لاروخا جدید

لا روخا  جدید/ تورج عاطف                           

تیتر مارکا این بود " نمایش تاریخی علیه آلمان ".

براستی نمایش لا روخا ( لقب تیم ملی اسپانیا )در مقابل قهرمان  چهار دوره جام جهانی و قهرمانی سه دوره جام ملتهای اروپا باورنکردنی بود . آنها تیمی را بردند که با مردانی چون نویر و سانه و تونی کروس و تیمو ورنر گوندوگان ... به هیچ عنوان شکننده  به نظر نمی رسیدند اما مردان انریکه شگفتی آفریدند

درترکیب اولیه تیم  اسپانیا  شاهد حضور اونای سیمون 23 ساله دروازه تیم آتلتیکو بیلبائو بودیم دروازه بانی که به نظر می رسد قرار است رقبهای  مشهور شاغلش در لیگ برتر انگلستان را به چالش بکشاند .خط دفاع اسپانیا از چهار باشگاه رئال مادرید و ویا رئال و بارسلونا و والنسیا و با معدل سنی  27 سال و 5 ماه تشکیل شده بود که مصدومیت راموس باعث شد که نماینده رئال از بازی خارج و بازیکنی از سیتی به ترکیب بیاید آمدن اریک گارسیا جوان  سن این خط دفاع را  تا 23 سال و 7 ماه  کاهش داد . خط دفاعی که هیچگاه اجازه  کوچکترین خود نمائی  به خط حمله  ای نداد که در 5 بازی گذشته خود 10 گل به ثمر رسانده بود .  به خط میانی اسپانیا می رسیم که رودری 24 ساله به بوسکتس 32 ساله ترجیج داده شده بود  و پس از 12 دقیقه سرخیو کانالس بازیکن بتیس  به  علت مصدومیت جای خود را به فابین روز بازیکن 24 ساله ناپولی داد تا این خط جوان تر هم بشود  و در کنار این دو جوان کوکه ستاره 28 ساله آتلتیکو حضور داشت تا خط میانی اسپانیا حاکم بلامنازع بازی باشد . این خط  هافبک قلب تپنده لاروخا  بود . آنها  با جنگهای فیزیکی و حرکات تکنیکی و هماهنگی که با مدافعین کناری اسپانیا یعنی مردانی چون گایا و روبرتو داشتند بارها مثلث شاداب خط حمله اسپانیا را صاحب توپ و میدان کردند .  در خط حمله قهرمان جام جهانی 2010  سه لژیونر را  در خط حمله به خدمت گرفته بود و بی شک فران تورس  20 ساله  که در این بازی هت تریک کرد نشان از ظهور یک پدیده دیگر در فوتبال جهان می داد . در کنار تورس شاهد حضور ستاره اسپانیائی لایپزیش در شب افول ستاره سابق این تیم ( تیمو ورنر) یعنی  دنی  اولمو  19 ساله بودیم .

اولمو بارها   برای تورس و موراتا و اسپانیا  موقعیت ساخت.

آلوارو موراتا ستاره 28 ساله یوونتوس دیگر ضلع این مثلث هجومی بود که گل  اول اسپانیائی را به ثمر رساند و یک شماره 9 مدرن را به نمایش گذاشت . اسپانیا صاحب توپ بود و با پرس و قدرت بدنی فراوان توپ ربائی  فراوانی داشت سرعت تیمی عالی  و  حرکات از هر دوجناح شب باشکوهی برای  ماتادورها ساخته شد

حکایت شیاطین و شیر

قصه شیاطین و شیرها / تورج عاطف                          

تیم ملی انگلستان به سه شیرها مشهور هستند و لقب تیم  ملی بلژیک چون لقب تیم منچستر یونایتد یعنی شیاطین سرخ است . این دو تیم بارها نمایشگر بازیهای بیاد ماندنی در عرصه تاریخ فوتبال بوده اند که می توان به دیدارهای آنها در جام جهانی 2018 و جام جهانی 1990 و یورو 2016 اشاره داشت . شب گذشته انگلستان و بلژیک در خاک شیاطین سرخ به مصاف هم رفتند تا تکلیف گروه دوم ازلیگ  ملتهای اروپا را روشن کنند . در بازی سه شیرها و شیاطین سرخ کمتر نشانی از بازیکنان دو تیم منچستری و مونیخی که به وفور در بازی پرتغال و فرانسوی آنها دیدیم  را شاهد بودیم  و تنها دی بروینه نماینده منچستری ها در این دیدار بود و از سوی دیگر شاهد هنرنمائی بازیکنان دورتمندی چون مونیر و تورگان آزار و آکسل ویتسل  در تیم بلژیک و جیسون مالک سانچو در تیم انگلستان بودیم . اتقاق عجیب این بود که از تیم صدر نشین رقابتهای لیگ برتر انگلستان یعنی لستر سیتی  دو نماینده  در میدان حضور داشتند که یکی از آنها  زننده یکی از گلهای بلژیک  یعنی یوری تیلمانس بود  شد و  نماینده دیگر صدر نشین لیگ برتر فوتبال انگلستان که  در این بازی حضور داشت  کسی جز دنیس پرات نبود که بعنوان بازیکن تعویضی  وارد بازی اما در ترکیب انگلستان  شد .

