نسخه نرمال وان

نسخه نرمال وان / تورج عاطف

آورام گرانت در ۸ ژوئیه ۲۰۰۷ به عنوان برنامه‌ریز فوتبال باشگاه چلسی در کادر فنی آبی‌های لندن قرار گرفت. بانتایج نامناسب چلسی در ابتدای فصل و شدت گرفتن اختلافات میان ژوزه مورینیو مربی سرشناس پرتغالی تیم و رومن آبراموویچ مالک باشگاه، مرد پرتغالی در سپتامبر ۲۰۰۷ تیم را ترک کرد و در  اکتبر آورام گرانت سرمربیگری چلسی را بر عهده گرفت

بسیاری از طرفداران چلسی به جدایی مورینیو که این تیم را پس از ۵۰ سال قهرمان فوتبال جزیره کرده بود (آن هم دو بار پیاپی) و انتخاب یک مربی کم تجربه و ناشناخته اعتراض داشتند. آن‌ها پلاکاردهایی را در مسابقات چلسی با خود به ورزشگاه می‌آوردند که رویش نوشته بودند؛ «مورینیو_اِسپشیال وان» . آورام گرانت در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود در اشاره به این لقب مورینیو خود را «نرمال وان» (شخص معمولی) خوانده بود.

  سالها از این اتفاق گذشته است .

در حالی که دنیا در انتظار نامی بزرگ چون زیدان و کونته برای جانشینی خوزه مورنیو بود به ناگهان اعلام شد که 

اوله گونَر سولْشیِر  بازیکن اسبق تیم منچستر یوناید  سر مربی تیم منچستر یونایتد تا پایان فصل شده است.

این اتفاق دقیقا  نسخه اصلی   جانشینی مردانی چون آورام گرانت در سال 2007  بجای مورینیو و یا دی ماتیو بود که بجای بواس در سال 2011 و یا زین الدین زیدان بود که بجای رافا بنیتس در 2016 به سمت سر مربیگری تیمهای چلسی و رئال مادرید انتخاب شدند و اولی برای اولین بار چلسی  را به فینال اروپائی رساند و دی ماتو چلسی را برای اولین بار  چلسی را قهرمان اروپا کرد و زیدان دو بار پیاپی با رئال مادرید قهرمان اروپا شد .

جهان فوتبال مدرن نگاه جدی به فوتبال دارد . آنها می دانند که یک تیم فوتبال پس از بر کناری مربی اش در میانه فصل نمی تواند براحتی نام بزرگ دیگری را بپذیرد و ترجیح می دهد که از نامهای کم آشنا در عرصه مربیگری بهره بگیرد   تا فرصت برای گرفتن نتیجه را مهیا سازد زیرا توقع ها در پست نامهای کمتر نامی کمتر و در نتیجه آرامش به تیم بر می گردد و در صورت ناکامی تیم فرصتی وجود دارد که یک سر مربی با نام بزرگتر تیمش را با استفاده از بازیکنانی که خودش انتخاب می کند و تیمی که خودش ساخته است به سر منزل مقصود برساند و این اتفاق برای منچستر یونایتد هم با انتخاب  سولشایر  و یا با سولاری در رئال مادرید افتاده و رخ خواهد داد.

این اتفاق را ما در ایران هم تجربه کرده ایم و شاهد بودیم که چگونه مردانی که در طی سالها در سایه مربیان بزرگ بوده اند در صورت در اختیار گرفتن فرصت می توانند که بزرگی کنند .

برای نمونه می توانیم به حشمت مهاجرانی  اشاره یا داشته باشیم که روزگاری کمک فرانک اوفارل بود و بعد ها پس از او سرمربی تیم ملی شد و افتخارات بسیاری برای تیم ملی کسب کرد.

 نمونه دیگر می تواند محمد تقوی باشد . محمد تقوی که به عنوان دستیار جان توشاک به تیم تراکتور سازی آمد توانسته است بسیار موفق تر از او در این تیم محبوب تبریزی کار کند.

