قصه المپيك

چند روزي از المپيك گذشته است و به روال چند سال گذشته و به مناسبت رويدادها كمي از حكايتهاي تاريخي  آن مي گويم  تا اين رويداد اجتماعي را به نوعي ديگر ارج نهيم

قرن ها پيش نهال رويدادي اجتماعي در كوه المپ كاشته شد  و نخستين رقابت رسمي ورزشي تاريخ تمدن بشر به نام الميك پا به عرصه ظهور نهاد نخست اين مراسم تنها يك رويداد مذهبي بودو با نيت مراسم دعا و پرستش زئوس خداي خدايان يونان باستان  برپا مي شد اما پس از گذر چند سال جشن و شادماني و شعر خواني و حركات موزون هم به مراسم مذهبي اضافه شد و در پي آن رقابتهاي ورزشي هم به آن افزوده گرديد

يونانيان جدول تاريخ وقايع سرزمين خود را بر اساس يك دوره چهار ساله تنظيم مي كردند و هر دوره چهار ساله را المپياد مي ناميدند و به همين دليل جشني كه دركوه المپ برگزار مي شد را المپيك ناميدند

نخستين دوره المپيك در 776 سال پيش از ميلاد  برگزار شد المپيك تا دوره پانزدهم خود فقط يك مسابقه  داشت و آن مسابقه دو امدادي به مسافت 200 يارد ( 180 متر)بود اما در سال 708 پيش از ميلاد مسابقات كشتي  و در سال 688 پيش از ميلاد بوكس در سال 680 پيش از ميلاد ارابه راني هم به آن اضافه شد تا سال 680 پيش از ميلاد اين مسابقات تنها در يك روز انجام مي شد اما از اين سال به پنج روز افزايش يافت و درست در همين دوره بود كه رشته پنتاتلون ( پنج گانه ) هم به آن اضافه شد و هر ورزشكاري كه حداقل در سه رشته از پنج رشته به پيروزي مي رسيد فاتح رقابتها پنتاتلون المپيك  مي شد

  در سال 400 پيش از ميلاد بازيهاي المپيك به اوج دوران شكوفائي خود رسيد و آوازه شهرت اين بازيها به فراتر از مرزهاي يونان رسيد و در بين آثار تاريخي بر جاي مانده از ليبي و مصر و فنيقيه ( بخشي از لبنان و سوريه ) شاهد سروده هائي در وصف قهرمانان المپيك  يونان هستيم

 با افول امپراتوري يونان و قدرت گرفتن روميان بازيهاي المپيك چون هر نماد يوناني به انزوا رفت و كمتر كسي از آن ياد مي كرد قرن ها از اين واقعه گذشت تا اين كه در سال 1612 روبرت دنور انگليسي در شهر كسل – ورلد – هيل (castel world hill) زمينه  رقابتهاي ورزشي در رشته هاي شطرنج و پرتاب چكش و پرش و اسب دواني و كشتي فراهم كرد كه بعلت عدم استقبال عمومي و هزينه هاي سرسام آوري كه داشت ادامه نيافت در قرن هيجدهم ميلادي گروهي از دانشجويان دانشگاه كمبريج انگلستان تلاش ديگري براي برپائي المپيك ديگر با برگزاري تعدادي از بازيهاي ورزشي آغاز كردند كه اين تلاش هم ادامه نيافت در قرن نوزدهم چند فعاليت  در سالهاي 1838 و 1850 و 1861 براي احيا مجدد بازيهاي المپيك صورت گرفت اما ناكام ماند تا اين كه در سال 1863 كودكي در فرانسه به نام پير – دو كوبرتن چشم به جهان گشود كه بعدها به لقب بارون مفتخر شد او در دوران جواني بعنوان سرباز در جنگ فرانسه و پروس (آلمان و اتريش) شركت كرد و شاهد شكست كشورش بود پير دو كوبرتن در تحليل هاي مختلف از اين جنگ و بررسي علت شكست فرانسوي ها به اين نتيجه رسيد كه جوانان و سربازان فرانسوي  در مقابله با سربازان پروسي از ضعف شديد قواي بدني رنج مي بردند و از اين رو معتقد بود كه بايد سيستم آموزش تربيت بدني وورزش در سطح مدارس فرانسه بايد تغيير كند وبارون  پير دوكوبرتن براي  رفع اين نقص بزرگ و تربيت نسلي ورزيده سفرهاي فراواني به انگلستان نمود و در شيوه هاي تربيت بدني بريتانيائي ها تحقيق و پس از آن به ايالات متحده آمريكا رفته و طرحهاي خود را تكميل كرد و در پي ايجاد يك سيستم رقابتي ورزشي جهاني افتاد و سپس با فراخوان بين المللي نخستين كنگره جهاني تربيت بدني را به سال 1892 در پاريس تشكيل داد بارون دوكوبرتن پيشنهاد برگزاري يك فستيوال بين المللي ورزشي را در همين كنگره مطرح كرد اما كمتر مورد استقبال گرفت اما در پي تلاشهاي مستمر او سر انجام در كنگره 23 ژوئن سال 1894 تعداد 79 نماينده از 12 كشور آغاز مجدد بازيهاي المپيك را تصويب كردند و قرار شد نخستين دوره مسابقات المپيك نوين در موطن باستاني  اش يعني در يونان و در سال 1896 شروع به كار كند و بازيهاي المپيك آتن در تاريخ پنجم آوريل 1896 در ورزشگاه المپيك آتن افتتاح شد و در اين دوره ورزشكاران در نه رشته ورزشي دوچرخه سواري , شمشير بازي , ژيمناستيك و تير اندازي , شنا , تنيس,وزنه برداري ,كشتي ودووميداني به رقابت بر خواستند تعداد ورزشكاران اين دوره نزديك به 311 نفر بودند كه 230 نفر يوناني و بقيه از بين جهانگرداني انتخاب شدند كه به يونان سفر كرده بودند  در نخستين دوره به برندگان رتبه اول يك مدال نقره به همراه تاج گل  و برگ درخت زيتون و به نفر دوم يك مدال برنز و نفر سوم مدالي دريافت نمي كرد  نخستين قهرمان المپيك نوين جيمز كونورلي از ايالات متحده بود كه در پرش سه گام موفق به كسب اين مقام شد اتفاق جالب در اين مسابقات كسب مقام قهرماني در دو ماراتون توسط يك يوناني بود كه به او جوايز مهمي از سوي مردم يونان تقديم شد كه از جمله جوايز آرايش موي سر مجاني  قهرمان و خوردن غذاي رايگان  در رستوران مورد علاقه اش تا پايان عمر بود

