كجا رفتند؟
قصه فوتبال همان حكايت كوچك انديشي هاي رايجي است كه سالها است در بطن جامعه ما نفوذ كرده و هر از چند گاهي خودي نشان مي دهد از قول منتسكيو فيلسوف شهير نقل شده است آدام رسوم و اخلاق و قانون مي توانند يك فرهنگ را بسازند و هر گاه اين سه پايه دچار مشكل شوند آنگاه هر فرهنگي روبه انحطاط مي رود همه چيز كوچك مي شود كوچك انديشي ,كوچك بيني,كوچك اعمالي و همه چيز كوچك است نگاهي به حوادث فوتبال مي كنيم
1/اينجا سرزمين گيلان است ورزشگاه چوكاي تالش است بعنوان كسي كه سرزمين مادريم گيلان است همواره فكر مي كردم در ديار دريا وباران و شاليزارو چائي كاري تنها مهرباني و احترام وشجاعت است فكر مي كرديم درقلعه عقابهاي تالش بايد عقابها باشند اما درآن ورزشگاه همه چيز جز آزادگي عقابها بود آنجا نغواي شوم بوف توهين بود يا بايد كفتارها وشغالها بودكه به مظلومي چون داور ضربه مي زدند براستي اينجا قلعه عقابها بود؟ هفته پيش در رشت يك استاديوم به مازيار زارع هم استاني فحش دادندو شهر باراني تبديل به باران توهين شدحالا دركنار جنگلهاي تالش عقاب تبديل به كركس شد راستي آن آداب ورسوم گيلاني كه مي شناختم چه شد؟اخلاق آن مردمان چه شد ؟ در سرزمين ايران و در گيلان پر از مهرباني بايد اين گونه شاهدبوديم ؟ بازي فينال جام حذفي پيشين و در گيري در بازي پرسپوليس و داماش و حالا در چو كاي تالش در شان مردمان دري و باران و جنگل بود ؟ قانون براي ما چه كرد ؟ باز حكم و نقض حكم و باز وتو رئيس هميشه خندان خواهد بود ؟آن بي نوا داور را چه كسي حمايت مي كند ؟ باز قانوني خواهد بود كه پول به خزانه فدراسيون بريزد اما كوچك انديشيي ها و كوچك فهمي هاي ديار كوچك جنگلي اين گونه بايد باشد ؟ چرا كوچك شديم ؟
2/به تهران بر مي گرديم دماوند سپيد همچنان پر صلابت است بزرگ است و مي انديشيم كه ضحاك همچنان در زنجير در ميان كوه است اما همچنان تيرگي بر فضاي اين شهر است در سري مسابقه اي بي شكوه و در دربي حقير شاهد بوديم كه استقلال با غيبت رحمتي و منتظري و حيدري و جباري و آندو تيموريان و كرار جاسم و فرهاد مجيدي به مصاف پرسپوليسي رفت كه بجز كريمي مصدوم و رضائي و نوري و حقيقي رفت حكايت دو تيم جنگ نا برابر بود استقلال تنها يك روز استراحت كرده بود اما پرسپوليس 4 روز و بازي شروع شد همه فكر مي كردند كه پرسپوليس با نفرات اصلي بيشتر ببرد اما پنالتي سرخها پنالتي بود و پنالتي دقيقه 90 آبي ها حساب نشد زندي در اواخر نيمه اول گل نزد و در نيمه دوم تنها يك بار سرخها به روي دروازه استقلال آمدند اما بازي كه با تساوي تمام شد حقارت را ديديدم اين پرسپوليس پر افتخار است كه در تورنمنتي چنين كم حجم شادماني مي كند سر مربي كوچك است باز وعده جامهاي ديگر مي دهد ؟( جامهاي ديگر ؟) دربي كوچك شده بود و پرسپوليس كوچك تر كه چنين بساط حقارت آميزي داشت حقارت آنقدر زياد بود كه تلويزيون نماي نزديك تصوير از مراسم اهداي جوايز مي گرفت زيرا جميعت رفته بودند و روي سكو حتي هاشميان كاپيتان خجالت كشيد كه جام را به بالاي سر خود ببرد اما استيلي جام را به تماشاچيان نشان مي دهد و در كنفرانس بعد از مسابقه آغاز روزهاي خوش سرخها را نويد مي دهد در زمين چه ديديم؟ پرسپوليس اين بازي را هم مي توانست ببازد تيم دوم آبي ها هم فشار به پرسپوليس آورد اما چون رسم و رسوم پرسپوليس بزرگ از ياد رفت و حقارت جانشين آن شد چون اخلاقي نبود كه به مردم راست بگويد كه پرسپوليس ضعيف بود و چون قانون مديريتي بر اين تيم نبود امثال استيلي ها گزاف مي گفتند اين تور نمنت تمام شد اما كدام قانو ن فوتبالي از آن حمايت مي كرد و مي گفت چنن زماني و با تيمهائي چنين بايد تورنمنت داشت ؟ كدام اخلاق حرفه اي به ميرزائي اجازه داد نام اين تورنمنت را به بين المللي مزين كند ؟ رسم و رسوم مسابقات فوتبال اين چنين بود ؟
3/ رئيس فدراسيون فوتبال مي گويد هر كس از من بهتر است بيائيد؟ اخلاق حرفه اي كجاست ؟ دووميداني كار سابق كه حتي در فدراسيون دووميداني هم كاررائي نداشت چگونه به وجدانش مي نگرد ؟ او در اين دوره حضور چه كاررائي داشته است ؟ كدام آداب و رسوم مي گويد كسي كه اين همه شكست نصيب ما كرده چنين از خود تعريف كند؟و قانو ن كجاست كه به حيات چنين افرادي بر مسند پستها ادامه دهد؟
براستي چه بر سر ما آمده است؟