اخبار نقل و انتقال را دوره مي كنيم و شاهديم كه تغييرات همچنان بر روي نامها مي چرخد علي كريمي از شالكه ديپورت مي شود و بار ديگر به پرسپوليس باز مي گردد تا دوران فوتبال بين المللي خود را براي هميشه فراموش شده بداند هرچند او همچنان كاپيتان تيم ملي فوتبال ايران است هادي عقيلي بهترين مدافع فوتبال ما و كسي كه كانديداي بازيكن بر تر سال بود راهي فوتبال حاشيه خليج فارس مي شود و قبل از او خلعتبري پديده اين سالهاي فوتبال ما هم راهي بجز ليگ قطر پيدا نمي كند در شايعات مي شنويم امكان حضور سيد جلال حسيني در قطر هم وجود دارد جواد نكونام و مسعود شجاعي همچنان در همان مرحله حضور در اوساسنا هستند در ليگ داخل شاهديم كه پرسپوليس در به در به دنبال ستاره هاي سالهاي دور خود يعني معدنچي و كاظميان لحظه شماري مي كند اينها همان ستارگاني بودند كه از ليگ امارات عودت داده شده و در طي يك فصل بازي در استيل آذين و كاظميان هيچ نشاني از آن بازيكنان موثر سالهاي دور نداشتند در هنگام جولان مهدي رحمتي شاهد خبرهائي  هستيم شايعاتي كه چندان هم دور از واقعيت به نظر نمي رسد رحمتي هنوز قراردادي به استقلال امضا نكرده است اما دو دروازه بان نام آشناي استقلال خيلي راحت ميدان را به رقيب خود واگذار مي كنند و در خواست تسويه حساب مي كنند و اين در حالي كه پرسپوليس هم به دنبال معمار زاده است كه يك فصل پر حاشيه با حقيقي داشت و به فولاد رفت و حالا مي بيند كه  در پرسپوليس به التماس او افتاده اند و اين در حالي است كه معمار زاده نيم نگاهي هم به سپاهان دارد  در استقلال ترس از حفره دفاعي آشكار تر مي شود امير حسين صادقي راهي تبريز شده است و نصرتي هم كه سخن از عشق به آبي داشت يك شبه خاطر خواه قرمز شد و به اردوگاه حريف رفت و شايعه انتقال حسيني به استقلال هم كمرنگ تر شده است  و يا در تبريز مرداني چون آشوبي و اكبر پور و امير حسين صادقي مي روند تبريزي كه روزگار مهد بازيكن سازي بود امروز يك مصرف كننده تمام عيار چون اصفهان و تهران و حتي افسوس و صد افسوس چون خوزستان است و  باز همان نامها و اسامي را در اين بازار بي در و پيكر فوتبال  مي شنويم و اين در حالي است كه در صدر اخبار فوتبال آسيا شنيده مي شود پارك چو پونگ 25 ساله كه در موناكو بازي مي كرد بزودي راهي ميلان خواهد شد و اين در حالي است كه از ديناموكيف و ليل فرانسه هم پيشنهاد داشته است و به نظر مي رسد يك پارك ديگر در فوتبال سطح اول جهان در كنار جي سونگ پارك منچستر يونايتد خواهد بود براستي چرا فوتبال ما اين گونه در فقر و روزمرگي و سقوط و .. حضور دارد و اسير قوانيني چون سقف قرار داد و منشور اخلاقي است و حكايت تيمهاي ملي و اميد و جوانان و نوجوانانش اين گونه سخيف است ؟ شايد بايد نخستين دليل را بي انگيزگي و علاقه به فوتبال از سوي بزرگان ورزش نسبت به اين ورزش داشت و شاهد اين موضوع انتقال تيم نفت تهران به اراك است در اخبار فوتبال ايران شنيديم كه محمد علي آبادي كه سالها است در ورزش اين ديار در پستهاي رياست تربيت بدني و رياست كميته المپيك مشغول انجام وظيفه است در اولين اقدام مربوط به ورزش در پست جديدش بعنوان سرپرست وزارت نفت دستور انتقال تيم نفت تهران را به اراك صادر كرده است دستوري كه معلوم نيست بنا بر چه دلايلي صادر شده و آيا اگر سرپرست وزارت نفت اصليت غير اراكي داشت مي توانست اين انتقال صورت گيرد ؟ محمد علي آبادي مي داند كه انتقال تيمهائي چون پاس تهران به همدان و پيكان تهران به قزوين و راه آهن تهران به شهر ري  جز ناكامي و سقوط فوتبال هيچ فايده ديگري نداشته است اما در اولين اقدامش تصميم به تكرار همان اشتباه را مي گيرد آيا اين اشتباه تكراري از سوي سرپرست ورزش در سالهاي اخير نمي توان مصداق كامل بي توجهي به فوتبال و در نتيجه سقوط آن باشد ؟ در همين راستا مي شنويم پر هيزگار همان سر پرست سابق تيم ملي اميد كه به عمد اطلاعات دو اخطاره بودن كاميابي نيا را به اطلاع  جانشين خود نرساند همچنان سرپرست تيم نوجوانان هست و از تحويل پستش امتناع مي ورزد آيا حضور او با اين وقاحت و اصرار نشان ديگري از بي توجهي به اعطاي  مسئوليتها و  انتخاب آدمهاي صحيح  نيست كه در اين فوتبال بايد به كار مشغول شوند ؟ در اتريش  يك مقصر اصلي ديگر پرونده ناكامي تيم اميد يعني عباس ترابيان مشغول گذراندن تعطيلات تابستاني به همراه تيم ملي است و هيچ كس نمي داند در غياب رئيس كميته بين الملل چگونه امورات بين الملل فدراسيون فوتبال مي گذرد و شايد هم همان گونه مي گذرد كه در هنگام  تيم ملي اميد گذشت در سازمان ليگ صحبت از قانون و قانونمندي مي شود و حكايت بر خورد با رانت و رانت بازي  با اختراع طرح من در آوردي سقف قرار داد است اما همين آقايان تيم نفت تهران را با اين نام در بازيها شركت  مي دهند و در قبال انتقال اين تيم با استفاده از حكايتهاي " لابي " و " بند پ" سكوت مي كنند و...

براستي در اين آشفته بازار بايد تعجب كنيم چرا تيمهاي ما اين گونه در استيصال ستاره هاي قديمي بوده و بهترين بازيكنان ما راهي قطر مي شوند و در فوتبال با برنامه و مدير كره جنوبي پارك چو پونگ به ميلان مي رود ؟