 در ترکیب دو تیم از نماینده تیم دوم جدول لیگ برتر انگلستان یعنی تاتنهام  دایر و کین  و هری وینکس در لباس تیم ملی انگلستان  و تونی الدرویرلد  مدافع مستحکم بلژیکی ها در میدان بودند.دیگر اتفاق کمتر دیده شده در ترکیب تیم ملی انگلستان حضور لژیونرهائی چون تریپیر مدافع راست آتلتیکو مادرید و البته  جیدون سانچو بود که گفته شد از دورتمند به تیم ملی انگلستان آمده بود.البته لالیگا نماینده دیگری در ترکیب دو تیم داشت و او کسی جز تیبو کورتوا  دروازه بان رئال مادرید نبود که روزگاری دروازه بان تیم چلسی بود.در خط حمله بلژیک لوکاکو از اینتر و دریس مرتنز از ناپولی و نمایندگانی از سری آ بودند  که  بازیکن ناپولی  زننده گل زیبائی بود که وارد دروازه پیک فورد انگلیسی  شد.این مسئله طبیعی بود که سطح بالای تیم بلژیک اجازه خود نمائی به بازیکنان غیر لژیونر بلژیک را  در ترکیب تیم ملی نمی دهد  از این رو شاهد بودیم بجز نمایندگان لستر و سیتی و دورتمند و تاتنهام و اینتر و ناپولی و رئال از بنفیکا و گالاتاسرای هم مردانی در ترکیب تیم ملی بلژیک باشند. در ترکیب تیم انگلستان پس از تاتنهام که  با سه نماینده به میدان رفتند.چلسی و آستون ویلا و اورتون  دونماینده و آرسنال و ساوت همپتون و لیورپول با یک نماینده از لیگ برتر انگلستان  در بازی بودند

فرانسه و پرتغال

حکایت خروسهای آبی و ناخدایان  های قرمز  / تورج عاطف                                

شب گذشته  فرانسوی ها که در جهان فوتبال به اسامی مختلفی چون " خروسها " و "آبی ها " مشهور هستند  موفق شدند در ورزشگاه دالوز ( دالوژ) شهر لیسبون  که ورزشگاه اختصاصی باشگاه بنفیکا است  تیم ملی کشور پرتغال را که به ناخدایان معروف هستند را  شکست دهند .  این بازی به نوعی تکرار بازی فینالیستهای یورو 2016 بود . فینالی که در استادو فرانس انجام شد و پرتغالی ها توانستند  جام را از خاک فرانسه به پرتغال آورند . پرتغالی ها  قهرمانی  اولین دوره لیگ ملتهای اروپا را در ورزشگاه دراگو  که ورزشگاه اختصاصی پورتونیز هست کسب کردند.

نزدیک به سه ماه پیش بود که آبی های قهرمان  بلا منازع  سالهای اخیر لو شامپیونا یعنی پاری سن ژرمن در همین ورزشگاه مغلوب قرمزهای بایرن مونیخ شد در ترکیب تیم فرانسوی  کینگزلی کومان حضور داشت او همان بازیکنی است که  سابقه بازی در تیم پاری سن ژرمن را داشت اما در قامت یک بازیکن تیم بایرن مونیخ  توانست پاریسی ها را مغموم کند . دیگر بازیکن مطرح دیگری که در آن فینال حضور داشت کیمپمبه مدافع فرانسوی تیم پاری سن ژرمن که این بار در کنار واران قرار گرفته بود تا شاید اندکی اطمینان به این نقطه زمین بدهد در ترکیب تیم فرانسه پاوار و هرناندز هم حضور داشتند آنها مردانی دیگر از تیم قهرمان اروپا یعنی بایرن مونیخ بودند که بی شک در استادیوم دالوژ به یاد خاطرات زیبای قهرمانی بودند و صد البته با بازی درخشانی که از خود به نمایش گذاشتند و باعث شدند که پرتغالی های تکنیکی نتوانند  از حربه های تکنیک فردی خود بهره بگیرند و عملا مجبور به اجرای بازی مستقیم شوند .

 صحبت از بازی مستقیم شد . بازی که سالها بعنوان بازی انگلیسی از آنها یاد می شد و بد نیست اشاره ای داشته باشی که در ترکیب اولیه دو تیم مارسیال  و پوگبا ( منچستر یونایتد ) و کانته ( چلسی ) و لوریس ( تاتنهام ) از لیگ برتر انگلستان آمده بودند که در ادامه اولیویه ژیرو ( چلسی ) به آنها اضافه شد و از سوئی دیگر در ترکیب پرتغال  پاردیسیو (ولور هامپتون )و برونو فرناندز ( یونایتد )کانسلوو روبن دیاز و برناردو  سیلوا ( سیتی ) و در ادامه دیگو ژوتا ( لیورپول ) وروبن نوس (ولور همپتون )  به این تعداد اضافه کردند  .در این بازی مصاف هم  باشگاهی ها ه در نوع خود جالب بود بازیکنانی چون پوگبا  مارسیال با فرناندز و رونالدو و رابیو و گریزمان و ترینکاو ..از این نمونه ها بودند. فرانسوی ها بازی  مهمی را بردند  تا به نوع پس از مدتها خاطره شیرینی از خاک پرتغال را داشته باشند

قصه بوسنی

حکایت بوسنی / تورج عاطف                                

 هشتمین بازی ایران و بوسنی تاریخ در حالی آغاز شد که به نظر می آمد به مناسبت درگذشت  زنده یاد محمود یاوری بازیکنان فوتبال ملی ما به احترام این سرمربی و بازیکن اسبق تیم ملی با بازوبند سیاه در میدان حاضر باشند اما  متاسفانه این اتفاق رخ نداد !