چه خوب است به نرمال وان ها فرصت دهیم و به واقعیت هیا جهان فوتبال اهمیت دهیم که بسیاری از نرمال وان ها مفید تر از اسپیشال وان ها بوده اند 

 

آغازی برای مرد سال

آغازی برای مرد سال جهان / تورج عاطف

جهان میلادی به روزهای پایانی خود نزدیک شده است و بی گمان جهان فوتبال هم باید چشم به انتظار وقایع فوتبال بنشیند تا مرد سال 2019 را ببیند.  مرد سال 2018 جهان  لوکا  مودریچ بود که در پایان بازی های جام جهانی به عنوان بهترین بازیکن جام انتخاب شده بود و از این رو پیش بینی می شد که مرد سال جهان نیز بشود . انتخاب مردان سال جهان در سالهای رقابتهای جام ملتهای اروپا و جام جهانی به شدت از وقایع رخ داده در این جامها تاثیر می گیرند اما در سالهای مابین این اتفاقها معمولا رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا  تاثیر بزرگی بر این انتخاب دارد . رقابتهای چمپیونز لیگ به مرحله اول حذفی خود رسیده است و قرار است 16 تیم برای 8 جایگاه مبارزه کنند که این مسابقات می توانند به نوعی اولین فیلتر برای انتخاب  باشد . نگاهی به این هشت بازی  داریم

شالکه - منچستر سیتی 

جدال تیم سیزدهم بوندس لیگا و تیم دوم لیگ برتر انگلیس است . در جمع یاران شالکه هیچ بازیکنی را نمی بینیم که در جمع سی مرد برتر  منتخب سال گذشته مرد سال جهان باشند اما سیتی  از دی بروینه وآگئورو  سود می برد که صاحب رتبه های 9 و 16 انتخابات گذشته بودند.

آتلتیکو - یوونتوس

جدال تیم سوم لا لیگا با  حاکم بلامنازع سری آ تماشائی ترین دیدار این مرحله است. درترکیب تیم آتلتیکو  شاهد حضور گریزمان وابلاک و گودین هستیم که رتبه های 3 و 28 و 27 را دارا بودند و یوونتوس از رونالدو ومانژو کیچ بهره می برد که رتبه های  2 و 26 را در انتخابات پیشین داشتند.

منچستر یونایتد -پاری سن ژرمن

منچستر یونایتد در رتبه ششم جدول است و روزهای تاریکش با اخراج مورینیو خاکستری و منتظر آینده است و پاری سن ژرمن  سلطان صدر نشینی لو شامپیونا است. در ترکیب منچستر یونایتد پوگبا  رتبه 15 مردان برتر جهان را داشت و در نزد پاریسی ها  امباپه و نیمار و کاوانی  رتبه های  4 و 12و23 را دارند

تاتنهام - دورتمند

سپید های لندنی دارای رتبه سوم لیگ برتر را دارند و دورتمندی ها صدر نشین بوندس لیگا   است. در نزد تاتنهامی ها کین و لووریس دارای  رتبه های 10 و 30 انتخابات گذشته بودند و دورتمندی ها هیچ نماینده ای در بین سی مرد برتر نداشتند

لیون- بارسلونا

لیون تیم سوم لو شامپیونا است و با صدرنشین لا لیگا مصاف خواهد داد . لیونی ها هم چون شالکه و دورتمند نماینده ای در بین سی مرد برتر جهان نداشتند و بارسلونائی ها مسی و سوارز و راکتیچ را با رتبه های 5 و 13 و 19 را داشتند

رم- پورتو

رم نگون بخت امسال سری آ در رتبه هفتم است و پورتو در پرتغال صدرنشین و هیچکدام نماینده ای در بین سی مرد منتخب جهان در سال 2018 نداشتند

آژاکس - رئال مادرید

آژاکسی ها رتبه دوم  لیگ  اردویسه  هستند و رئال مادرید تیم چهارم لا لیگا است. آژاکسی ها نماینده ای در بین سی بازیکن برتر نداشتند ولی رئالی ها  واران و کورتوا وبیل وبنزماو راموس و مارسلو و ایسکو را در رتبه های 7 و14و17 و 18 و21و 24 و 29 را  داشتند!

