معيار هاي روانشناسي فوتبال ما

سالها است كه از بحث " روانشناسي در ورزش"  دفاع مي كنيم و بسياري از ما مي پنداريم كه روانشناسي در ورزش يعني مربي يا مديري در جلوي جمعي بنشيند  و يا بايستد و شروع به سخن وري كند و بازيكنان يك تيم و يا يك ورزشكار رشته هاي تك نفره نظير جودو  و كشتي و بوكس و تكواندو ... را به حماسه اي ديگر فرا خواند هنوز خيلي از ما اين جمله هاي علي پروين را يادشان هستند كه در بحران هاي تيمي سخن از پيرزن فقيري مي كرد كه پول داده  تا مثلا پرسپوليس و يا تيم ملي در بازي گل بزند و بايد براي شادي او و خيلي ها تيم خوب بازي كند و يا جمله هاي منشوري كه مي گفتند برويد داخل زمين و تيم مقابل را ...

اما مباحث روانشناسي فاصله اي بعيد با كلماتي چون " غيرت " و  ... دارند شايد كلامهاي حماسي تا حدي و در برخي مواقع موثمر ثمر باشند اما به واقع آمادگي ذهني شرط بزرگ ارتقاي رواني در ورزش است نگاهي به تفاوتهاي اين روزهاي فوتبال ما و مثلا لا ليگا بياندازيد  تيم بارسلونا در نيمه نهائي ليگ قهرمانان اروپا و در خانه حذف مي شود ستاره اين تيم  پنالتي را از دست مي دهد و در ادامه سر مربي محبوب اين تيم يعني پپ گوارديولا اعلام كناره گيري و عدم تمديد قرار داد مي كند تيم بارسا  در هفته گذشته  لا ليگا را هم از دست داد و از سوي تيم سوم تهديد هم نمي شود و چنين است كه پاي به زمين رايو والكانو مي گذارد  همه چيز از نوع بهانه هاي فوتبالفارسي وجود دارد تا بگويد تيم روحيه ندارد و مسي زندگي را تيره مي بيند و... اما بارسا بازي را با 7 گل مي برد و مسي زننده 2 گل است  در سوي ديگر رئال مادريد را مي بينيم تيمي كه در نبردي دراماتيك بازي را به بايرن مونيخ در خانه مي بازد و كريس رونالدو هم پنالتي بزرگي را از دست مي دهد رئال در خانه بازي مي كند و رقيبش تيم والنسيا است آنجا چه اتفاقي مي افتد ؟ رئال سه به صفر بازي را مي برد و كريس رونالدو 43 گل خود در  لا ليگا  را به ثمر مي رساند  چرا در مادريد و بارسلونا كسي از بي انگيزگي سخني ندارد ؟ چرا رئال مادريد و بارسلونا مسئولين بر گزاري لا ليگا را متهم نمي كنند كه توطئه هائي  در جريان بوده  است چرا از بي انگيزگي مسي و رونالدو و بارسا و رئال خبري نيست ؟ به فوتبال خودمان بر مي گرديم تيم استقلال در خانه دو امتياز مسلم را در يك بازي بد از دست مي دهد مدير عامل باشگاه مي گويد بعضي ها دوست نداشتند كه تيم ما دو جام بگيرد ؟ مي پرسيم او از كدام بعضي ها سخن مي گويد ؟آخر وقتي انتقال فرهاد مجيدي با امضاي اين آقا صورت گرفت هنگامي كه جاسم كرار بخاطر جباري كه امروز سخن از اين است كه وانمود به مصدوميت مي كند  به خارج تيم منتقل شد وجود داشت وقتي بازيكن كويتي اين تيم بي هيچ دليلي  به اين تيم آمده و بعد مي رود وقتي تيم در خانه نمي تواند بازي حداقلي انجام دهد و فستيوالي از سانترهاي اشتباه و سرعت پايين و پاس هاي بد و شوتهاي بي مورد و.. در مقابل چشم مشتاق تماشاگران  شاهد و تيم انگيزه اي براي برد ندارد براستي بايد به دنبال اشباح رويم ؟ همين مسئله در مورد پرسپوليس صادق است اين تيم مشكل دارد و در آستانه بازي با الهلال سخنان گوهر بار رفوزه هاي پرسپوليس را مي شنويم محمد مايلي كهن كه سر نخواستنش دعوا است مي گويد دنيزلي دانش فني ندارد مي پرسيم آيا امكان دارد كسي كه دانش فني ندارد در فوتبال معتبر تركيه  با سه تيم مختلف قهرمان شود و بر مسند سر مربيگيري تيم ملي بنشيند ؟آيا دانش فني كم مي تواند از بشيكتاش تيمي بسازد كه در اولترافورد آن بازي را در برابر منچستر يونايتد كند ؟ خود مايلي كهن چه دانش فني دارد ؟ دانش فني او در شهرداري تبريز و فولاد خوزستان و سايپا  تيم اميد كشور را بارها ديده ايم  از سوي ديگر ناصر ابراهيمي را شاهد مي آوريم كه مي گويد كار فني استيلي از دنيزلي بهتر است مي پرسيم بايد اينقدر از نظر روحيه در بغض و كينه  باشيم كه همه چيز را زير سوال ببريم ؟ خود ناصر ابراهيمي كه از ماشين سازي اخراج شده  چه توجيهي در مورد كارنامه  اش دارد ؟ او خود كسي است كه از يك غوره سرديش مي كند و چنين همه چيز را زير سوال مي برد و با يك مويز چنان گرمش مي شود كه كنار زمين پشتك مي زند نمونه اي از روانشناسي فوتبال ما نيست ؟ فوتبالي  كه نمي خواهد تقصر ها را به گردن بگيرد و مرتبا سعي در تخطئه دارد مي تواند موفق باشد ؟ فوتبالي كه بهانه مي گيرد چگونه مي تواند اندكي شباهت به  روحيه جهاني فوتبال مي تواند داشته باشد روز گذشته بارسلونا نا اميد باز هم 7 گل مي زند در شنبه گذشته بايرن مونيخ نا اميد از دستيابي به عنوان قهرماني بوندس ليگا مي برد در ايتاليا ميلان  كم اميد به قهرماني مي برد و امروز بازي بزرگ منچستر سيتي و منچستر يونايتد به طور حتم يك نبرد سخت براي شاگردان  فرگوسن است اما  ما خيلي راحت سخن از  عوامل خارجي مي كنيم و كيفيت سر مربي شناخته شده را در آستانه بازيهاي آسيائي زير سوال بغض و كينه خود مي بريم  آيا با اين روانشناسي فوتبال ما موفق مي شود ؟  پاسخ به اين سوال مسلما منفي است