 تیم ملی ما در حالی به مصاف بوسنی  در دومین تجربه  سر مربیگری اسکوچیچ  در تیم ملی رفت که به نسبت بازی با ازبکستان   عابد زاده را بجای نیازمند و با افزودن پور علی گنجی به زوج کنعانی زادگان و شجاعی  تصمیم به فشردگی بیشتر در قلب دفاع گرفت  ضمن آن که مدافع چپ و راست او همان مردان بازی با ازبکستان بودند . مثلث نور الهی و  حاح صفی و قلی زاده به مانند بازی  با  ازبکستان در ترکیب اولیه با بوسنی حضور داشتند  و امیری در کنار کاوه رضائی دو مرد پیکان خط حمله ما بودند . به نظر می آمد که اسکوچیچ  که در بازی با ازبکستان به  نوعی از سیستم 2-4-4 بهره گرفته بود این بار با سیستم 2-3-5 بهره می گرفت و شاید هم علاقمند بود که نگاهی به چیدمان 2-5- 3 داشته باشد اما  دو مدافع کناری ما عملا بیشتر در کارهای تدافعی ایفای نقش می کردند و بجز دقایقی در اواخر نیمه دوم آن هم تنها از سوی میلاد محمدی  شاهد   حرکات نقوذی مدافعین کناری نبودیم .

 سابقه تاریخی بازی های ما با بوسنی و هرزگوین  عمدتا از دیدارهای دوستانه حکایت داشتند و در این دیدارهای دوستانه شش گانه ما تا قبل از بازی امشب  ما در 4 بازی برنده و تنها در یک بازی بازنده و یک بار هم به تساوی رسیده بودیم اما در مهمترین بازی  و تنها دیدار رسمی که با این تیم داشتیم یعنی دیدار آخر ما در جام جهانی 2014 برزیل ما  از این تیم شکست خورده بودیم . بوسنی  طبیعتا با ریشه های فوتبال یوگوسلاوی سابق  است و از یاد نباید برد که  بوسنی در چارچوب لیگ ملتهای اروپا توانسته ایتالیا را در کشور آتزوری ها و  لاله های نارنجی  هلند را در خانه متوقف کنند. تیم ملی در بازی با بوسنی  اصل نظم در بازی و ندادن فرصت   ضربه زنی در محوطه هیجده قدم  خودی  را بخوبی اجرا کرد و جز چند فرصت شوت از راه دور به آنها فرصت  خطر آفرینی نداد . از سوی دیگر تیم ما در فاز تهاجمی و استفاده از ضد حمله موقعیت های بسیار خوبی را ایجاد کرد . تیم  ما در بازی با بوسنی عصبی بازی نمی کرد و کمتر خطا می کرد و نظم تیمی قابل قبولی بر تیم حکمفرما بود .اتفاق خوشایندی که در تیم ملی شاهد آن هستیم حضور  کاندیداهای بیشتری در ترکیب اصلی تیم ملی  است

حکایت کلنل فوتبال ما

حکایت کلنل فوتبال ما/ تورج عاطف

دوماه از کودتای  بر علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق  می گذشت که در مهر ماه 1332  باشگاه شاهین اصفهان که امروز به نام " فولاد مبارکه سپاهان " خوانده می شود به همت یکی از فرزندان شاهین  تهران یعنی محمود خان حریری متولد شد . شاهین اصفهان که  معرف  ستاره های درخشان فوتبال  و یکی از قطبهای فوتبال ایران شد . یکی از فرزندان شاهین اصفهان محمود خان یاوری بود که بنا بر معیارهای آن روزگار دکتر اکرامی و شاگردش محمود حریری  فوتبال را بر پایه  دانش  و اخلاق می خواستند . در سال   1342 تیم پاس توسط  سروان فریدون صادقی  متولد شد . تیمی که بزرگترین مربیان و بازیکنان  و مدیران  تاریخ را به فوتبال ما  تقدیم کرد . مردانی  که اکثرا آنها دارای درجات نظامی چون کلنل و ژنرال که در زبان فارسی به سرهنگ و تیمسار مشهورند  ملقب بودند . مردانی چون  حشمت خان مهاجرانی و حسن آقا حبیبی و اصغر آقا شرفی و همایون خان شاهرخی و ناصر خان نو آموز  و رئیس محمد رنجبر   و بی شمار دیگری که سرهنگ محمود خان یاوری هم یکی از فرزندان مکتب پاس بود . پاس تیم پر افتخاری که  علاوه بر مقامهای قهرمانی داخلی در ایران  تبدیل به آخرین قهرمان ایرانی رقابتهای باشگاه های آسیا  تا به امروز بوده است اما تصمیم گرفتند که " پاس " نباشد و  گوش به حرف عاشقان فوتبال نداند تا پاس برای همیشه چون خاطره ای بماند .