لیورپول - بایرن مونیخ

یک شبه فینال دیگر مابین صدرنشین لیگ برتر انگلستان و بایرن مونیخ تیم سوم بوندس لیگا را در این مرحله شاهد خواهیم بود.  لیورپولی ها در انتخابات محمد صلاح و فرمینیو و مانه و الیسون بیکر  را در رتبه های 6 و 20 و22و25 داشتند و شاهدیم که بایرن مونیخ چون دیگر نماینده های آلمان در این مرحله هیچ نماینده ای را در بین سی مرد جهان نداشته است.

به انتظار می نشینیم تا در مراحل بعدی چند نفر از این مردان را خواهیم داشت. 

ایرج مرگ را دریبل نکرد!

" ایرج  دانائی فرد اسیر یارگیری مرگ شد !"  

در افسانه های ایران زمین و در کتاب بی مانند ایرانیان شاهنامه  با پادشاهی به نام فریدون برخورد می کنیم . او که اژدهای جهل و ظلم یعنی ضحاک را از میان بر می دارد و جهان  را مابین سه فرزندش سلم و ایرج و تور تقسیم می کند و این بیت زیبا در  شاهنامه بخشی از پیش کشی های فردوسی بزرگ به فریدون است

فریدون فرخ فرشته نبود/ز مشک و ز عنبر سرشته نبود 
بداد و دهش یافت آن نیکوئی/تو داد و دهش کن فریدون توئ

تاریخ فوتبال ما هم فریدون دیگری داشت که نامش فریدون نبود اما چون او نکوئیهائی فراوان داشت. از علی دانائی فرد سخن می گویم که روزگاری با سه تیم ایرج و سلم و تور در دهه 20 خورشیدی  در فوتبال ایران فعالیت می کرد و بعد ها تیم تور را  به دوچرخه سواران با ترکیبی از چند بازیکن تیم نادر و سپس  با بازیکنان تیم  سرباز به تاج تبدیل کرد و شاگردان بی شماری چون محمود بیاتی و بیوک جدیکار و نادر افشاروفرزند برومندش ایرج دانائی فرد و شماری دیگری  از ستارگان  بی مانندی را به فوتبال کشور معرفی کرد.

فوتبال جهان پسران  و پدران زیادی را به خود دیده است . مردانی چون پائولو  و چزاره مالدینی و پیتر و کسپر  اشمایکل وکارلوس و سرخیو بوسکتس  و یوهان و یوردی کرایوف وناصر و آتیلا حجازی و احمد رضا و امیر عابد زاده ... هستند اما بی شک یکی از مشهور ترین آنها علی و ایرج دانائی فرد  بودند. علی دانائی فرد  پدر معنوی تاج ( استقلال )  است  که نزدیک به دو دهه مربیگری در این تیم کرد و ایرج دانائی فرد که مسیر رسیدن به دروازه موفقیت و شهرت را از دبیرستان ایران مهر( جائی که محمود مشحون ناظم او و پدرش معلم ورزش بودند و ستارگانی چون حسین فرزامی و منصور پور حیدری و ... در آن تحصیل می کردند  ) تا گل زنی در جام جهانی 1978 آرژانتین و بعدها  بازی به همراه یوهان کرایوف و پله  را دریبل زد و  ستاره ای  ماندگار در فوتبال ایران شد.

ایرج دانائی فرد که در دریبل زنی و یارگیری شهره بود نتوانست  چون هیچکس مرگ را دربیل کند و اسیر یارگیری مرگ در 67 سالگی شد.

