سرانجام مدير صلواتي

جمله اي بسيار معروف منسوب به محمد رويانيان است كه مي گويد با يك صلوات مدير عاملي باشگاه پرسپوليس را قبول كردم !!
و چنين بود كه محمد رويانيان بدون هيچگونه سابقه مديريت ورزشي بر راس يكي از بزرگترين نشانه هاي فوتبال اين ديارمي نشيند و تيم را در سال اول به رتبه 12 و در سال دوم با رتبه 6 معرفي مي كند دو سال تحقير و حرف و حديث پرسپوليس را به نقطه اي رساند كه همگان حتي نژاد فلاح عضو هييت مديره  اذعان دارد كه اين مديريت به نتيجه نرسيده است اظهارات عضو هييت مديره باشگاه پرسپوليس براي او تا آنجا گران تمام شده است كه جناب مدير عامل مي فرمايند كه ايشان را به باشگاه راه نمي دهند و  حديث بامزه اي را بوجود آورده اند زيرا همگان مي دانند كه  مدير عامل را بايد اعضاي هييت مديره انتخاب كنند اما حالا مدير عامل است كه عضو هييت مديره را تهديد به راه ندان به باشگاه مي كند
 مي پرسيم اين همه خود شيفتگي ز سوي مدير عامل باشگاه بخاطر چيست ؟
 در زمان اين مديريت دنيزلي و عاشوري و مانوئل خوزه و گلمحمدي  به اين باشگاه آمدند و هيچكدام موفق نبودند ميلياردها سر مايه ملي به پاي اين تيم ريخته شد اما بد ترين نتايج را گرفتند از بعد رفتار و اخلاق وجنجال سر آمد همه تيمها بودند  اما با اين همه صحبت از " من " تمامي ندارد به فاكتورهاي  مديريت نگاه كنيم
1/ طرح و برنامه و هدف گزاري
2/ سرمايه گزاري
3/ كنترل
4/ رفع  نواقص و پشتيباني
نگاه مي كنيم در كدام وادي اين مديريت موفق بوده است ؟ آيا اين تيم به  هدفي  موفقيت آميز رسيده است ؟ در بعد سرمايه گزاري درست عمل كرده است ؟ در كنترل و جهت سرمايه گزاري براي نيل به اهداف مشخصه چه كرده است ؟  از بعد برنامه هاي پشتيباني يا اصطلاحا فيد بك چه كار مفيدي انجام داده است ؟  پاسخ به تمامي  اين سوالات نشان مي دهد كه اين تيم تا چه حد در بعد مديريت كلان مشكل دارد در بعد مديريت خرد چه كرده است؟
مديريت خرد شامل
1/ تنظيم چارت سازماني
2/ تنظيم كميته هاي اجرائي
3/ تنظيم و تربيت و پرورش  نيروها
4/ بودجه بندي
و...
در كدام نقطه اين باشگاه موفق است ؟ تيمي كه مدير عامل مي خواهد عضو هييت مديره را اخراج كند چارت دارد ؟ تيمي كه در راس امور اجرائي از افرادي بهره مي برد كه كوچكترين  دانشي از علم مديريت ورزش ندارند مي توانند موفق باشند؟ اين تيم در بعد سرمايه گزاري بر روي نيروي انساني شامل كادر فني و بازيكنان اشتباه كرده است در بعد سرمايه گزاري بر روي نيروهاي اجرائي نظير سرپرست و كميته فني و .. اشتباه كرده است اين تيم در بعد جامعه محوري با ايجاد تشويش اذهان و گسترش و خشم و نا اميدي نقش بسزائي داشته است اما با اين همه  همچنان در بر همان پاشنه مي چرخد و بار ديگر شاهد همان حرفهاي تكراري هستيم كميته فني حميد درخشان مربي اخراجي داماش و محمد مايلي كهم مربي تيم سقوط كرده گهر را كانديد مي كند و كرانچار هم يك شوي تبليغاتي است و قرار است باز هم  قرار است تيم به هماان مسيري رود كه شايد بايد گفت  تنها به شانس و اقبال  متكي باشد تا به فينال جام جذفي برسد
آقايان  شما شكست خورده ايد و اميد داشتيم كه درس بگيريد اما با اين خود شيفتگي كه شما داريد شايد دواي درد پرسپوليس همان فاتحه خواندن و صلوات فرستادن  باشد كه بايد نثار تمامي افتخارات و آبرو و اعتبار اين تيم قديمي كرد