کلنل محمود خان یاوری  هم چون بسیاری از هم قطارانی که در تیم پاس داشت  یعنی مردانی چون حشمت خان مهاجرانی و رئیس رنجبر و اصغر آقا شرفی و همایون خان شاهرخی و ...افتخار رهبری و کار  موفقیت  در تیم ملی کشورشان هم داشتند . ایشان از شاگردان مردی بودند که  معمار فوتبال ایران زمین با پرورش مربیان بزرگ بودند از دتمار کرامر سخن می گویم  . محمود خان یاوری  بیش از 4 دهه در فوتبال ایران خدمات ارزنده  و فراموش نشدنی کردند که اوج کار ایشان در در شش بازی مقدماتی جام ملت های 1984 روی نیمکت تیم ملی ایران و کسب شش  برد برابر بنگلادش، سوریه، اندونزی(میزبان)، فیلیپین و تایلند  بود . افسوس که در مرحله نهائی محمود خان یاوری از این تیم جدا شدند و این تیم علی رغم شایستگی های فراوانش  به قهرمانی جام ملتهای آسیا نرسید. کلنل یاوری علاوه بر کار در  تیمهای مشهور شهر اصفهان  ( ذوب آهن و اصفهان ) سر منشا خدمات بی شماری در بسیاری از تیمهای شیرازی  وتهرانی  و خوزستانی و خراسانی و کرمانی ...  بودند . محمود خان یاوری در سالگرد  مرگ  دگر اصفهانی شهیر و خادم و  عاشق وطن   یعنی دکتر حسین فاطمی ما را ترک کردند   یادشان  چون عشقشان مانا 

 

پدر آبی

پدرآبی  / تورج عاطف                             

واژه" پدر " معنائی جز " عشق " را نمی تواند در اذهان متبلور کند و هر کسی که پدری را بلد باشد بی گمان عاشقی را می داند که  با مشق  عشق بی گمان جهانی زیباتری را خواهد ساخت . پسران آبی  یکی از القاب تیم تاج روزگاران دورو استقلال این روزها است . پسران آبی در طول تاریخ پر افتخاری که داشته اند از رهبران  و مردان  بزرگی سود برده اند  اما بی گمان دو نام " علی دانائی فرد" و " منصور پور حیدری " جایگاه ویژه ای برای دوست داران پسران آبی دارند .  این دو نام بزرگ در تاریخ  نزدیک به 75 ساله این تیم نزدیک به 46 سال مربیگری کرده اند . علی دانائی فرد مردی بود که از پایه گذاران  تیم تاج واولین مربی آبی های تهران بود و منصور خان پور حیدری که او هم  قدمت مربیگریش در  استقلال بیش از دو دهه است پر افتخار ترین سرمربی پسران آبی است و هر دوی این دو بزرگمرد فوتبال ایران ملقب به پدران پسران آبی  در مقاطع مختلف تاریخ آبی پوشان شده اند  و عجیب ترین اتفاق این است که دوست داران پسران آبی در یک روز یعنی در روز 14 آبانماه و در یک  فاصله 37 ساله  این دو پدر معنوی تیمشان را از دست داده اند .

در مورد علی دانائی فرد سخنان بسیاری گفته شده است اما بی گمان جملات استاد اسداللهی در کیهان ورزشی سال 1358 که در رثایش  نوشت از گوهر بارترین ها است :

 

 علی آقا ( دانائی فر د), کی بود ؟ 

           یک مربی همیشه جوشان ,

           یک انسان همیشه کوشا ,

           یک قطب همیشه آرزومند

یک تصمیم همیشه محکم ..         

           او آقای دانایی فرد , پدر ایرج دانایی فرد و مربی بزرگ و بزرگترین این آب و خاک بود که محکوم شد همچون محکومان دیگر ..

این کلمه "محکوم" را می توان به نوعی طعنه ای دانست که  استاد اسداللهی به عشق و یا به بیانی شوق خدمت به فرزندان این آب و خاک داده  است  . محکومیتی است در اقلیمی که عشق و دل  ارزان ترین کالا  هستند  در عشق زندگی کنی  .

وقتی از شوق و عشق  سخن می گوئیم  به یاد  نوشته نوروزی   زنده یاد منصور خان پور حیدری می افتیم که این گونه نوشت :

"عشق را آدم‌های عاشق می‌‌دانند.شوق را انسان‌های مشتاق.باید با من باشی باید هم دوش من باشی تا این عشق را بشناسی.من و استقلال و زندگی، یکی هستیم. این خود عین عاشقی است.عاشقی من نوبت ندارد، ازلی و ابدی است"

 این روزها عاشقی و شوق    نادر  و شاید گم شده است  و چنین است که  تحمل غم رثای پدران معنوی پسران آبی سخت تر است روحشان شاد یادشان مانا

پدر آبی

پدرآبی  / تورج عاطف                             

واژه" پدر " معنائی جز " عشق " را نمی تواند در اذهان متبلور کند و هر کسی که پدری را بلد باشد بی گمان عاشقی را می داند که  با مشق  عشق بی گمان جهانی زیباتری را خواهد ساخت . پسران آبی  یکی از القاب تیم تاج روزگاران دورو استقلال این روزها است . پسران آبی در طول تاریخ پر افتخاری که داشته اند از رهبران  و مردان  بزرگی سود برده اند  اما بی گمان دو نام " علی دانائی فرد" و " منصور پور حیدری " جایگاه ویژه ای برای دوست داران پسران آبی دارند .  این دو نام بزرگ در تاریخ  نزدیک به 75 ساله این تیم نزدیک به 46 سال مربیگری کرده اند . علی دانائی فرد مردی بود که از پایه گذاران  تیم تاج واولین مربی آبی های تهران بود و منصور خان پور حیدری که او هم  قدمت مربیگریش در  استقلال بیش از دو دهه است پر افتخار ترین سرمربی پسران آبی است و هر دوی این دو بزرگمرد فوتبال ایران ملقب به پدران پسران آبی  در مقاطع مختلف تاریخ آبی پوشان شده اند  و عجیب ترین اتفاق این است که دوست داران پسران آبی در یک روز یعنی در روز 14 آبانماه و در یک  فاصله 37 ساله  این دو پدر معنوی تیمشان را از دست داده اند .