دانائی فرد دوم فوتبال ایران  یکی از دو نماینده  از  تیم ملی ما  در تیم منتخب جام جهانی 1978 بود . مردی که در کنار آندرانیک اسکندریان در مقابل یاران  پله در تیم کاسموس نیویورک  بازی کردند.

قصه  ایرج دانائی فرد چون همه  هم نسلانش بود. مردانی که  در سکوت و بی ادعائی تلاش کردند و هیچگاه منتی بر سر ملت و کشورشان نگذاشته و برایشان افتخار آفریدند.

علی دانائی فرد در سال 1358 از دنیا رفت و  در روز  مسابقه بزرگداشتی که  برای او مابین استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه شهید شیرودی ( امجدیه سابق )  در همان سال برگزار شد اتفاقات خوبی رخ نداد و آن بازی نیمه تمام ماند . امید داریم روزی  برای  فرزند او یعنی ایرج دانائی فرد مسابقه ای دیگری برگزار کنیم و کمی از بی مهری و بی توجهی که به مردانی چون او در روزگار حیاتشان داشتیم را جبران کنیم که هیچ گناهی نداشتند جز آن که  به نکوئی زیستند.  

سهام   سر خابی ها حق مدیریت و برنامه ریزی و دانش است

  کتاب مالکیت خصوصی را درست بنویسیم / تورج عاطف

چون سالهای گذشته " رویای خصوصی سازی سرخابی ها " به گوش می رسد.  قرمزها و آبی هائی که در اقدامی همه دارائی های آنها به عنوان " حق مستضعفان "  مصادره شد و پس از چهار دهه سخن از این است  دو باشگاهی که میلیاردها پول  مردم یا به بیانی همین مستضعفین  صرف سو مدیریت های دولتی شد  دو باره به بخش خصوصی واگذار شود!

هنوز کتاب  اول واگذاری پرسپولیس و استقلال به صفحه آغاز نرسیده است که باج خواهی از آن شروع می شود .

 علی پروین می گوید :

باشگاه حق پیشکسوتان است

ما همیشه گفته‌ایم اگر قرار است یک روز پرسپولیس را به بخش خصوصی واگذار کنند، باید اول به ما بگویند. این باشگاه حق هواداران و پیشکسوتان است و ما می‌خواهیم در کنار هم، سرمایه‌ای که داریم را برای خرید باشگاه بگذاریم. ایرادی هم ندارد. بالاخره این پیشکسوتان برای باشگاه خیلی زحمت کشیده‌اند و باید یک جایی، نتیجه زحمات‌شان را بگیرند....

این جملات با الفاظ  هوادار و پیشکسوت شروع ولی در انتها تنها حق به پیشکسوت و دادن باج سبیل به آنها می رسد. می پرسیم آیا رئال مادرید حق دی استفانو و فرانس پوشکاش و ... است ؟  بارسلونا را باید مرحوم کرایوف و کوبالا و لوئیس سوارز ( هافبک اسپانیائی دهه 50 این تیم ) و..صاحب شوند ؟ بایرن مونیخ به بکن بائر و گرد مولر و پل برایتنر و  منچستر یونایتد به  دنیس لاو و جرج بست و برایان رابسون  داده می شود ؟ پاسخ به این سوال و این طرز فکر مشخص است " خیر "

امروز پاری سن ژرمن و منچستر سیتی و اینتر و میلان و  منچستر یونایتد و چلسی ... مالکانی دارند  که  نه تنها پیش کسوت این تیم نبوده و یا فوتبال حرفه ای بازی نکرده اند بلکه حتی  در کشورهائی که این تیمها بوجود آمده اند به دنیا نیامده اند. 

مالکیت نیاز به کسوت در بازیکنی و مربیگری ندارد بلکه به دانش و برنامه ریزی و مدیریت مرتبط است که بسیاری از این آقایان پیش کسوت هیچ اطلاعاتی از آن نداشته و یا حداکثر سابقه آنها حکایت های تلخ همکاری آنها با فاجعه ای به نام  استیل آذین است.

