مي گويند برخي چيزها و آدمها و حتي حرفها مثل چرخ فلك مي مانند كه حركت مي دهند اما به هيچ جا آدمي را نمي رسانند حكايت فوتبال ما نيز چون چرخ فلك است و در طي سالها خيلي حركت كرده اما هيچگاه به هيچ جاي موثر نرسيده است  و افسوس كه اين چرخ فلك همچنان به حركت بي برنامه و بي هدف و پر مشكل خود ادامه مي دهد با هم به چند تا از اين فوتبال فارسي  اعمال و حرفها مي نگريم

1/ قرا داد يا تفاهمنامه يا پروتكل همكاري بين معاونت مطبوعايت وزارت ارشاد و سازمان ليگ منعقد مي شود قرار دادي كه در جلوي دوربين ها صورت مي گيرد !! و گوئي پروتكل بين المللي است كه اين گونه تشريفات تا حد زيادي هجو دارد اما حديث حافظ همچنان در گوش است" كه گر گدا معتبر شود ز خدا بي خبر شود " و چنين است كه به اين هجو نگاه مي كنيم كه دو فرد كاملا به دور از فضاي پروتكل امضا كردن اين گونه شكر افشاني مي كنند ولي اين پايان ماجرا نيست زيرا هدف از اين تئاتر را مي بينيم  مسئول وزارت ارشاد از فرهنگ سازي و بحثهاي فرهنگ نوشتاري و كلي حرفهاي تكراري هميشگي سخن مي راند اما هدف اصلي امضاي اين تفاهم نامه را عزيز محمدي اعلام مي كند ايشان بطري آبي را بلند مي كنند و به فضاي خالي بالاي بطري پر اشاره دارند و مي گويند مطبوعات از فوتبال تنها اين قسمت را مي نويسند !! و كسي از جمله معاون مطبوعاتي به او متذكر نمي شود كه او چه كارشناسي در عرصه مطبوعات ( و حتي فوتبال) دارد كه از گزارش ها ايراد مي گيرد ؟ اما حقيقت روشن مي شود اين تفاهم نامه براي اين نوشته مي شود كه فوتبال نويس از بطري خالي فوتبال ما حكايت دريائي كند !!و چنين است كه باور مي كنيم با اين تفكر و انديشه حتي اگر هزاران پروتكل و تفاهم نامه امضا شود به جائي نمي رسيم زيرا مسئول سازمان ليگ كه مي داند فدراسيونش سراسر شكست و ناكامي  است اما همچنان قلم را شماتت مي كند كه چرا غير واقع نمي نگاردو تعريف بي دليل نمي كند

2/ جناب رئيس سازمان ليگ چرخ فلك سواري را تنها در مورد مطبوعات نگفته است بلكه اعلام مي دارد قانون سقف قرار داد بايد اجرا شود تا كنفدراسيون فوتبال آسيا ليگ ايران را حرفه اي بداند مي پرسيم مگر در لا ليگا و سري آ و ليگ بر تر انگلستان و بوندس ليگا و بيقيه ليگهاي دنيا كه سقف قرارداد وجود ندارد به آنها حرفه اي نمي گويند ؟ و اصولا سقف قرار داد به چه دليل ليگ را حرفه اي مي كند ؟ از عزيز محمدي بايد پرسيد كجاي اين فوتبال حرفه اي است كه ليگ آن حرفه اي باشد؟آخر دروغ و فريب و.. مصداق بي فرهنگي و منشور اخلاقي كه گويا ايشان تنها خود را متولي آن مي دانند نمي تواند باشد ؟ چرا اصرار داريم اين گونه چرخ فلكها در فوتبال ما مديريت كنند؟

3/ حكايت چرخ فلك به كارلوس كي رش هم رسيده است او بعد از اردوي اروپائي و سفر به قصد تحليل مالديو با چهره اي گرفته مي گويد پيشرفت مالديو حيرت انگيز است و بايد خيلي احتياط كرد !! آيا اين همان كي رش است كه مي گفت تيم ملي ايران بهترين تيم جهان است ؟آيا مالديو اينقدر بزرگ است كه بايد اردوي اروپائي داشت و اين گونه وحشت را در سيماي كارلوس كي رش ديد؟آيا كي رش همان رفتاري را ندارد كه امثال برانكو و قطبي و... داشتند ؟ چرا سعي داريم از ضعيفها غول بسازيم ؟ اين چشم انداز كار لوس كي رش مي تواند ما را به برزيل 2014 اميدوار كند ؟با اين افكار سر مربي مشهور و گران قيمت تيم ملي فوتبال ايران مي توان چرخ فلكي نبود؟

4/قصه چرخ فلك تنها از آن مدير و سر مربي تيم ملي اين ديار نيست امروز دروازه بان تيم ملي فوتبال ما هم چرخ فلكي دارد مهدي رحمتي دروازه باني است كه اميدوار بوديم در حاشيه نباشد به ياد داريم دستمزد او در سپاهان زير سوال از سوي نمايندگان مجلسي رفته بود كه همه كاستيهاي فوتبال را رها كرده و درد را در دستمزد او مي دانستند و بعد هم جنجال دوم را كاشاني به راه انداخت و حكايت عدم قرار داد رحمتي با پرسپوليس را مطبوعاتي كرد اما هنوز سر و صداي اين جنجالها به پايان نرسيده بود كه رحمتي پس از ثبت قرار دادش با استقلال اعلام كرد مي خواهد مصاحبه مطبوعاتي داشته باشد !! براستي مصاحبه مطبوعاتي براي مهدي رحمتي چه معنائي جز حاشيه مي تواند داشته باشد ؟ اگر قرار باشد هر بازيكني پس از امضاي قرار داد مصاحبه مطبوعاتي برگزار كند چند مصاحبه مطبوعاتي بايد تشكيل شود ؟ اصلا مهدي رحمتي زير سقف و يا بالاي سقف قرار داد امضا كرده باشد اين مسئله چه دردي را دوا مي كند ؟ اين جنگهاي بي حاصل تنها مي تواند او را وارد حاشيه كند پس چرا رحمتي سوار اين چرخ فلك مي شود ؟

و اين حكايت همچنان ادامه دارد و همه مي دانند چرخ فلك فوتبال ما به حركت خود ادامه مي دهد و قطار فوتبال ما  به هيچ جا نمي رسد افسوس