اين راهش نيست
قصه فوتبال ما حكايت عاشقان بود آن روزگاران كه ملوانهاي انگليسي در آبادان و بوشهر پياده شدند و سحر فوتبال را به جان پسران گرم خليج پارس انداختند عشق نيز مشق شد و اين عشق به سراسر ايران گسترش ياقت آذربايجان و خراسان و گيلان و اصفهان و شيراز و تهران و ... ديگر منابع اين عشق شد شهر تهران از دير باز كانون عاشقان فوتبال بسيار داشت گود شهرزاد و محله چهار صد دستگاه وزمينهاي خاكي كه در هر كوي وبرزني وجود داشت و اسير زياده خواهي زمين خوار و بساز بفروشان و ازديار جميعت نشده بود و در اين ميان محافلي هم بودند كه پذيراي سيل مشتاقان توپ گرد سياه و سپيد قديمي بودند محفلهائي چون باشگاههاي شاهين و استقلال و بانك ملي و آرارات و اكباتان و تهران جوان و راه آهن و ... كه سيل عشاق به آنجا مي رفتند و مردان و آموزگاراني دلسوز چون رسول آقا مددي و برادران ابو طالب و نايب روئين دل و اردشير لارودي وعلي دوستي مهر ... را به ميزباني خود مي ديدند و در شهر تهران و در كنار ايستگاه قديمي راه آهن تهران زميني وجود داشت كه به نام باشگاه راه آهن معروف بود راه آهن در مركز فقر و عشق بچه هاي خوب تهران بود جائي كه بچه ها دو راه براي زيستن مي توانستند انتخاب كنند ويا بايد راهي ديار فساد و افيون و خلاف مي شدند و يا اين كه شانس مي آوردند در باشگاه راه آهن مي توانستند راهي بجويند باشگاه راه آهن هم چون باشگاه دخانيات تيمهاي مختلفي در همه زمينه ها داشت از سالن هاي كشتي و واليبال و بسكتبال تا زمين فوتبال پر ز مشتاقاني بود كه آمده بودند تا راهي براي زندگي خود بيابند و فوتبال راه آهن يكي از بزرگترين ها بود راه آهن محل تولد شكوفائي استعداد بسياري از بچه هاي بود كه دوست داشتند خودي نشان دهند بچه هائي كه راه آهن را تيم شكارچي بزرگان و غول كش ملقب كردند و از آن باشگاهها راهي تيمهاي بزرگتر مي شدند راه آهن محفل عشق و فوتبال بود اما روزگار عوض شد همان گونه كه شاهين پاك و بزرگ رفت و تبديل به پرسپوليس و اين پيروزي پر از دسيسه و سياست شد و يا تهران جوان و اكباتان وبانك ملي و كيان و ديهيم و هما نابود شدند راه آهن بزرگ هم به شهرك اكباتان آمد اما از مرام سازندگي و بزرگان سازي كنار كشيد چند سالي درآسانسور ليگ برتر و ليگ يك بالا و پايين رفت و حالا راه آهن مانده است و كلي بدهي و يك تيمي كه به حاضري خوري معروف است چه كسي فكر مي كرد رسول آقا مددي برود و حاضري خوران اين بلا را بر سر راه آهن بياورند كه كسي اين تيم را نخواهد؟
در اخبار خوانده ايم كه تيم راه آهن در بازار موازي بازار بورس كشور يعني فرا بورس به معرفي شده است و قرار است كه اين باشگاه به بخش خصوصي واگذار شود و اولين مشتري اين باشگاه كسي چون حسين هدايتي همان عابر بانك معروف نيست كه امروز اعلام مي كند بدهي هاي گذشته اين باشگاه كه شامل ترميم زمين چمن و نو سازي ورزشگاه اختصاصي آن است را قبول ندارد و مي خواهد با اين پيش شرط راه آهن را بخرد و خبرهاي خوبي( به زعم خودش) هم در پايان خريد اين باشگاه بدهد در بازار شايعات مي شنويم كه قرار است علي دائي سر مربي اين تيم شده و بازيكناني چون حسين كعبي و اشجاري و زندي ... به