در مورد علی دانائی فرد سخنان بسیاری گفته شده است اما بی گمان جملات استاد اسداللهی در کیهان ورزشی سال 1358 که در رثایش  نوشت از گوهر بارترین ها است :

 

 علی آقا ( دانائی فر د), کی بود ؟ 

           یک مربی همیشه جوشان ,

           یک انسان همیشه کوشا ,

           یک قطب همیشه آرزومند

یک تصمیم همیشه محکم ..         

           او آقای دانایی فرد , پدر ایرج دانایی فرد و مربی بزرگ و بزرگترین این آب و خاک بود که محکوم شد همچون محکومان دیگر ..

این کلمه "محکوم" را می توان به نوعی طعنه ای دانست که  استاد اسداللهی به عشق و یا به بیانی شوق خدمت به فرزندان این آب و خاک داده  است  . محکومیتی است در اقلیمی که عشق و دل  ارزان ترین کالا  هستند  در عشق زندگی کنی  .

وقتی از شوق و عشق  سخن می گوئیم  به یاد  نوشته نوروزی   زنده یاد منصور خان پور حیدری می افتیم که این گونه نوشت :

"عشق را آدم‌های عاشق می‌‌دانند.شوق را انسان‌های مشتاق.باید با من باشی باید هم دوش من باشی تا این عشق را بشناسی.من و استقلال و زندگی، یکی هستیم. این خود عین عاشقی است.عاشقی من نوبت ندارد، ازلی و ابدی است"

 این روزها عاشقی و شوق    نادر  و شاید گم شده است  و چنین است که  تحمل غم رثای پدران معنوی پسران آبی سخت تر است روحشان شاد یادشان مانا

به یاد چارلتون

 

 سر بابی چارلتون فراموش نشدنی / تورج عاطف

خبر ابتلای سر بابی چارلتون بزرگمرد فوتبال جهان و انگلستان و منچستر یونایتد به بیماری زوال عقل   جهان فوتبال را با شوک عظیمی مواجه کرد . این اتفاق در حالی رخ می دهد که برادر بزرگترش یعنی جکی چارلتون یکی از همبازیان  او در تیم ملی انگلستان فاتح جام جهانی 1966 که روزگاری  سر مربی تیم جمهوری ایرلند  بود   وچهار ماه پیش   فوت کرد ه نیز  از این بیماری رنج می برد و همچنین جمعه گذشته نابی استایلز  دیگر همبازی سر چارلتون در تیم منچستر یونایتد و تیم ملی قهرمان جام جهانی 1966 که در اثر بیماری سرطان پروستات  درگذشت   دچار این بیماری بود.

صحبتهای بیشماری در مورد این بیماری در  رسانه ها مطرح شده و بسیاری معتقدند که باید تحقیقات گسترده ای بر روی این بیماری و شاید یافتن ارتباطی با ورزش فوتبال صورت گیرد ولی آن چیزی که در حال حاضر برای عاشقان سر بابی چارلتون مطرح است  حفظ خاطره مردی است که دومین گلزن برتر  سه شیرها ( تیم ملی انگلستان ) و برنده یک جام جهانی و یک جام باشگاه های اروپا و سه عنوان قهرمانی لیگ انگلستان و یک عنوان جام حذفی وکسی است  که بیش از صد بار پیراهن تیم ملی انگلستان را بر تن کرد.گری لینکر سومین گلزن برتر تیم ملی انگلستان در توئیتی از  ابتلا سر بابی چارلتون به این بیماری  خبر داده و گفته است که یکی دیگر از قهرمانان دیگر تیم قهرمان جام جهانی 1966 و مشهورترین  آنها  دچار این بیماری شده  و این حادثه غم بزرگی است .

 گری لینه کر  حق دارد  زیرا برنده توپ طلائی 1966 که به همراه فاتح توپ طلائی در سال 1964  یعنی دنیس لا و همین طور دارنده توپ طلا 1968 یعنی جرج بست مثلث بریتانیائی  از سه کشور انگلستان و اسکاتلند و ایرلند شمالی ساختند که توانستند منچستر یونایتد تقریبا نابوده شده  پس از سقوط هواپیما در فرودگاه مونیخ  سال 1958 را در سال 1968 به قهرمانی اروپا با غلبه 4 بر یک بر بنفیکا در فینال برسانند وزننده دو گل از آن چهار گل  سر بابی چارلتون و یکی  دیگر از آنها جرج بست بود . سر بابی چارلتون تنها عضو این مثلث طلائی  است که در  حادثه  مونیخ عضو تیم منچستر یونایتد بوده و در زمره 9  بازیکنی  است  که در کنار سر مربی مشهورشان  سر مربی متئو بازبی  زنده ماندند . شاید در این لحظه که این نوشته را می نگارم سر بابی چارلتون آن حادثه را بخاطر نیاورد اما  او در جهان فوتبال نامی است جاودانه که  طرفداران تیم ملی انگلستان و عاشقان تیم منچستر یونایتد هیچگاه از  یاد نخواهند برد . مردی که  بی شک  از بازیگران اصلی در تئاتر رویاها یعنی   اولدترافورد  است 

در میان چرتهای کومان

 بی اعتمادی به گواردیولا / تورج عاطف                       

وقتی در مورد بازگشت  دوباره گواردیولا به نیوکمپ از او سوال شد چنین  پاسخ داد:

"دوره من به عنوان سرمربی در بارسلونا به پایان رسیده است. افراد فوق‌العاده‌ای هستند که می‌توانند بارسلونا را هدایت کنند و الان رونالد کومان دارد این تیم را هدایت می‌کند. "

این اظهار نظر گواردیولا به نوعی پاسخی  قاطع به دوران پسا بارتومئو رئیس مستعفی بارسلونا  و بازارگرمی کاندیدای جانشین او یعنی   ویکتور فونت  بود .