 سهام باشگاه های پرسپولیس و استقلال  باید به همه افراد حقوقی و حقیقی فروخته شود و این افراد  مدیرانی انتخاب کنند که بتوانند این تیمهای پر طرفدار را  از سر گردانی و بی پولی و تضعیف شدن و...نجات بدهند 

 مالکیت بر اساس شانتاژ حالا از راه رانت های مالی و یا بر اساس نام و سابقه باشد گردابی  می سازد که تیمهائی چون کشاورز و استقلال اهواز و ملوان و استیل آذین و... را با خود برد .

کتاب مالکیت خصوصی این تیم را از صفحه اول درست بنگاریم که  پایان منطقی نخواهد داشت

از توپ طلائی تا  خط دفاعی زرین

از توپ طلائی تا خط دفاعی زرین/ تورج عاطف

مدافعین و دروازه بان ها کمتر مورد توجه اهدا کنندگان جوایز بزرگ در فوتبال قرار می گیرند . در لیست برندگان توپ طلائی که از سال 1956 تا به 2018 در میان سیل بی شمار مهاجمین و هافبکها به چند مورد اندک چون کاناوارو ( 2006) وفرانس بکن بائر (1976 و 1972) و لو یاشین (1963) و... می تواند اشاره کرد که در نقش های تدافعی انجام وظیفه می کردند و صاحب این جایزه شده اند.

امسال هم قصه چندان فرقی با سالهای دیگر نداشت در بین  20 مرد برتر تنها یک دروازه بان ( کورتوآ) و دو مدافع ( راموس و واران ) را مشاهده می کردیم که تنها واران در بین 10 مرد برتر بوده  و مابقی کاندیدا ها  عملا هافبک و مهاجم  بودند که در بین هافبکها تنها می تواند پوگبا و کانته  را با قابلیت های تدافعی  دید.

علی رغم این نگاهی که در  تماشاچیان فوتبال واهدا کنندگان جوایز وجود دارد باید اذعان کنیم که با توجه به نوع فوتبال  امروز که فضاها اندک و گل زدن سخت و جنگهای فیزیکی در اولویت هستند  نقش مدافعین و دروازه بان ها برای حفظ دستاوردهای یک تیم بسیار حیاتی است و این دقیقا همان طرز تفکری است که بسیاری از مربیان به آن اعتقاد داشته  و بی گمان برانکو ایوانکوویچ سر مربی موفق پرسپولیس در زمره آنها است.

تیم برانکو در 13 مسابقه  میانگین 2/07  امتیاز در هر بازی را با 27 امتیاز بدست آمده و معدل تنها 4 گل خورده در 13 بازی یعنی به طور متوسط در هر بازی 0.3 گل یا به بیانی در هر سه بازی یک گل خورده   توانسته است  معدل کم یک گل زده در هر بازی که با رقیب سنتی اش  یعنی استقلال در آن شریک  است   با خط دفاع بی نظیر  خصوصا  قلب تپنده اش  که سید جلال حسینی و شجاع خلیل زاده هستند  را به خوبی جبران کنند. 

البته در کسب این مدل باید به جنگندنی خط میانه که آنجا هم در مرکزش شرایط با  نور الهی و کامیابی نیا مطلوب است  هم نگاه ویژه ای داشت که کمک فراوانی به خط تدافعی تیم می کنند.

پرسپولیس سخت گل می زند زیرا مدافعین کناری متخصص اش مصدوم شده  و با وینگرها هماهنگ نیستند و  عملا در کناره ها مشکلات بی شماری برای انتقال توپ از بخش تدافعی به فاز تهاجمی دارند و در این چند بازی که نعمتی و مصلح و انصاری مصدوم شده اند این مشکلات بیشتر شده است اما خط دفاعی زرین این تیم هم گل نمی خورد و در بازی های اخیر با گل زنی های شجاع خلیل زاده نشان داده است که چه نعمتی هستند علی رغم آن که جهان فوتبال همچنان چشم به ستاره هائی دارد که  خصوصیت و پستهای  تهاجمی دارند اما بدون نیروی تدافعی  خوب عملا تهاجم بی فایده است  و این گونه است که پرسپولیس همچنان به موفقیت هایش ادامه می دهد.