اين تيم پيوندد نگاهي كه به اين اخبار واقعي و شايعات مي افكنيم به چند سال پيش و روزگاري بر مي گرديم كه همين جناب هدايتي دست به خريد امتياز باشگاه اكباتان يكي از قديمي ترين باشگاههاي تهراني زد اكباتان نامي آشنا براي بسياري از عاشقان قدمي فوتبال باشگاههاي تهران است آنجائي كه اكباتان با هادي آهنگران كه هيچگاه به حق خود در فوتبال ما نرسيد مي توانست پنجه در پنجه بزرگان آن روزگار پايتخت ايران زمين بياندازد امتياز آن اكباتان تبديل به استيل آذين شد و سالها ميلياردها تومان خرج آن تيم شد حالا استيل آذين كجاست ؟ مي گويند استيل آذين به سمنان رفته است و هومن افاضلي كه هيچ كس نمي داند بنا بر چه تجربه اي كمك مربي علي دائي در تيم ملي و سر مربي تيم ملي اميد شد سرمربي آن شده است آري اكباتان تهران پس از ميلياردها خرج و ايجاد بازار كاذب و تورم زا و زدن ضربه هاي وحشتناك اقتصادي به بازار نقل و انتقال امروز در سمنان به حيات خود ادامه مي دهد يعني تيم باشگاهي از تهران گرفتند كه نام و تجربه و سابقه داشت و حالا در سمنان رو به موت است و حالا قرار است همين تيم كه گفته مي شود تيم پيش كسوتان پرسپوليس هستند قرار است بر سر تيم راه آهن همان بلا را بياورند مي پرسيد چگونه چنين پيش بيني مي كنيم ؟ بايد بگوئيم اگر هدف خدمت به فوتبال و طرحي نو انداختن بود در وحله نخست هزينه بايد بر روي امكانات سخت افزاري باشگاه مي شد راه آهن بايد بدهي نوسازي زمين چمنش را بدهد راه آهن بايدتاسيسات مدرن براي يك باشگاه ورزشي را داشته باشدتا بتواند راه آهن شود از سوي ديگر به همت آقاي بدهي ( محمد حسن انصاري فرد )راه آهن در سالهاي اخير كلكسيوني از بازيكن و مربيان ناكار آمد داشته است آيا قرار است اين روند باز هم ادامه داشته باشد ؟ حكايت راه آهن قصه بازيكن سازي چون بانك ملي و اكباتان و تهران جوان و نفت و هما بود آيا مي خواهيد باز هم يك استيل آذين ديگر بسازيد ؟
آقاي هدايتي ! چند بار قرار است كه تجربه هاي مشابه داشته باشيم ؟ پرسپوليس در زمان حضور شما بعنوان يكي از اعضاي تصميم گيري تنها ستاره خريد و شكست خورد همين اتفاق براي استيل آذين هم افتاد و حالا مي خواهيد با راه آهن همين كار را بكنيد ؟ امروز شما سخن از قابليت براي خريد پرسپوليس مي كنيد اما بايد بدانيد در هيچ جاي دنيا مرداني چون آبراموويچ و مالكين آمريكائي منچستر يونايتد و ليور پول و مالك روسي آرسنال و شيخ منصور مالك منچستر سيتي و موراتي مالك اينتر و ... اين گونه دخالت هائي ندارند شما بايد براي امكانات سخت افزاري باشگاه و تيمهاي پايه و تيم فني سرمايه گزاري كنيد شما بايد برنامه داشته باشيد شما بايد فاز بندي براي اجراي برنامه داشته باشيد با چاكرم و مخلصم و شهريار و سلطان و حرف و شعار بر سر راه آهن همان مي رود كه بر اكباتان بي نوا رفت و مهمتر از همه درد امروز فوتبال عدم استفاده از عاشقان فوتبال است درد فوتبال عدم بهره بري از دانش و سواد و مديريت است درد فوتبال زياده خواهي و سريع خواهي ها است اين فوتبال تنها با عشق مي تواند زنده باشد آيا مي دانيد؟
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 10:6 توسط تورج عاطف
|