کومان در دومین بازی پس از استعفا بارتموئو همچنان در گردابی است که قبل از او ستین و والورده اسیرش   بودند یعنی تغییرات گسترده در هر بازی  و حفظ بازیکنانی چون بوسکتس و پیکه و روبرتو  ... در زمین است که به نوعی از آنها به عنوان شناسنامه بارسلونا نام می برند !

 کومان در نیمه اول بازی بار دیگر بازیکنان برتر بازی در مقابل یوونتوس یعنی پیانیچ و پدری  را روی نیمکت نشاند و کسی نمی دانست چه اصراری بود که دست بازیکنی که با آن هزینه در دوران سیاه  اقتصادی باشگاه  به بارسلونا بیاید و در بازی با یوونتوس  و آلاوز  در ترکیب اصلی نباشد  .  

نظمی که پیانیچ در بازی  در برابر یوونتوس در میانه میدان بوجود آورده بود بار دیگر به آشفتگی رسید که بوسکتس نا آماده بازیگر اصلی آن بود . پدری که در  بازی یوونتوس بسیار خوب بود  یک نیمه روی نیمکت میخکوب شد و بارسلونا  بار دیگر توسط شاهکاری از پیکه و نتو گل خورد ودر این میان  لنگله تعویض شد تا پیکه همچنان بعنوان نماد بازیکنی کاتالانی در زمین بماند!

  در نیمه دوم پدری و پیانیچ  شکل بازی بارسلونا را عوض کردند و ترینکائو هم جانشین دمبله خسته و  بی دقت  شد تا بارسلونا با شش ضلعی مسی و پیانیچ و فاتی و پدری و ترینکائو و گریزمان بارها دروازه پاچکو فلورس را  تهدید به فرو ریختن کردند و یک بار هم موفق به این کار شدند . در بیست دقیقه هم دست به  جای آلبا  به میدان آمد  تا شاهد حرکات بهتری در سمت چپ دفاعی بارسلونا باشیم و صد البته در سمت راست سرخیو روبرتو همچنان سر در گم بود!

در پایان بازی بارسلونا دو امتیاز دیگر از دست داد و شاهد  بودیم کومان همچنان در طول بازی  بی رمق بر روی نیمکت  لبخند و گاه به گاهی چرت  می زند ! به نظر می رسد  کومان همچنان اعتمادی  که بزرگانی چون گواردیولا به او دارند را به خودش و جوانان پر انگیزه  پدری و ترینکائو  و بازیکنان موثر چون پیانیچ  ندارد وغرق در  تعاریف اشتباهی چون استفاده بیشتر از بازیکنان کاتالانی  نا کار آمد چون بوسکتس و پیکه و روبرتو .. است و با شور تیمش را رهبری نمی کند و نتیجه آن را هم می بینیم!

بمب افکن یا کینگ

حکایتهای بمب افکن و کینگ  / تورج عاطف

برگرفته از کتاب " عشق فوتبال " نوشته تورج عاطف

 حدس زدن  در مورد گلزن  برتر تیم بارسلونا  کار دشواری نیست و همه می توانند لئو مسی را نام ببرند اما در مورد بمب افکن تیم بایرن مونیخ  که امروز 75 سا له می شود جوان ترهائی می توانند باشند که کمتر  او را بشناسند و گلهای  باور نکردنی او در جامهای جهانی 1970 و 1974 به ایتالیا و هلند در نیمه نهائی و فینال ندیده باشند  . از گرد مولر سخن می گویم که هنوز هم رکورد دار بهترین گلزن بوندس لیگا است . او 40 گل  در فصل  1970- 1971    در بوندس لیگا  زده است.رابطه مسی و گردمولر جالب است با این که کینگ لئو  شش سال پس از آویختن کفشهای بمب افکن  به دنیا آمده است . گرد مولر با یکی از اسطوره های بارسلونا یعنی یوهان کرایوف فقید رقیب بود  و طرفداران قدیمی فوتبال  هماوردهای آنها و تیم ملی آلمان غربی و هلند و بایرن مونیخ و آژاکس سالهای میانه دهه 70 میلادی را بخاطر دارند اما  مسی   رکوردهای بیشترین گل زده در یک فصل از پنج لیگ اروپایی و بیشترین گل زده رسمی در یک سال تقویمی میلادی وبیشترین گل زده در بازیهای متوالیِ لیگ وبیشترین گل زده برای یک باشگاه حاضر در پنج لیگ معتبر اروپایی و 
بیشترین گل زده در یک لیگ از پنج لیگ معتبر اروپایی  که در اختیار گرد مولر بوده است را شکسته است اما از یاد نبریم که شماره 13 تیم ملی آلمان  در طی 8 سال و 62 بازی ملی خود 68 گل زده است در حالیکه مسی در طی 14 سال بازی خود در تیم ملی آرژانتین  در 129 بازی با رکورد گلزنی  گرد مولر مساوی کرده است . مولر   و مسی هر دو سه عنوان  قهرمانی اروپا با باشگاه های بایرن مونیخ و بارسلونا  دارند اما گردمولر یک بار قهرمان جام جهانی و یک بار قهرمان جام ملتهای اروپا با  مانشافت  تیم ملی آلمان که (در روزگار مولر آلمانغربی بود) شده است و مسی هیچ عنوان قهرمانی  با تیم ملی آرژانتین ندارد.

