در روزگاری زندگی می کنیم که تجربه نمی اندوزیم حتی اگر آن را آزموده باشیم و گوئی حافظ شاعر شوریده سرزمین ما نبوده است که برایمان در 700 سال پیش گفت

 ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون باید کشیم زین ورطه رخت خویش

و چنین است که حرفها تکراری می شود نتایج تکراری می شود و باز تجربه می کنیم به چند نمونه از تکراری های این روزهای فوتبالمان می نگریم

1/ حکایت تکراری امیر قلعه نوعی

امیر قلعه نوعی به باشگاه سپاهان اعلام کرده که چون در فوتبال بین المللی قهرمانی سه گانه محال است از سپاهان جدا می شود !!و گوئی او در دنیای فوتبال خبر از قهرمانی های پیاپی لیون در فرانسه و یا بارسلونا در سال جاری ندارد  قلعه نوعی دنبال بهانه بازگشت به استقلالی است که توقع از آن کم است  پرویز مظلومی که ویرانه واعظ آَشتیانی را در غیاب امیر قلعه نوعی دریافت کرد و حاضر شد عقب ماندن از فصل نقل و انتقال  و قر زدن یارانی چون بیگ زاده و خسرو حیدری و جان واریو  توسط همین امیر خان قلعه نوعی مشاهده کند و ببیند که چگونه همین شبه ژنرال خواستتند کاظمیان و عنایتی را بگیرند تا با استقلال نروند با سختی در فصل جدید و با یارانی چون دسوزا و لویز و ... بازیها را ادامه داد و انصفا بد نتیجه نگرفت این تیم در لیگ دوم شد در حالیکه اگر از یاران کافی برخور دار بود حتی می توانست سپاهان پر مهره قلعه نوعی را  چون ذوب آهن پشت سر بگذارد در آسیا با تفاضل گل از گروهش صعود نکرد و در جام حذفی یک مرحله بالاتر از تیم قلعه نوعی آمد و در داربی ها صاحب دو برد شد  اما امروز از بی جام بودن او در حالی سخن می گویند که خود قلعه نوعی پس از سه سال برای استقلال جام آورد امروز  حکایت نازهای قلعه نوعی هست و می توان تصور کرد باز قصه تکراری حاجی فتح الله زاده و ژنرال تکرار شود و آن هم در حالی که طرفداران  استقلال از یاد نبرده اند   که  این دو چه بر سر اسطوره بزرگ این تیم یعنی ناصر حجازی در آوردند امیر قلعه نوعی باز قصه تکراری و ملال آور بازگشت به  استقلال را تکرار می کند داستانی که با یاران خودش خواهد بود ؟ آیا همین قلعه نوعی نبود که به استقلال در فصل گذشته پشت کرد ؟

2/ قصه تکراری دیگر حکایت مجید جلالی است سالها بود که او را مربی فهیم و با استفاده از ابزارهای مدرن می شناختیم و کمتر از او قصه های  خاله زنکی شنیده بودیم اما وقتی در بازی پرسپولیس و فولاد که تیمش پس از 13 روز استراحت در مقابل تیم خسته پرسپولیس  باخت از او شنیدیم که می گوید معیارهای فدراسیون فوتبالب به تیمهای رنگی است  براستی جلالی نمی داند سالها است که تیمهای رنگی با این اتهام نمی توانند مواجه شوند که اگر این طور بود  سپاهان و ذوب آهن در سالهای اخیر این گونه موفق نبودند و خود فولاد صاحب یکی از عناوین قهرمانی در لیگ برتر ده گانه نبود  این که جلالی اشتباه بچگانه حمودی در گرفتن دو مین کارت زرد را به گردن نمی گیرد او سخن از پنالتی می کند که معلوم نبود در آن شرایط آب و هوائی و آمادگی حقیقی به گل نشیند  او از ضعف و عصبیت تیمیش نمی گوید او از خستگی تیمش سخن نمی گوید او از بی برنامه بودن تیمش هیچ نمی گوید او نمی گوید چرا نوروزی و افشین  در نیمه دوم از سرعت خودبهره نگرفتند و همه چیز را به عوامل بیرون پرده ربط می دهد و باز تکراری می گوید

3/ همین حکایت در مورد پور غلامی است او در مصاحبه خود می گوید پنالتی ما را نگرفتند تا نشان دهند که ما شهرستانی هستیم براستی این قصه شهرستانی و تهرانی تا به کی ادامه دارد ؟ خود پور غلامی به یاد دارد در بازی رفت در تهران با پرسپولیس داور یک پنالتی بر علیه پرسپولیس و بر اثر دایو اولادی گرفت چرا آنجا قصه شهرستانی بودن نبود ؟ چرا قهرمانی دو گانه سپاهان در لیگک ربطی به شهرستانی بودن ندارد ؟ چرا قهرمانی دو سال پیش ذوب آهن در همین رقابتها ربطی به شهرستانی بودن ندارد ؟ چرا دوست داریم تکراری گوئیم ؟

4/بارها  صحبت از بی طرفی صدا و سیما کرده اند و حتی از عناوین تا حد زیادی  غیر قابل باور چون دانشگاه به آن داده اند اما در هیچ کجا دیده اید  مصاحبه مربیان دو بازی که انجام شده است را فقط یک طرفش را پخش کنند ؟ سیمای ایران برای این کار خود چه توجیهی دارد ؟ چرا فقط حرفهای جلالی و پور غلامی پخش شد و سخنان دائی و مظلومی را پخش نکردند آیا این نوع جو سازی  ازس وی تلویزیون دولتی که متعلق به همه اقشار این دیار است می تواند مفهوم بی طرفی تلویزیون را معنی کند ؟آیا باز هم می خواهیم شاهد سیمای گزارشگران و مجریانی باشیم که در ظاهر خبر از بی طرفی می دهند اما همه می دانند که در وقت و بی وفت از یتمهای خودشان و خصوصا در شهرستانها دفاع می کنند و یا حتی دامنه کار را به جائی رسانده اند که شخصی مثل جاودانی به خودش اجازه می دهد که شادی های آلوز در پایان لیگ قهرمانان اروپا را مسخره بداند چون تیم محبوب او لیورپول به فینال نرسیده است براستی تا به کی از عنوان بی معنی و تکرایر سیمای دانشگاه فرهنگ سازی می خواهیم بهره بگیریم؟

و  از یاد برده ایم که دو قطبی نشدن به معنای نابود کردن قطبها نبوده است و هر دو قطبی عامل ناکامی نیست که اگر این طور بود  اسپانیا قهرمان جهان و اروپا نبود