در سال 1900 كميته ملي المپيك در پاريس تشكيل شد و به پاس خدمات شايسته بارون پير دوكوبرتن در تجديد سازمان و حيات مجدد بازيها نشان پيشنهادي وي را كه متشكل از پنج حلقه تو در تو و نشان اتحاد بين پنج قاره جهان بود بعنوان نشان المپيك تصويب شد

  پس از اين المپيك اتفاق هاي بزرگ ديگري در المپيك ها رخ داد كه شايد مهمترين هاي آنها كسب قهرماني هاي متوالي جسي اوونس در المپيك 1936 برلين بود كه موفقيت اين سياه پوست آمريكائي خشم حاكمان نژاد پرست نازي را بر انگيخت و يا اعتراض  سياسي ورزشكاران آمريكائي در المپيك 1968 مكزيكو سيتي و يا  كشته شدن ورزشكاران اسرائيلي در المپيك مونيخ 1972 و تحريم المپيك 1976 مونترال توسط آفريقائي ها بعلت حضور نمايندگان كشور آپارتايد  آن روزگار آفريقاي جنوبي و تحريم المپيك مسكو 1980 و 1984 لس آنجلس در سالهاي بعدي بود المپيك 1988 و جنجال دوپينگ دونده كانادائي به نام بن جانسون و آزادي حضور ورزشكاران حرفه اي در المپيك 1992 بارسلونا   از ديگر حوادث نادر المپيك ها تا به امروز بوده است

و حال بار ديگر المپيك ديگر با ميليونهاي كيلومتر فاصله از افكار بارون پير دو كبرتن  در لندن برگزار مي شود ولي بايد گفت هنوز هم المپيك پر از زد و بند و تباهي و فساد مالي و در سايه وحشت تروريست شادماني هاي مخصوص خود را خواهد داشت

تورج عاطف

 مجله پنجره : 7 امرداد 1391

درس افتتاحيه

شايد يكي از جذاب ترين بخشهاي مسابقات المپيك مراسم افتتاحيه آن باشد كه ميزبان با هزاران ترفند سعي دارد كه آن را در خفا تمرين كند تا با اجراي آن در روز نخست جهاني را به شگفتي ببرد و از اين رو است كه كشورهاي ميزبان با استفاده از تمامي پتانسيل هنري و صنعتي خود جهان را وادار به تحسين كشورشان بنمايند و المپيك لندن 2012 هم از اين قاعده مستثني نبود