به گردمولر بر می گردیم مردی که با بایرن مونیخی مطرح شد که به همت او و سپ مایر و فرانس بکن بائر به بوندس لیگا صعود کرد! و این مثلث سالها بایرن مونیخ و تیم ملی آلمانغربی را به افتخارات بی شماری رساندند گرد مولر بازیکنی بود که از بعد جسمانی کمی سنگین و کم تکنیک و گلهای ساده ای می زد و می گفت

" من هرگز به فکر انجام سحر و جادو برای تماشاگران نبودم . فقط می خواستم گل بزنم " و این دقیقا متفاوت با گلهای سحرآمیز  مسی است . بی گمان  گردمولر ملقب به بمب افکن آلمانی الگوی بزرگ گلزنی تاریخ فوتبال جهان و جاودانه  است 

قصه ال کلاسیکو

قصه  " ال کلاسیکو "/ تورج عاطف

قصه " ال کلاسیکو " پایانی را داشت که شاید بسیاری چنین تصوری را از آن نداشتند . یاران زیدان که به نظر می رسد بر روی مسیر ناکامی و شکست افتاده بودند به ناگهان در بزرگترین بازی داخلی اسپانیا به پیروزی با ارزشی  رسیدند .تیتر روزنامه های صبح پس از بازی " ال کلاسیکو " از خشم کومان  و میزان پرسشگری بالای او در قبال داوری ویدیو داشت . کومان به صحنه ای که کاسمیرو بر روی مسی در نیمه اول  واکنشی داشت را هدف قرار داده بود صحنه ای که می توانست یک پنالتی و شاید کارت دوم زرد به کاسمیرو را به ارمغان داشته باشد اما آیا می توان همه تقصیر این شکست را تنها به گردن داوری انداخت ؟  برای پاسخ به این سوال باید به سوالات زیر پاسخ داد

1/ علت انتخاب پدری  بی تجربه در این بازی را به درخشش او در بازی در مقابل فرانس واروش ربط می دهند اما باید پرسید آیا منطقی بود که کومان سمت راست خود را عملا با بازیکنان بی تجربه  تشکیل دهد ؟ پاسخ به این سوال وقتی ساده تر می شود که  می توانستیم حرکت های  خطرناک رئال مادرید را از سمت چپ  بارها می دیدیم

2/ کومان نتوانست در بازار نقل و انتقال مدافع مرکزی مناسبی بگیرد و گلهای رئال کاملا از تزلزل پیکه و لنگله  حاصل می شد اما راه کار کمک به این خط دفاعی چه می توانست باشد؟بی گمان هافبکی جنگنده و پوشش دهنده منافذ کسی چون پیانیچ که 90 دقیقه روی نیمکت میخکوب بود نه تعویض دفاع چپ و چیدمان دفاع سه نفره

3/ به نظر می رسید که بارسلونا دچار آشفتگی است که قبلا در تیمهای ستین و والورده هم مشاهده می کردیم. هنوز کسی نمی داند چرا مسی حتی در روزهای بد هم تعویض  نمی شود ؟ چرا برخی اوقات ضربه های کاشته به کوتینیو و حتی اگر پیانیچ در میدان باشد سپرده نمی شود ؟  به نظر می رسد گریزمان و فاتی و مسی  و مارتین بریتویت شرح وظایفشان در هم تنیده شده است همین اتفاق هم برای فرنکی دیونگ و بوسکتس هم رخ می دهد

4/ زوجهای کناری بارسلونا هنوز معلوم نیستند   این اتفاق برای پستهای نوک حمله و سه بازیکن پشت او و حتی دو هافبک تدافعی هم معلوم نیست

5/ در بارسلونا تعویض ها دیر هنگام و به  یک باره انجام می شود و زمان کم و تغییرات زیاد کمکی به تیم نمی کند

6/ به نظر می رسد روحیه آرام  کومان چون ستین و والورده  مناسب رهبری تیم در بازیهای تحت فشار نیست

باید به انتظار بنیشینم  و به روند باز سازی دوباره بارسلونا چشم دوخت شاید روزهای  روشن به نیوکمپ برگردند

قلب فوتبالی

قلب فوتبالی / تورج عاطف

" من فکر نمی کنم که تاجر خیلی خوبی باشم .من بیش از حد با قلبم  عمل می کنم "

این جملات از زبان مردی نقل شده است که بی گمان " سلطان " جهان فوتبال است .از ادسون آرانتس دو ناسیمنتو سخن می گویم مردی که به علت علاقه به دروازه بان تیم واسکوداگاما که به (bile) مشهور  بود ملقب به پله (pele)شد.

