرديم ؟آخرين مسابقه باشگاهي مهم جهان در فصل 2010- 2011 مابين اينتر ميلان و بايرن مونيخ در ورزشگاه سنتياگو برنابئو در حالي برگزار شد كه شايد در آغاز فصل و در پايان فصل نقل و انتقال  در پايان تابستان گذشته بسياري فكر مي كردند كه اين ورزشگاه مي تواند شاهد قهرماني تيمي چون رئال مادريد باشد كه آن گونه سر مايه گزاري كرده بود اما اين اتفاق هيچگاه نيافتد و بازيكنان ليون  خيلي زود آنها را در همين ورزشگاه مقهور كردند و در اين جام تيمي چون اينتر ميلان در حالي قهرمان شد كه در سال گذشته سر مربي آنها  دريعني مورينيو در مورد اكثريت نفرات  اين تيم اعلام كرده بود كه قابليت قهرماني در اروپا را ندارند اما امسال با اين كه  اينتر بازيكنان بزرگ زيادي نخريده و شايد بزرگترين خريد آنها اتو ئو و لوسيو بوده كه اولي  هم بعلت نخواستنش در بارسا به شهر  ميلان منتقل شد  بزرگي كرد  اتفاقي كه  براي  رئال افتاد براي ديگر تيم پر خرج  دنيا يعني منچستر سيتي نيز  افتاد اين تيم با رقم بيش از دويست ميليون پوندي در اين انديشه بود كه حداقل  بتواند در جمع چهار تيم بالاي جدول انگلستان مانده و حتي توانائي داشته باشد كه به فينال جام حذفي انگلستان (FA CUP) برسد اما همه ديدند كه آن سر مايه گزاري به جائي نرسيد و منچستر سيتي تنها به رقابتهاي ليگ اروپا (_EURO CUP) راه يافتند و پشت سر تيمهائي چون آرسنال و  حتي تاتنهامي  در حالي قرار گرفت ,كه آبي هاي شهر منچستر  ستاره هاي بزرگي نظير آدبايور و كلو توره و شي گيون و شون فيليپس وساندرا كوروز ... را خريده  بودند  اما چرا فوتبال ما از اين درسهاي جديد فوتبال چيزي نمي آموزد؟ امروز بازيهاي بازار نقل و انتقال داخلي  را باز مي شنويم و مي بينيم كه  بازيكنان بسيار معمولي رقمي نزديك به نيم ميليارد تومان براي يك فصل تقاضا دارند از صاحبان تيمهائي كه وارد بازي چنين تكراري و ناكار آمدي شده اند بار ديگر مي پرسيم آيا درسهاي ارو پائي را كه رئال مادريد و منچستر سيتي به جهان فوتبال ياد داده اند را فرا گرفته اند ؟آيا از مالكان تيمهاي متمول نبايد بپرسيم كه چه زماني قرار است متوجه شوند كه تيمهاي بزرگ يك شبه و با خريد ستاره هاي پر قيمت ساخته نمي شوند و شايد بايد به اين نتيجه برسند كه ستاره هاي جديدي بسازند و يا اين كه ستاره هاي قديمي خود را احيا كنند؟ نگاهي به تيم اينتر بياندازيد در اين تيم اشنايدر و اتو ئو دو بازيكن برگشت خورده از لا ليگا بودند و بازيكناني چون  و التر ساموئل  و  خاويار زانتيو استانكوويچ در سنين بالائي بودند اين تيم ستاره بزرگ فصلهاي پيش خود يعني زلاتان ابراهيموويچ را به بارسا داده و در ازاي آن هم اتو ئو  و هم پنجاه ميليون دلار هم گرفته بود  در اين تيم بازيكناني چون پنف و ميليتو جايگاه بالائي در جهان فوتبال نداشته و تا حد زيادي ناشناخته بودند در كنار اين بازيكنان مرداني چون مايكون و چيوو در فصل گذشته بسيار افت كرده بودند و

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 15:23  توسط تورج عاطف  |