 در مراسم افتتاحيه المپيك لندن همگي شاهد بوديم كه تاريخ بريتانيا به تصوير كشيده شد و شايد بسياري از جميعت جهان را به شگفتي فرو برد كه به چه علت  افتتاحيه يك مسابقه جهاني بايد تا اين حد جنبه ملي داشته باشد شايد بسياري علت اين امر را نمي دانند چنانچه نگارنده هم بر حسب حدس و گمان نظريه اي دارد و آن را اين گونه شرح مي دهد كه بعلت اين كه المپيك 2012 با استقبال و شوق عميق مردم انگلستان روبه رو نشد و بسياري از مردم با توجه به مشكلات سياسي و اقتصادي خود نگاه بدبينانه اي به المپيك داشتند برگزا ر كنندگان مراسم المپيك با ارائه تاريخي از انگلستان مي خواستند روزهاي سخت  و عبور از آنها را ياد آوري كرده و اميد را به كشور باز گردانند و از سوي ديگر نشان دهند كه اعطاي ميزباني المپيك و اعتماد جامعه بين المللي به كشور ميزبان ماحصل قرن ها سعي و تلاش و كوشش و جانفشاني بريتاني ها بوده است و  از اين رو نبايد المپيك را واقعه اي سخيف دانست هر چند كه ملعبه بسياري از شر كتها و باندهاي تجاري شده است

شايد چنين درسي بتواند براي فوتبال ما هم مورد استفاده قرار گيرد و آن چيزي جز اين نيست كه بزرگان فوتبال ما قدر و قيمت خود را با نگاهي دو باره به تاريخ حضور خود بدانند امروز بزرگ پرسپوليس محابا قدر و ارزش خود را نمي داند و از اعتبار خود خرج مي كند نخستين نگاه را به علي پروين مي اندازيم او 40 سال است كه در فوتبال كشور حضور دارد او در كسوت بازيكن و مربي افتخارات زيادي كسب كرده شايد اگر مراسمي و يا فيلم مستندي براي علي پروين نمايش داده مي شد كه افتخارات و حضورش را به تصوير مي كشيد  امروز او را ملعبه سياسي كاري ها مي ديديم ؟

آن روزها كه پروين بازو بند كاپيتاني تيم ملي و پرسپوليس را مي بست امثالي چون غمخوار و رويانيان و كاشاني و انصاري فرد و خطيب كجا بودند ؟آيا پروين بايد اين گونه حقير شود كه پست او را به يك باره بگيرند و بعد بگويند ماموريت تو تمام شده است ؟ پروين نبايد شان خود را حفظ مي كرد و اصلا هيچگاه اين چنين از اعتبار خودش خرج نمي كرد ؟ انگليسي ها در مراسم افتتاحيه خود دوران فئوداليزم و انقلاب صنعتني و جنگهاي جهاني را به تصوير كشيدند تا به مردم بي انگيزه خود ياد آوري كنند كه چه ملت بزرگ و تاريخ بزرگي دارند آيا زمان اين فرا نرسيده كه امثال پروين به خودشان آيند و بدانند كه در فوتبال نبايد اين گونه ملعبه شوند و چقدر بزرگ هستند  ؟ و يا همايون بهزادي را بخاطر مي آوريم هنوز در ميان كلكسيون كيهان ورزشي قديمي من عكسي وجود دارد كه همايون بهزادي را نزديك به بيست سانتيمتر بالاتر از دستهاي دروازه باني نشان مي دهد و تيتري كه " بالا بالا بالاتر "

 او كاپيتان ايران و پرسپوليس بود آيا بايد به امثال همايون بهزادي ها كساني چون رويانيان مجوز دائمي مدرسه فوتبال پرسپوليس را با منت بدهند و آن را رسانه اي بكنند ؟ چرا اين بزرگان ما قدر خود را نمي دانند ؟ در كميته فني پرسپوليس بزرگاني وجود دارند كه هر كدام كاپيتان تيم ملي و پرسپوليس بوده اند مرداني چون آشتياني و درخشان و پروين ...آيا اين كميته فني بايدمورد پرخاش رويانيان قرار گيرد ؟ همين مسئله براي استقلال نيز هست رسولي نژاد در چه جايگاهي است كه از مسائل فني استقلال ايراد بگيرد ؟روي نيمكت استقلال قلعه نوعي و ستار همداني و مير شاد ماجدي و حميد بابازاده هستند كه سالها در فوتبال بوده اند و يا مرداني چون رحمتي و نكونام و حيدري ... هستند كه اميد هاي ما براي جام جهاني بوده و هستند آن وقت رسولي نژاد بايد براي استقلال نسخه فني بچيچد ؟ از فرهاد مجيدي مي پرسيم آيا در شان او است كه اين گونه ملعبه امثال رسولي نژاد ها قرار گيرد؟ فوتبالي ها ما نياز به يك باز پخش افتخارات خود دارند آنها بايد بدانند كه براي رسيدن به اين جايگاه خود چه مسيرهائي را پيموده و در شان آنها نيست كه اين گونه تحقير سياسيوني شوند كه تازه قدم به اين وادي گذاشته و هيچگاه نمي توانند سر رشته كار را در دست گيرند و فردا روزي هم چون غمخوارها و كاشاني ها و قريب ها و آشتياني ها ... مي روند اما امثال پروين ماندني است اگر قدر خود را بداند كاش از درس افتتاحيه المپيك درس بگيريم