 تورج عاطف

انگيزه

تيم پرسپوليس بهانه تازه اي را مطرح مي كند " بي انگيزگي " اين بي انگيزگي را نه تنها در بازيكنان كه در بين مربيان و حتي تماشاگران مي بينيم  و توقع داريم كه معجزه اي رخ دهد بگذاريم نگاهي به بحث بي انگيزگي داشته باشيم تماشاچيان پرسپوليس در يك روز غير تعطيل به ورزشگاه مي آيند و 96000 صندلي را اشغال مي كنند اما تيم پرسپوليس در مقابل الغرافه چندان بازي پر انگيزه اي را نشان نمي دهد تنها  چند رو طول مي كشد  تا تماشاچي مي آيد و اين بار 4000 صندلي از صد هزار تا را اشغال مي كند و گوئي  طنزي را به آن 96000 نشان مي دهد تا بگويد باز هم بخشي از 100000 اشغال نشده اما تيم باز هم بي انگيزه است پس نمي توان زياد بحث انگيزه سازي از سوي تماشاچي را مطرح كرد زيرا شاهد بوديم 98000 تماشاچي در نيو كمپ حضور داشتند اما رئال مادريد با انگيزه تر بود  پس بيائيم بحث انگيزه را عميقتر مطرح كنيم به طور كلي انگيزه از دو بخش  عوامل خود  انگيزي دروني    كه شامل رضايت شخصي و ميل دروني و عشق به تيم و رشته ورزشي و جاه طلبي و غرور  شده و عوامل  خود انگيزي بيروني كه شامل كادر فني و تشويق مديريت ( پاداش ,وعده تمديد قرار داد ....) و طرفدار و دوستداران و خانواده ورزشكار است تشكيل  مي شود  عوامل  خود انگيزه هاي دروني به خود ورزشكار ربط دارد  و  در موقعيتهاي زير تقويت ميشود