حکایت زیبای آموزگار خوب

حکایت زیبای آموزگار خوب/ تورج عاطف

روز سوم آذر ماه که می رسد   به یاد پرویز خان دهداری می افتیم .   معلم اخلاق پرویز دهداری به دو دیدگاه مشهور است .

 

دیدگاه اول او در یک مفهوم بزرگ " تیم به جای فرد گرائی " مطرح است . روزگاری که امه ژاگه مردانی چون اریک کانتونا و دیوید ژینولا را پس از حذف  تیم فرانسه در راه جام جهانی 1994 خط زد و با نسلی از جوانان حرف گوش و مستعدی چون زیدان و دیدیه دشامب و لوران بلان و ... فرانسه ای را ساخت که قهرمان جام جهانی 1998 و یورو 2000( که به رهبری روژه لومه ) دست یافت بسیاری نمی دانستند تحسین ژاگه بخاطر توجه به تیم به جای ستاره ها کاری بود که پرویز خان دهداری یک دهه قبل  از آن تاریخ و پس از استعفای دسته جمعی ستارگان بازیهای آسیائی 1986 کره جنوبی انجام داد و نسلی دگر را به فوتبال ایران معرفی کرد که بعد ها در بازیهای آسیائی 1990 قهرمان شدند اما او تنها با پرتاب گلوله های یخی به سمتش مورد خطاب قرار گرفت. 

دیدگاه دوم پرویز خان دهداری انضباط و ادب و احترامی بود که نسبت به مقوله ورزش و ورزشکارانش به عنوان یک اصل اجباری  آن را اجرا می کرد.

  امسال درست یک روز پس از سالگرد مرگ  پرویز خان دهداری بار دیگر حکایت زیبائی از او را در قامت یکی از شاگردان با استعدادش یعنی مهندس محمد تقوی مشاهده می کردیم . سر مربی محترم و با دانش  تیم تراکتور سازی تبریز دو اصل بزرگ پرویز خان دهداری و فوتبال  و اصولا مدیریت و جامعه مدرن را اجرا کرد و آنها  چیزی نبودند  جز آن که

1/" کار تیمی مهم تر از قابلیت های فردی است"

2/" اخلاق و ادب لازمه پیشرفت و موفقیت است".

محمد تقوی  نشان داد که علاوه بر دانش مربیگری که ماحصلش را در بازیهای امسال تراکتور سای مشاهده می کنیم به اصول  هم بسیار پایبند است .

او بسیار راحت ستارگان بی انضباط را کنار می گذارد و با ادب و متانت و اخلاق صحیح خود به خوبی آموزه های استاد و مرد اخلاق فوتبال ایران را نشان می دهد حتی اگر گزارشگر مسابقه با لحن نامحترمانه از  او ایراد بگیرد  ! 

برای تقوی عزیز  آرزوی موفقیت داریم زیرا  فوتبال ایران  به  دانش و فرهنگی که او  نماشگر آن است بسیار احتیاج دارد  .

ای کاش در دیگر عرصه های فوتبال  خصوصا در عرصه رسانه ای که مجریانش متعجب می شوند که چرا مردم برای موفقیت والیبال که یکی از پر افتخار ترین  رشته های ورزش های  در خیابانها چون فوتبال شادمانی می کنند و دگر مجریش همچنان اصرار به استفاده از الفاظ قهوه خانه ای  دارد و... همچنان شاگردانی از نسل بهمنش ها یافت می شد هر چند که  به بهمنش هم چون دهداری فرصت چندانی برای انتقال دانش و تجربه هایش را  ندادند  . افسوس