پندهاي ديزني

نمي دانم چند نفر از شما والت ديزني را مي شناسيد  او يكي از بزرگترين هنرمندان تاريخ سينما دنيا است او جملاتي در مورد علم مديريت مي گويد كه شايد براي مديريت فوتبال ما هم بتواند مفيد باشد او مي گويد
هر مدير بايد سه شخصيت تخيل گرا وواقعيت گرا و منتقد داشته باشد تا بتواند موفق باشد و شخصيت تخيل گرا بيان گر كلمه " چه " است و شخصيت واقعيت گرا بيان گر كلمه " چگونه " براي بيان مسائل و شخصيت منتقد "چرا" را مي پرسد و هر سه اين شخصيت ها مي تواند مديريت را معني كند
 والت ديزيني يكي از بزرگترين و موفق ترين كمپاني هاي دنيا را اين گونه اراده كرد زيرا توانست تخيل وواقعيت و موازنه بين اين دو را معني كند شايد اين درس والت ديزني بتواند براي فوتبال ما هم كار كند به دو مثال در اين دو مورد توجه كنيم
1/ جام حذفي
مسئله   را اين گونه عنوان كرده اند " جام حذفي با بازيكنان غير ملي برگزار شود" ذهن تخيل گرا مي گويد انجام بازي هاي جام حذفي بهتر از انجام ندادن است و مي تواند آمار برگزاري مسابقات براي فدراسيون فوتبال ايران را بالا ببرد و به كنفدراسيون فوتبال آسيا نشان دهد كه ايران هم چون  نه تيم ديگر حاضر در رقابت ها بازيهاي جام حذفي را برگزار مي كند و داراي توانائي برنامه ريزي است اما ذهن واقعيت گرا چه مي گويد ؟  باشگاهي كه هزينه كرده است كه  افتخاري را براي خود كسب كند و با جام حذفي مي تواند به اين مهم نائل شود چرا بايد اسير اين قانون من در آوردي شود ؟ واقعيت گرائي در مورد جام حذفي مي گويد كه اين برگزاري جام حذفي نيست بلكه نمايشي براي سرپوش گذاشتن بر عدم برنامه ريزي و ضعف در مديريت اجرائي است و ذهن منتقد مي گويد در برگزاري با غير ملي پوشان كه خشنودي كنفدراسيون فوتبال آُسيا را فراهم مي آوردو ذهنيت واقعيت گرا كه مي گويد باشگاه بدون ملي پوش هويت خودش را ندارد يك واقعيت گم شده است و آن چيزي جز اين نيست كه نماينده جام حذفي در رقابتهاي باشگاه هاي آسيا شركت مي كند پس اين  سوالات كه "چه" نوع  جام حذفي داريم ؟ و " چگونه " جام حذفي داريم ؟ با سوالي منطقي رو به رو مي شود كه " چرا " جام حذفي داريم ؟ پس اصولا  معلوم مي شود هدف را گم كرده ايم كه دست به چنين مباحثي مي زنيم
2/ حكايت پرسپوليس
 مي گويند كه مانوئل ژوزه تيم خودش را انتخاب نكرده  است  كه اين همه ناكامي را به ارمغان مي آورد مي پرسيم مديريت پرسپوليس چگونه مديريتي كرده است  در تيم پرسپوليس مديريت خيال پردازي وجود دارد كه اين تيم را موفق به كسب قهرماني مي داند مديريت واقعيت گرا مي گويد همه عوامل درست است ولي مقصر شورش بازيكناني چون كريمي است و منتقد مي گويد  چرا تيم موفق نمي شود  براي حل معماي پرسپوليس باز به سه سوال مي رسيم " چه" مديريتي به مانوئل اعتماد مي كند ؟" چه " مربي مانوئل است كه اين گونه هدايت تيمي را مي پذيرد ؟" چگونه " مديريت مي خواهد موفق شود و مي پندارد با جنجال و بر سر هر كسي كوبيدن بجز مديريت مي تواند موفق شود ؟" چگونه " مانوئل تنها كريمي را مقصر مي داند ؟و در آخر با پاسخ به اين سوال ها به پرسش هاي اصلي ميرسيم " چرا" مديريت پرسپوليس موفق نيست ؟ " چرا" مانوئل موفق نيست ؟

مي بينيم در فوتبال كارتون گونه ايران حتي اگر مي توانستيم از  پندهاي بزرگترين مدير انيميشن ساز  استفاده مي كرديم شايد اوضاع فوتبال ما به اينجا نمي رسيد   پندهاي " چه " و " چگونه " و " چرا " ديزني بزرگ را بايد در خيلي از مسائل فوتبال و حتي شايد جامعه بتوان بهره برد و نتايج بهتري گرفت  البته اگر ....