1/ زماني كه تمرينات خود را به تنهائي انجام مي دهد

2/ زماني كه در فصل استراحت و از شرايط بدني خوب فاصله دارد

3/زماني كه از نمايش ورزشي خود راضي نيست

4/زماني كه از اهداف خود فاصله زياد دارد

5/زماني كه آسيب ديده است

براي رسيدن به آمادگي ذهني ورزشكار به موفقيت در برنامه خود انگيزي دروني  بايد هدف گزاري وجود داشته باشد وورزشكار  اهداف بلند مدت و ميان مدت و كوتاه مدت داشته باشد بازيكن پرسپوليس براي موفقيت تيم در ادامه مسابقات  در ليگ قهرماني آسيا  انگيزه داشته و اين مسئله را جز اهداف بلند مدت خود بگذارد بازيكن پرسپوليس حضور در ذهن دنيزلي براي  تمديد قراردادش را بعنوان هدف ميان مدت و حفظ حرمت و اعتبار و قابليتهايش حتي با حربه انگيزه هاي مالي بيشتر را جز اهداف كوتاه مدت بگذارد پس چگونه مي توان گفت بازيكن پرسپوليس انگيزه ندارد؟

 ولي عوامل خود انگيزي بيروني  چگونه حاصل مي شود

 1/ سر مربي : در اينجا سوالي از مصطفي دنيزلي داريم و آن به اين ربط دارد كه به چه دليل تيم را در حالي  كه در  پايان بازي با الغرافه دچار مشكل روحي  مي شود رها مي سازد ؟  مي گويند او براي ديدن نوه خود به تركيه رفته است  مي گوئيم آيا اين دليل كافي است ؟ به ياد مي آوريم در فصل 2005-2006 تيم ليورپول در آستانه قهرماني اروپا با رهبري رافا بنيتس بود پدر اين سر مربي مشهور اسپانيائي فوت كرد ولي او به اسپانيا نرفت زيرا معتقد بود كه شرايط  تيم براي ترك او مناسب نيست و او تيم را ترك نكرد و موفق شد اما دنيزلي تيم بحران زده پرسپوليس كه مشكلي بين كريمي و ديگر بازيكنان و مدير با او دارد را ترك مي كند تا به وظايف پدر بزرگي برسد آيا با چنين انديشه هاي سر مربي و سپردن تيم به كمك بي تجربه اي چون عاشوري مي توان انگيزه به تيم داد؟

2/ مديريت تيم " مديري كه  در آستانه بازي ها مرتبا سخن از تيم فوق كهكشاني  در فصل آينده دارد مي تواند  به بازيكنانش انگيزه دهد ؟  مديري كه خبر مي دهد كه با عقيلي صحبت كرده بايد هم چنين دفاع لرزاني در مقابل سايپا داشته باشد مديري كه همواره سعي دارد همه چيز را به گردن عوامل ديگر بياندازد مي توان انگيزه سازي كند ؟

3/ تماشاگران : اين تماشاچي سعي كرده كه كار خود را به درستي انجام دهد اما فرهنگ زيبائي كه مي گفت اول بشي و آخر بشي كجا رفته است ؟ نگاهي به طرفداران تراكتور سازي بيافكنيم وقتي اين تيم گل مي خورد قرياد " عيبي يوخ دي " اشكالي ندارد را مي شنويم  تماشاگر ما فقط نتيجه گرا شده است تماشاگر ما نگاهي به تماشاچيان تيمهاي ديگر بكند آيا امروز طرفدار منچستر سيتي بايد عليه مانچيني فرياد حيا كن و رها كن سر دهند ؟ در آلمان بايرن مونيخ كه براي دومين سال متوالي رقابت را به دورتمند مي بازد بايد با بحران رو به رو شود ؟ مادريدي ها سه سال به  خودشان فرصت دادند تا تيمشان ساخته و امروز آنها را مي توان قهرمان اسپانيا و شانس بزرگي براي كسب قهرماني  براي دهمين بار در اروپا پس از 10 سال دانست  چرا تماشاگر ما چنين مي انديشد ؟

آيا مشكل تيم پرسپوليس اين نيست كه نمي داند چگونه و با چه روشهاي علمي و روانشناختي انگيزه داشته باشد ؟آيا انگيزه پديده تصادفي است ؟ پاسخ به اين سوال يك منفي بزرگ از سوي كاردانان است

تورج عاطف 

 با استفاده از كتاب ذهن قهرمان /  نوشته  كتي مارتين – گراهام  ويمنتر/مترجم : تورج عاطف