امروز که این نوشته را می نگارم جشن هشتاد سالگی این اسطوره بزرگ جهان فوتبال است . قصه پله چون حکایت همه برزیلی ها است . مردمانی که پله آنها را چنین توصیف می کند

"برزیل فوتبال را زندگی می کند "

و او هم فوتبال را  با تمامی قلبش زندگی می کرد .او فرزند یک فوتبالیست به نام "دوندینو " بود . به شانزدهم ژوئیه سال 1950 باز می گردیم . پله  که در آن روزگار به دیکو مشهور بود تنها 9 سال داشت . برزیلی ها را خانه جام جهانی را به اروگوئه باختند ووقتی که پله شاهد گریستن پدرش بخاطر این شکست بود  به او قول داد که روزی جام جهانی را برای او ببرد.او  در 16 سالگی عضو تیم اصلی سانتوس شد و در حالیکه تنها 17 سال و 9 ماه سن داشت به جام جهانی سوئد سال 1958 به همراه طلائی پوشان  سلسائو ( تیم ملی برزیل ) رفت و در آنجا توانست به قول خودش  به پدر وفا کند و تیم برزیل را به قهرمانی اول خود در جام جهانی برساند .  چهار سال بعد به جام جهانی 1962 شیلی رفت و در دومین بازی برزیل برابر چکسلواکی مصدوم شد و نتوانست برزیل را در دیدارهای بعدی همراهی کنداما با این همه سلسائو باز هم قهرمان جام جهانی شد. در جام جهانی 1966 لندن  هم تنها دو بازی برای تیم ملی برزیل بازی کرد و این بار نتوانست جام طلائی ژول ریمه را لمس کند اما در چهارمین  و آخرین جام جهانی که حضور داشت توانست با گلزنی در فینال برابر ایتالیا علاوه بر کسب جام قهرمانی یکی از معدود بازیکنانی شد که در دو فینال جام جهانی گلزنی کرده‌اند. او موفق شد در چهار دوره پیاپی جام جهانی گلزنی کند. او در سی  و یک سالگی با تیم ملی برزیل خداحافظی کرد و  سه سال بعد با تیم سانتوس که 18 سال برای آنها بازی کرده بود . او در دو سال پایان دوران بازیگری در تیم کاسموس نیویورک بازی کرد. بعد از بازنشستگی در ۱۹۷۷ او به عنوان شخصیتی ورزشی  و حتی هنرپیشه فعالیت کرده‌است و مدتی وزیر ورزش برزیل بوده‌است.در مورد مهارتهای فنی پله بی کران سخن گفته شده است اما بی گمان عمده عامل موفقیتهای او به واسطه قلبی است که به شوق فوتبال عاشقانه می تپید  

جادوی پرفسور

جادوی  پرفسور/ تورج عاطف                        

عنوان " پرفسور " به مردی در جهان فوتبال  داده شده است که روزگاری الکس فرگوسن در هنگام خداحافظی او از  مربیگری تیم آرسنال چنین از او یاد کرد

 "او بدون شک یکی از بزرگترین مربیان تاریخ لیگ انگلیس است و من به اینکه رقیب، همکار و دوست این مرد بزرگ بودم افتخار می کنم"

 شاید برای مردی که رکورد الکس فرگوسن را در  مدت زمان مربیگری  در لیگ برتر انگلیس شکسته است  و در سال 2004  قهرمان لیگ برتر انگلستان بدون  باخت و صاحب جام طلائی  شد و 22 سال سر مربی آرسنال بود و با این تیم  نایب قهرمان اروپا  و سه  قهرمانی لیگ برتر و 7 جام حذفی و 7 جام خیریه را برده است کارنامه ای بزرگ  از بعد  افتخارات در فوتبال در مقایسه با  مردانی چون فرگوسن و مورینیو و گواردیولا و زیدان و.... نباشد اما  پرفسور فرانسوی  فوتبال  جهان ملقب به این عنوان شد زیرا او درسهای بزرگی به فوتبال جهان داد .

در علم اقتصاد همواره به کشورهائی که  بعلت داشتن منابع نفتی و معدنی و... اقدام به فروش مواد خام می کنند ایراد گرفته اند و معتقدند هرگاه پردازش بر روی مواد خام صورت بگیرد آنگاه سودهای هنگفتی نصیب این کشورها می شود که نمونه بارز آن فروش نفت خام کشورهای صاحب این ماده حیاتی و در ازای آن واردات کلانی که از کشورهای صنعتی و اقتصادی جهان نظیر چین و ژاپن و کشورهای اروپائی ... می کنند . پرفسور ونگر که خود دانش آموخته علم اقتضاد بودبا این نگرش یعنی کار بر روی ماده خام و تبدیل آن به کالائی گرانبها تر بزرگ مردی در جهان فوتبال شد و این کار را از خودش شروع کرد و در کنار فوتبال و علم فوتبال رو به سمت اقتصاد هم آورد و ماده اولیه که خودش بود را مجهز به دو علم فوتبال و اقتصاد کرد .

سیاست کشف بازیکنان جوان و با استعداد را پی گرفت. طی پانزده سال در آرسنال  بازیکنان  جوان  زیادی را  کشف و روانه میدان کرد و شعارش چنین بود"ما ستاره نمی خریم. ما ستاره می سازیم".

 او بود که پاتریک ویرا، نیکلاس انلکا، تیری آنری، کولو توره، سسک فابرگاس و فن پرسی ...را جهانی کرد.. خیلی ها این طرز تفکر ونگر را حمل بر خساست او می کردند اما خودش در این باره می گوید

"از خرج کردن پول ترسی ندارم. اگر یک شب با من بیرون بیایید متوجه این موضوع می‌شوید."

امروز در حالی این نوشته را می نگارم که تولد 71 سالگی پرفسور فرانسوی است و خیلی ها کارهائی که او برای فوتبال کرد را در حد یک جادوگری می دانند اما خودش می گوید

"من جادوگر نیستم و فقط یک مربی فوتبال هستم"